ویرتا

آیا گنبد آهنین، توان مقابله با روزانه ۲۰۰۰ موشک مقاومت را دارد؟!

۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۶


کارشناسان نظامی اسرائیل اذعان کرده اند که حزب الله بیش از صد هزار موشک آماده به شلیک در حجم و ابعاد مختلف دارد که چنانچه جنگی دربگیرد می‌تواند روزانه با دو هزار موشک عمق سرزمین‌های اشغالی را هدف قرار دهد.

به گزارش مصاف؛ “رأی الیوم” در مقاله ای به قلم “عبدالباری عطوان” نوشت: کسانی که این روزها روزنامه ها و مطبوعات لبنان و اسرائیل و نیز گفتگوهای سیاسی تلویزیونی دو طرف را دنبال می کنند به این برداشت قطعی می رسند که احتمال جنگ میان رژیم صهیونیستی و حزب الله نزدیک است و بیشتر نشانه ها، تحلیل ها و مواضع ژنرال ها در همین راستاست.

آنچه تنور این پیش بینی ها را گرم تر می کند، اقدام اخیر حزب الله در جمع آوری خبرنگاران لبنانی و خارجی در جنوب لبنان است که طی آن رزمندگان حزب الله با تمام تسلیحات خود، تنها در چند متری مرزهای فلسطین اشغالی ظاهر شدند. حزب الله از این طریق این پیام روشن را به اسرائیل داد که تهدیدهای آن درخصوص جنگ را کاملا جدی می گیرد.

روزنامه صهیونیستی “جزروالم پست” چند روز پیش از وجود طرحی برای تخلیه منطقه مرزی “الجلیل” واقع در نزدیکی لبنان از صدها هزار اسرائیلی مقیم در آنجا از بیم بروز جنگ خبر داد و محافل آکادمیک رژیم صهیونیستی معتقدند انتخاب دونالد ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا و حمایت نامحدود او از “بنیامین نتانیاهو” و نیز تلاشش برای تجمیع برخی کشورهای عربی جهت تشکیل “ناتو عربی” علیه ایران، چه بسا نگرانی ها از آغاز جنگ را افزایش می دهد.

کارشناسان نظامی اسرائیل اذعان کرده اند که حزب الله بیش از صد هزار موشک آماده به شلیک در حجم و ابعاد مختلف دارد که چنانچه جنگی دربگیرد می تواند روزانه با دو هزار موشک عمق سرزمین های اشغالی را هدف قرار دهد که تعداد این موشک ها در جنگ تموز ۲۰۰۶، روزانه ۱۵۰ فروند بود.

سران رژیم صهیونیستی اکنون حزب الله را خطرناکتر از هر زمان دیگری می دانند، چرا که آن امروز بسیار قدرتمند است و تجربه رزمی اش بسیار بالاتر است.

آنچه در حال حاضر بیش از همه سران رژیم اسرائیل را نگران می کند این است که نفوذ حزب الله و محور مقاومت در جنوب سوریه افزایش یافته و جبهه جولان اشغالی فتح شود؛ این نگرانی همان چیزی است که علت ترور شهید سمیر القنطار –سردار اسرای عرب در زندان های اسرائیل- و شهید عماد مغنیه که هردو برای فتح جبهه جولان اشغالی برنامه ریزی کرده بودند را تبیین می کند.

از طرف دیگر، تهدیدات سید حسن نصرالله درخصوص حمله به مخازن گازهای سمی ایمونیا در حیفا و رآکتورهای هسته ای دیمونا، در چارچوب جنگ روانی مطرح نمی شود، بلکه بازتابی از حالت اعتماد به نفس روزافزون رهبر مقاومت در جنوب و ایجاد رعب و وحشت در دل صهیونیست هاست. چه بسا عرصه نزاع در هر دو جبهه لبنانی و سوری آماده جنگ است و این آرامش کنونی شاید دیری نپاید.

تمام گنبدهای آهنین جهان هم که جمع شوند نخواهند توانست دوهزار موشکی که به مانند باران در شهرها و شهرک های مختلف اسرائیل در سرزمین های اشغالی فرود خواهند آمد را مهار کنند و چه بسا اگر جنبش حماس و دیگر گروه های مقاومت نیز به این جنگ بپیوندند و آتش انبارهای موشک خود را به روی سرزمین های اشغالی بگشایند، اتفاقات خطرناکتری رخ دهد؛ چراکه این جنگ در حال وقوع، مادر و پدر تمام جنگ ها و چه بسا آخرین آن خواهد بود و پیروزی محور مقاومت در آن محتمل تر و قوی تر است؛ دلیل این امر بسیار ساده است، چرا که سربازان اسلام، ارتشی سنتی نیست، بلکه گروه های مقاومت مومنی هستند که به شهادت چشم دوخته اند.

منبع:خبرگزاری شبستان

مرحوم سهراب کبیری، نمونه‌ی بارز یک فعال قرآنی در استان بود

۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۶

گروه فعالیت‌های قرآنی: پیشکسوت قرآنی و استاد و قاری قرآن، در غم از دست دادن یکی از فعالان قرآنی این استان گفت: مرحوم سهراب کبیری، نمونه‌ی بارز یک فعال قرآنی در استان بود.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا) از چهارمحال و بختیاری، به نقل از روابط عمومی اداره کل تبلیغات اسلامی، علی اسماعیلی، پیشکسوت، استاد و قاری قرآن، گفت: از سال ۱۳۶۷ در جلسات قرائت قرآن کریم با مرحوم سهراب کبیری آشنا شدم، از همان برخورد اولیه به دلیل روحیه نشاط و شادابی که در چهره وی مشهود بود و برخورد شایسته‌شان، شیفته اخلاق پسندیده‌اش شدم و دوستی ما شکل گرفت.

اسماعیلی افزود: برای شرکت در مسابقات کشوری و همایش‌های قرآنی بارها با ایشان هم‌سفر بودم و خاطرات شیرین آن سفرها پیوسته با من همراه است.

وی ادامه داد: برخورد شایسته و متین، شادابی و نشاط، ‌خوش‌سخنی، تواضع و فروتنی، شوخ‌طبعی، توجه به نماز جماعت اول وقت و عشق‌ورزی به قرائت قرآن کریم و شیفتگی به اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام از خصوصیات بارز اخلاقی ایشان بود.

پیشکسوت قرآنی چهارمحال و بختیاری از دیگر خصوصیات مرحوم کبیری گفت: در داوری مسابقات قرآن کریم شاهد دقت نظر وی در اجرای عدالت بودم چنان چند به صدم های نمرات شرکت کنندگان نیز دقت داشت که مبادا حق شرکت کننده ای ضایع شود.

علی اسماعیلی بیان کرد: آنقدر به خدمت گزاری به ساحت قرآن کریم و اهل بیت علیهم السلام عشق می ورزید که قبل از بازنشستگی بارها آرزو می کرد که باز نشسته شود تا فرصت بیشتری برای تدریس قرآن کریم داشته باشد و پس از بازنشستگی از صدا و سیمای مرکز استان بیشتر وقت خود را صرف همکاری با دارالقرآن الکریم استان و تدریس قرآن کریم می کرد.

اسماعیلی افزود: مرحوم کبیری را برای هربرنامه قرآنی که دعوت می کردیم با روی باز می پذیرفت و بدون تأخیر درجلسه حاضر می شد و خوش قولی از صفات بارز وی بود.

رئیس سابق اداره امور قرآنی چهار محال و بختیاری گفت: تلاوت های زیبا و دلنشین ایشان که به اخلاص خاص خودش تلاوت می کرد را هرگز از یاد نخواهم برد.

وی ادامه داد: روحیه بذله گویی و نشاط و شادابی مرحوم کبیری زبانزد خاص و عام بود و در جمع های قرآنی گل سر سبد مجلس بود.

اسماعیلی در پایان گفت: دوست مرحومم، خود را وقف قرآن کریم و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام کرده بود و در این راه از هر کوششی دریغ نمی کرد و ان شاء الله روحش با اولیاء الله محشور شود.

گفتنی است، استاد سهراب کبیری، قاری، داور و پیشکسوت قرآنی چهارمحال و بختیاری ۶ اردیبهشت ۹۶ در سن ۵۰ سالگی بر اثر ضایعه قلبی دار فانی را وداع گفت.

مزار شمارى از علما و صُلَحا در نجف

۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۶

مرقد تعدادی از علما و صلحای برجسته در نجف را معرفی کنید.

۱.مزار شيخ طوسى (م ۴۶۰ ق)

مرقد شيخ ابوجعفر محمّد بن حسن طوسى (۳۸۵۴۶۰ ق) بيرون باب الطوسى حرم مطهّر امير مؤمنان عليه السلام و در «شارع الطوسى» قرار دارد. اين جا سكونتگاه شيخ طوسى بود كه در سال هاى ۴۴۸ تا ۴۶۰ ق، يعنى به هنگام هجرتش به نجف، در آن جا مى زيست. او پيش از آن در بغداد اقامت داشت و از محضر شيخ مفيد و سيّد مرتضى بهره برد و پس از وفات سيّد مرتضى، به مرجعيت شيعه رسيد. شيخ طوسى وصيت كرد كه از اين مكان به عنوان مسجد استفاده كنند و خود او را نيز پس از مرگ، در آن جا به خاك بسپارند. شيخ طوسى ـ كه به «شيخ الطائفه» مشهور است ـ تأليفات فراوانى در دانش هاى گوناگون اسلامى از خود برجاى گذاشته است. نقش او به عنوان مؤسّس حوزه علميه نجف، بر همگان روشن است.[۱]

۲.مزار علاّمه حلى (م ۷۲۶ ق)

علاّمه جمال الدين حسن بن يوسف بن مطهر حلّى، متولّد ۶۴۸ ق، از عالمان بزرگ قرن هشتم هجرى، در حجره اى ميان ايوان طلاى حرم امام على عليه السلام در سمت راست (كنار گل دسته شمالى سمت باب طوسى) به خاك سپرده شده است. علاّمه حلّى، بيش از صد جلد كتاب در فقه، اصول و ديگر دانش ها تأليف كرد. شيعه شدن سلطان محمّد خدابنده، از ايلخانان مغول، به سبب تلاش هاى اوست.[۲]

۳.مزار مقدّس اردبيلى (م ۹۹۳ ق)

احمد بن محمّد اردبيلى، معروف به «مقدّس اردبيلى» از عالمان قرن دهم هجرى است كه در ۹۹۳ ق وفات يافت و در ايوان طلاى صحن حرم امام على عليه السلام داخل حجره اى در كنار مناره جنوبىِ سمت باب قبله، دفن شد.[۳]

۴.مزار ملاّ مهدى نراقى (م ۱۲۰۹ ق)

ملاّ محمّدمهدى فاضل نراقى، درگذشته به سال ۱۲۰۹ ق، با پسرش ملاّ احمد در ايوان العلما[۴] (ضلع شمالى رواق حرم رو به روى باب طوسى)، مدفون هستند[۵] و به فاضلين نراقيين معروف اند. ملاّ مهدى، صاحب تأليفاتى در زمينه اخلاق و فقه و… از جمله: جامع السعادات است.

۵.مزار ملاّ احمد نراقى (م ۱۲۴۵ ق)

ملاّ احمد نراقى، فرزند مهدى متولّد ۱۱۸۵ق، از مراجع شيعه در ابتداى عصر قاجار و استاد شيخ مرتضى انصارى بود. او در ۱۲۴۵ ق، در نراق از دنيا رفت و بعد از انتقال به نجف، در ايوان علما كنار پدرش به خاك سپرده شد. وى داراى آثار فراوانى از جمله معراج السعادة است.[۶]

۶.مزار خاندان سيّد مهدى بحر العلوم (۱۲۱۲ق)

سيّد محمّدمهدى طباطبايى معروف به بحر العلوم، متولّد سال ۱۱۵۵ق و متوفّى ۱۲۱۲ق است. آرامگاه وى و فرزندانش در حجره اى كنار مسجد شيخ طوسى در شارع طوسى قرار دارد كه درب آن به حيات مسجد باز است. اين آستان، داراى گنبد و عمارت بسيار زيبا و كاشى كارى شده در اواخر قرن چهاردهم هجرى است.

علاّمه بحر العلوم علاوه بر كارهاى علمى، بويژه تعيين ميقات هاى احرام و حدود منا و عرفات، اقدامات فراوانى در آبادانىِ مرقد مطهّر امام على عليه السلام انجام داد.[۷]

۷.مزار صاحب جواهر (م ۱۲۶۶ق)

محمّدحسن نجفى معروف به صاحب جواهر (متولّد حدود ۱۲۰۰ ق) از فقهاى نامدار شيعه و صاحب كتاب ارزشمند جواهر الكلام فى شرح شرايع الاسلام است. وى شاگردانى چون شيخ انصارى داشت. پس از وفات در شعبان ۱۲۶۶ ق، در مقبره اى كه به نام ايشان مشهور است، به خاك سپرده شد. اين مقبره در جنب مسجدش در محله العماره در شمال غرب حرم مطهّر، شارع امام زين العابدين غربى واقع شده است.[۸]

۸.مزار علاّمه شيخ مرتضى انصارى (م۱۲۸۱ق)

علاّمه شيخ مرتضى انصارى دزفولى، متولّد ۱۲۱۴ق، فقيه و اصولى و مرجع بزرگ شيعه و شاگرد صاحب جواهر در سال ۱۲۸۱ ق، در نجف از دنيا رفت و در ورودىِ باب القبله صحن مطهّر به خاك سپرده شد.[۹]

۹.مزار سيّد اسد اللّه  شفتى اصفهانى (م۱۲۹۰ق)

سيّد اسد اللّه  شفتى فرزند محمّدباقر شفتى(بانى مسجد سيد در اصفهان)، از عالمان بزرگ اصفهان، متولد ۱۲۲۷ق، به هنگام سفر به عتبات، در كرند از دنيا رفت. بدن او را به نجف انتقال دادند و در صحن امام، در اوّلين مقبره شرقى باب القبله مقابل مقبره شيخ انصارى، به خاك سپردند.[۱۰]

۱۰.مزار شيخ جعفر شوشترى (م۱۳۰۳ق)

شيخ جعفر شوشترى، متولّد ۱۲۲۷ ق، از شاگردان شيخ مرتضى انصارى و صاحب جواهر بود. كتاب خصائص الحسينيه او از شهرت ويژه اى برخوردار است. وى در سال ۱۳۰۳ ق، از دنيا رفت ودر بالاسر، ابتداى درب رواق ابو طالب در غرب حرم مطهّر، دفن گرديد.[۱۱]

۱۱.مزار ميرزاى شيرازى(م۱۳۱۲ق)

سيّد محمّدحسن معروف به ميرزاى شيرازى، فرزند ميرزا محمود، متولّد سال ۱۲۳۰ق، شاگرد شيخ مرتضى انصارى، مرجع تقليد شيعه و صاحب فتواى معروف تحريم تنباكوست. وى در ۱۳۱۲ ق در سامراء از دنيا رفت و در صحن مطهر امام على عليه السلام در حسينيه (مدرسه) غرويه، در مجاورت باب طوسى دفن شد.[۱۲]

۱۲.مزار ميرزا حبيب اللّه  رشتى(م۱۳۱۲ق)

ميرزا حبيب اللّه  رشتى، فرزند ميرزا محمّدعلى خان، از فقهاى شيعه و از مجتهدان مبرّز، در سال ۱۲۳۴ق، در املش به دنيا آمد. او از شاگردان به نام صاحب جواهر و شيخ مرتضى انصارى است. وى در چهاردهم جمادى الثانى سال ۱۳۱۲ق، در نجف درگذشت و در حجره شماره ۲۶ كنار باب الساعة در سمت شرق صحن مطهّر، دفن شد.[۱۳]

۱۳.ميرزا محمّدحسن آشتيانى (م ۱۳۱۹ق)

ميرزا محمّد حسن آشتيانى، متولّد حدود سال ۱۲۴۸ ق، در آشتيان، از علماى بنام شيعه و از شاگردان شيخ انصارى بود. او در سال ۱۲۸۱ق، در جريان نهضت تحريم تنباكو، نقش اساسى داشت. وى در ۲۸ جمادى الاُولى ۱۳۱۹ ق، در سن ۷۱ سالگى، در تهران بدرود حيات گفت. پيكرش را در جوار عبد العظيم حسنى به امانت سپردند. سپس به نجف انتقال داده شد و در ابتداى درب رواق ابوطالب در كنار قبر مرحوم شيخ جعفر شوشترى، دفن گرديد.[۱۴]

۱۴.مزار ميرزا حسين نورى (م ۱۳۲۰ق)

ميرزا حسين نورى، متولّد ۱۲۵۴ ق، از شاگردان ميرزاى شيرازى و شيخ مرتضى انصارى و استاد حاج شيخ عبّاس قمى است. او صاحب آثار مهمى از جمله مستدرك الوسائل است. وى در ۱۳۲۰ ق، وفات يافت و در سومين ايوان شرقى باب القبله، ورودى حجره شماره پانزده، دفن شد.[۱۵]

۱۵.مزار آخوند خراسانى(م ۱۳۲۹ق)

شيخ محمّد كاظم خراسانى مشهور به آخوند خراسانى، متولّد ۱۲۵۵ق، فقيه و اصولى بزرگ، از شاگردان شيخ مرتضى انصارى و ميرزاى شيرازى است. وى تأليف مشهورى با عنوان كفاية الاُصول دارد كه امروزه متن درسىِ حوزه هاى علميه است. آخوند خراسانى از رهبران مذهبى و فكرى مشروطيت بود. در سال ۱۳۲۹ ق، هنگامى كه مى خواست براى اصلاح مشروطيت و مبارزه با سلطه بيگانگان به ايران بيايد، به طرز مشكوكى وفات يافت و در حجره شماره ۲۶ كنار باب الساعة، در دروازه شرقى صحن مطهّر، دفن شد.[۱۶]

۱۶.مزار رئيس على دلوارى (م ۱۳۳۳ق)

رئيس على دلوارى، متولّد ۱۲۶۱ش (۱۲۹۹ق) آزادى خواه مشروطه طلب و رهبر قيام جنوب در تنگستان و بوشهر عليه نيروهاى بريتانيا در دوره جنگ جهانى اوّل بود. وى را در ۳۳ سالگى به سال ۱۲۹۴ش (۱۳۳۳ق) به شهادت رساندند. پيكر او ابتدا در نزديكى حرم امام زاده اى در روستاى «كله بند» در استان بوشهر به خاك سپرده شد ؛ امّا به موجب وصيت خود رئيس على، او را در جوار حرم على بن ابى طالب عليه السلام در وادى السلام دفن كردند.

۱۷.مزار سيّد محمّد كاظم يزدى (م ۱۳۳۷ق)

سيّد محمّدكاظم طباطبايى يزدى، متوّلد ۱۲۴۷ق، شاگرد ميرزاى شيرازى، از فقهاى بزرگ شيعه و صاحب كتاب معروف عروة الوثقى است. او در ۱۳۳۷ ق، وفات يافت و در مسجد عمران بن شاهين در كنار باب طوسى، دفن شد.[۱۷]

۱۸.مزار شيخ الشريعة اصفهانى(م۱۳۳۹ق)

ملاّ فتح اللّه  اصفهانى معروف به شيخ الشريعة، در سال ۱۲۶۶ق، در اصفهان به دنيا آمد. وى پس از درگذشت محمّدتقى شيرازى، به مرجعيت رسيد و رهبرىِ قيام مردم عراق عليه انگليس را به عهده گرفت. وى در سال ۱۳۳۹ق، وفات يافت و در صحن شرقى حرم، در حجره شماره ۲۲ پنجمين مقبره جنوبى باب الساعة، به خاك سپرده شد.[۱۸]

۱۹.مزار شيخ محمّدحسين نائينى (م ۱۳۵۵ق)

ميرزا محمّدحسين نائينى، متولّد ۱۲۷۷ق، عالم و مرجع شيعه و شاگرد ميرزاى شيرازى و استاد عالمان بزرگى بود و در جريان انقلاب مشروطيت، از انديشمندانى به شمار مى رفت كه هدايت فكرى و عملى انقلاب مشروطه را در كنار آخوند خراسانى، بر عهده داشت. كتاب تنزيه الاُمّة وتنبيه الملّة وى نشانگر انديشه هاى سياسى او در باره مشروطيت است. وى در سال ۱۳۵۵ ق، در نجف وفات يافت و در شرق حرم، در حجره شماره ۲۲ پنجمين مقبره جنوبى باب الساعه، به خاك سپرده شد.[۱۹]

۲۰.مزار شيخ عبّاس قمى (م ۱۳۵۹ ق)

شيخ عبّاس قمى، معروف به محدّث قمى، متولّد ۱۲۹۳ق، صاحب تأليفات بسيار از جمله كتاب هاى مشهور مفاتيح الجنان و منتهى الآمال است. وى از شاگردان ميرزا حسين نورى است. وفات او در سال ۱۳۵۹ ق، اتفاق افتاد و در سومين ايوان شرقى باب القبله (حجره شماره پانزده) صحن مطهّر، كنار استادش ميرزا حسين نورى، دفن شد.[۲۰]

۲۱.مزار آقا ضياء عراقى (م ۱۳۶۱ق)

آقا ضياء الدين اراكى، معروف به آقا ضياء عراقى، اصولى و فقيه بزرگ، در سال ۱۲۷۸ ق، در اراك به دنيا آمد. وى شاگرد بزرگانى چون آخوند خراسانى بود. بسيارى از مراجع و عالمان مشهور، شاگرد وى بوده اند. ايشان در سال ۱۳۶۱ق، در نجف از دنيا رفت و در حجره شماره يك در قسمت غربى حرم مطهّر به خاك سپرده شد.[۲۱]

۲۲.مزار شيخ محمّدحسين غروى اصفهانى(م۱۳۶۱ ق)

شيخ محمّدحسين اصفهانى، فرزند حاج محمّدحسن، معروف به كمپانى، متولّد ۱۲۹۶ق در كاظمين است. محقّق اصفهانى، از شاگردان آخوند خراسانى بود و از خود، تأليفات گران سنگى در فقه و اصول به جاى نهاد. وى در سال ۱۳۶۱ ق، در نجف اشرف، از دنيا رفت و در ايوان طلاى حرم در اتاق كوچكى، بين مناره شمالى و مقبره علاّمه حلّى، به خاك سپرده شد.[۲۲]

۲۳.مزار سيّد ابو الحسن اصفهانى(م ۱۳۶۵ ق)

سيّد ابو الحسن اصفهانى، متولّد ۱۲۸۴ق، در لِنجان اصفهان است. وى از مراجع بزرگ شيعه است كه پس از مرحوم نائينى، مرجعيت دينى، ده سال در انحصار وى بود. وى در انقلاب سال ۱۹۲۰ عراق، نقش اساسى اى داشت. او در سال ۱۳۶۵ ق، فوت كرد و در حجره شماره ۲۶ كنار باب الساعة در دروازه شرقى صحن مطهّر، دفن شد.[۲۳]

۲۴.مزار سيّد على قاضى طباطبايى (م ۱۳۶۶ق)

سيّد على قاضى طباطبايى، متولّد ۱۲۸۲ق، در تبريز بود. اين عارف و عالم برجسته، فرزند آية اللّه  سيّد حسين قاضى و از شخصيت هاى كم نظير معاصر عرفان در شيعه است. او استاد بزرگانى چون علاّمه طباطبايى و آية اللّه  بهجت بوده است. وى در چهاردهم ربيع الأول ۱۳۶۶ ق، در ۸۳ سالگى وفات نمود، و در قبرستان وادى السلام نجف، نزد پدر خود، به خاك سپرده شد.[۲۴]

۲۵.مزار شيخ محمّدحسين كاشف الغطا (م ۱۳۷۳ق)

شيخ محمّدحسين كاشف الغطا در سال ۱۲۹۴ ق، در محلّه عماره نجف ديده به جهان گشود. پدر او شيخ على (م ۱۲۵۳ ق) و جدّش شيخ جعفر كاشف الغطا (م ۱۲۲۸ ق)، پرآوازه ترين افراد اين خاندان اند. وى هماره در مسائل سياسى ورود مى كرد. نظريه ولايت فقيه وى و كتاب هاى سودمندش از جمله كتاب اصل الشيعة و اُصولها قابل توجه اند. او در ذى قعده ۱۳۷۳ ق وفات يافت. مزار وى در آرامگاه خانوادگى در محلّه العماره در شمال غربى حرم مطهر، شارع امام زين العابدين غربى واقع شده است.[۲۵]

۲۶.مزار سيّد عبد الحسين شرف الدين(م ۱۳۷۷ق)

سيّد عبد الحسين شرف الدين، در سال ۱۲۹۰ ق، در كاظمين متولّد شد. وى علاوه بر تحقيق و مناظرات علمى و اعتقادى، به مرتبه بلند فقاهت و اجتهاد دست يافت. بسيارى از آثار خطّى شرف الدين، در كشاكش مبارزه و هجرت، به دست فرانسويان به آتش كشيده شد و از بين رفت. با اين حال، آثار قلمىِ جاودانى چون: الفصول المهمّة و المراجعات از او برجاى مانده است كه از شاهكارهاى علمى و اعتقادى و ادبى تشيّع بلكه جهان اسلام به شمار مى رود. وى در هشتم جمادى الثانى سال ۱۳۷۷ ق، در لبنان وفات نمود و پس از تشييع در بيروت، كاظمين، بغداد، كربلا و نجف، در حجره ۴۸ (مسجد عمران بن شاهين) سمت صحن شرقى در كنار باب طوسى، دفن شد.[۲۶]

۲۷.مزار سيّد عبد الهادى شيرازى (م ۱۳۸۲ق)

سيّد عبد الهادى شيرازى، فرزند سيّد اسماعيل، متولّد ۱۳۰۵ ق، در شهر سامرا بود. وى يكى از فقهاى پرهيزگار و نامدار شيعه بود. بعد از وفات مرحوم آية اللّه  بروجردى در سال ۱۳۸۰ ق، مرجعيت شيعه و تصدّى حوزه بزرگ نجف، به ايشان منتهى شد. او در روز دهم ماه صفر سال ۱۳۸۲ق، در گذشت و در مقبره جدّش ميرزاى بزرگ شيرازى به خاك سپرده شد.[۲۷]

۲۸.مزار شيخ آقابزرگ تهرانى (م ۱۳۸۹ق)

شيخ آقابزرگ تهرانى، متولّد يازدهم ربيع الأوّل ۱۲۹۳ق در تهران، فقيه و كتاب شناس نامور شيعى است. وى با تأليف دائره المعارف بزرگ الذريعة و كتاب طبقات أعلام الشيعة، گام بزرگى در شناسايى آثار و نسخ خطى اسلامى در حوزه هاى مختلف علوم برداشت. وى پس از عمرى تلاش خستگى ناپذير در ذى الحجه ۱۳۸۹ق، در نجف اشرف در گذشت. طبق وصيتش وى را در كتابخانه اش در انتهاى شارع الرسول دفن نمودند.[۲۸]

۲۹.مزار سيّد محسن حكيم (م۱۳۹۰ق)

سيّد محسن حكيم (بزرگ خاندان حكيم) مرجع بزرگ شيعيان در سال ۱۳۰۶ق، در نجف اشرف، در بيت فقاهت به دنيا آمد. وى در عرصه علم و مبارزه، شاخص بود و آثار گران سنگى چون مستمسك عروة الوثقى به نگارش درآورد. در عرصه سياسى با رژيم بعث به مقابله پرداخت و فشارهاى بسيارى را تحمل كرد. آن رژيم سفّاك، تعدادى از خاندان حكيم را به شهادت رساند. وى در سال ۱۳۹۰ ق، درگذشت و در كتاب خانه اش جنب مسجد هندى در ابتداى شارع الرسول، به خاك سپرده شد.[۲۹]

۳۰.مزار علاّمه امينى (م ۱۳۹۰ق)

عبد الحسين امينى نجفى، مشهور به علاّمه امينى، متولّد سال ۱۳۲۰ يا ۱۳۲۲ ق، در تبريز است. وى از علماى بنام شيعه و نويسنده دايرة المعارف گران سنگ الغدير است. علاّمه امينى در دانش، منزلت والايى داشت و بيشتر ساعات ايشان به تحقيق و مطالعه مى گذشت. او در تفسير، حديث، تاريخ و علم رجال، صاحب نظر بود. وى در ۲۸ ربيع الثانى ۱۳۹۰ ق (دوازدهم تير ۱۳۴۹ ش) در تهران وفات يافت و در نجف اشرف در جنب كتاب خانه اش در شارع الرسول، دفن شد.[۳۰]

۳۱.مزار سيّد محمود شاهرودى (م ۱۳۹۴ق)

سيّد محمود شاهرودى، متولّد سال ۱۳۰۱ ق، يكى از فقها و زُعماى بزرگ بنام حوزه علميه نجف بود. وى در ۱۷ شعبان ۱۳۹۴ ق، دار فانى را وداع نموده و در ابتداى درب رواق ابوطالب (بالاسر)، سمت غرب حرم مطهّر، دفن گرديد.[۳۱]

۳۲.مزار سيّد مصطفى خمينى (م۱۳۵۶ش)

سيّد مصطفى خمينى، فرزند ارشد امام خمينى، در سال ۱۳۰۹ ش (۱۳۴۹ ق) در قم به دنيا آمد. همراه امام از ايران به تركيه و عراق رفت. وى علاوه بر حضور در درس پدر، تدريس هم داشت و افزون بر اجتهاد در فقه و اصول، در علوم معقول و منقول نيز داراى تبحّر بود. وى در يكم آبان ۱۳۵۶ ش در ۴۷ سالگى به صورت مشكوكى در گذشت و در جوار امير مؤمنان عليه السلام به خاك سپرده شد. معروف بود كه ايشان به دست عوامل ساواك شهيد شد. به فرموده امام خمينى، اين حادثه از «الطاف خفيه الهى» بود ؛ زيرا مجالس يادبود ايشان زمينه ساز حمايت هاى گسترده مردم از امام بر ضد حكومت شاه گرديد و به پيروزى انقلاب اسلامى در ايران انجاميد. ايشان در ايوان طلاى حرم در اتاق كوچكى، بين مناره شمالى و مقبره علاّمه حلّى، به خاك سپرده شد.[۳۲]

۳۳.مزار شهيد سيّد محمّدباقر صدر (م۱۴۰۰ق)

شهيد آية اللّه  سيّد محمّدباقر صدر، در سال ۱۳۵۳ ق، در كاظمين به دنيا آمد. وى داراى استعداد شگرفى بود و به سرعت به مدارج بلند علمى دست يافت و در سنين جوانى، آثار ارزنده اى در رشته هاى گوناگون تأليف نمود. وى عالمى مجاهد بود و توسط رژيم بعث عراق، تحت فشارهاى سنگين، چون حصر و زندان و شكنجه قرار گرفت. در نهايت نيز به همراه خواهر دانشمندش بنت الهدى، در ۲۳ جمادى الاُولى ۱۴۰۰ ق (نوزدهم فروردين ۱۳۵۹ ش) توسط صدام، مظلومانه به شهادت رسيد و در وادى السلام دفن گرديد. سپس به نقطه كنونى منتقل گرديد واكنون داراى بارگاه باشكوهى است.[۳۳]

۳۴.مزار سيّد ابو القاسم خويى (م۱۴۱۳ق)

سيّد ابو القاسم خويى در سال ۱۳۱۷ق در خوى به دنيا آمد. وى، از مشاهير فقها و اصوليون و مراجع تقليد معاصر، و شاگرد بزرگانى همچون محقّق اصفهانى و علاّمه نائينى بود. او صاحب تأليفات گران سنگى در فقه، اصول و رجال است.او در سال ۱۴۱۳ ق در كوفه وفات يافت. قبر وى در حجره ۳۱ صحن مطهّر، ضلع شرقى، در ورودىِ مسجد خضراء واقع است.[۳۴]

۳۵.مزار سيّد عبدالأعلى موسوى سبزوارى (م ۱۴۱۴ ق)

فقيه و قرآن پژوه بزرگ جهان تشيّع، در هجدهم ذى حجّه ۱۳۲۸ ق، در سبزوار ديده به جهان گشود. اين عالم وارسته، بعد از عمرى تدريس و تحقيق و تأليف، در روز دوشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۷۲ ش (۲۷ صفر ۱۴۱۴ ق) در نجف اشرف درگذشت و برخى معتقدند كه توسط رژيم بعث عراق، مسموم و شهيد شده است. وى در مدرسه خودش در شارع الرسول، جنب بيت حضرت امام خمينى دفن گرديد.[۳۵]

۳۶.مزار شهيد شيخ مرتضى بروجردى (م۱۴۱۸ق)

شيخ مرتضى بروجردى، فرزند مرحوم آية اللّه  حاج شيخ على محمّد بروجردى، متولّد ۱۳۴۸ق است. در خلال سال هاى متمادى، موفّق به تأليف تقريرات درس استادش آية اللّه  خويى در زمينه فقه و اصول در حدود چهل جلد شد كه شانزده جلد آن به نام مستند العروه الوثقى چاپ گرديده است. وى پس از آية اللّه  خويى، به مقام مرجعيت رسيد؛ ولى سرانجام در سحرگاه بيست و چهارم ذى الحجّه سال ۱۴۱۸ق، مورد تهاجم مزدوران صدام قرار گرفت و به شهادت رسيد و در وادى السلام، به خاك سپرده شد.[۳۶]

۳۷.مزار شهيد ميزرا على غروى تبريزى (م ۱۴۱۹ ش)

ميرزا على غروى تبريزى، در سال ۱۳۳۴ ق، در تبريز چشم به جهان گشود. وى در كنار تحصيل و تدريس، به تأليف بخشى از تقريرات درس آية اللّه  خويى به نام التنقيح دست زد. او پس از استادش به مقام مرجعيت رسيد. سرانجام وى در ۲۸ خرداد ۱۳۷۷ ش(۱۴۱۹ق) پس از زيارت مرقد مطهّر امام حسين عليه السلام و در راه بازگشت به نجف، توسط دژخيمان صدام به گلوله بسته شد و به شهادت رسيد و در وادى السلام به خاك سپرده شد.[۳۷]

۳۸.مزار شهيد سيّد محمّدصادق صدر (م۱۴۱۹ ق)

سيّد محمّدصادق صدر، از مراجع تقليد شيعه، متولّد هفدهم ربيع الأول ۱۳۶۲ق است. از شهيد سيّد محمّدصادق صدر، تأليفات بسيارى بر جاى مانده كه كتاب موسوعة الإمام مهدى عليه السلام از معروف ترين آنهاست. وى در سال ۱۴۱۹ق (۱۳۷۷ش) به همراه دو تن از فرزندانش توسط سازمان اطلاعات و امنيت حزب بعث عراق، در شهر نجف اشرف ترور شدند و به شهادت رسيدند. محلّ دفن وى در وادى السلام است.[۳۸]

۳۹.مزار شهيد سيّد محمّدباقر حكيم(م ۱۳۸۲ش)

سيّد محمّدباقر حكيم، فرزند آية اللّه  سيّد محسن حكيم، در سال ۱۳۵۸ ق (۱۳۱۸ ش) در نجف به دنيا آمد. از اساتيد بارزى چون آية اللّه  خويى و شهيد سيّد محمّدباقر صدر تلمّذ نمود. وى از اساتيد دانشكده الهيات بغداد نيز بود. او بارها توسّط رژيم بعث دستگير و تا سرحد اعدام پيش رفت و سرانجام مخفيانه به ايران هجرت نمود. در ايران، منشأ خدمات بسيارى از جمله تأسيس «مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق» بود. چنانچه پيش از آن در عراق از افراد مؤثّر «حزب الدعوة الاسلامية» بود.

او سرانجام در هفتم شهريور ۱۳۸۲ ش، پس از اقامه نماز جمعه در جوار حرم اميرمؤمنان عليه السلام بر اثر انفجار بمب به شهادت رسيد. مزار وى در ميدان ثورة العشرين واقع است.[۳۹]

 

[۱] . ر .ك : أعيان الشيعة : ج ۹ ص ۱۵۹ و موسوعة طبقات الفقهاء: ج ۵ ص ۲۷۹ ش ۱۹۶۲ .

[۲] . ر .ك : أعيان الشيعة : ج ۵ ص ۳۹۶ ، موسوعة طبقات الفقهاء: ج ۸ ص ۷۷ ش ۲۷۱۲ .

[۳] . ر .ك : أعيان الشيعة : ج ۳ ص ۸۰ ، گلشن ابرار: ج ۱ ص ۱۷۹ .

[۴] . ماضى النجف و حاضرها: ج ۱ ص ۹۱ .

[۵] . ر. ك: أعيان الشيعه: ج ۱۰ ص ۱۴۳ ، گلشن ابرار: ج ۱ ص ۲۸۵ .

[۶] . ر .ك : أعيان الشيعة: ج ۳ ص ۱۸۳ .

[۷] . ر .ك : أعيان الشيعة : ج ۱۰ ص ۱۵۸ ، موسوعة طبقات الفقهاء: ج ۱۳ ص ۶۳۶ ش ۴۳۶۲ .

[۸] . ر . ك: أعيان الشيعة: ج۹ ص۱۴۹، موسوعة طبقات‏الفقهاء: ج۱۳ ص۵۶۵ ش۴۳۱۳، گلشن ابرار: ج۱ ص۲۵۳.

[۹] . ر .ك : أعيان الشيعة : ج ۱۰ ص ۱۱۷ ، موسوعة طبقات الفقهاء: ج ۱۳ ص ۶۵۴ ش ۴۳۷۴ ، گلشن ابرار : ج ۱ص ۳۳۱ .

[۱۰] . ر . ك : أعيان الشيعة : ج ۳ ص ۲۸۷ ، موسوعة طبقات الفقهاء: ج ۱۳ ص ۱۳۳ ش ۴۰۰۰ .

[۱۱] . ر .ك : أعيان الشيعة : ج ۴ ص ۹۵ ، موسوعة طبقات الفقهاء: ج ۱/۱۴ ص ۱۳۹ ش ۴۴۹۵ .

[۱۲] . ر. ك: أعيان الشيعة : ج ۵ ص ۳۰۴ ، موسوعة طبقات الفقهاء:ج ۲/۱۴ ص ۶۷۰ ش ۴۸۲۹ ، گلشن ابرار : ج ۱ص ۳۸۵ .

[۱۳] . ر .ك : أعيان الشيعة : ج ۴ ص ۵۵۹ ، موسوعة طبقات الفقهاء: ج ۱/۱۴ ص ۱۷۴ ش ۴۵۱۷ ، گلشن ابرار : ج ۱ص ۳۷۸ .

[۱۴] . ر .ك : أعيان الشيعة: ج ۵ ص ۳۷ ، موسوعة طبقات الفقهاء: ج ۲/۱۴ ص ۶۵۵ ش ۴۸۲۲ ، گلشن ابرار : ج ۱ص ۴۱۰ .

[۱۵] . ر.ك: أعيان‏الشيعة: ج۶ ص۱۴۳، موسوعه‏طبقات‏الفقهاء: ج۱/۱۴ ص۲۲۹ ش۴۵۵۹، گلشن‏ابرار: ج۱ ص۴۱۰.

[۱۶] . ر .ك : أعيان الشيعة: ج ۹ ص ۵ ، موسوعة طبقات الفقهاء: ج ۲/۱۴ ص ۷۸۸ ش ۴۸۹۶ ، گلشن ابرار : ج ۱ص ۴۳۱ .۲ . ر . ك : سايت راسخون .

[۱۷] . ر .ك : أعيان الشيعة : ج ۱۰ ص ۴۳ ، موسوعة طبقات الفقهاء: ج ۲/۱۴ ص ۷۹۳ ش ۴۸۹۸ ، گلشن ابرار : ج ۱ص ۴۴۵ .

[۱۸] . ر .ك : أعيان الشيعة: ج ۵ ص ۳۹۱ ، موسوعة طبقات الفقهاء: ج ۱/۱۴ ص ۴۸۳ ش ۴۷۱۵ .

[۱۹] . ر .ك : أعيان الشيعة: ج ۶ ص ۵۴ ، موسوعة طبقات الفقهاء: ج ۲/۱۴ ص ۶۸۰ ش ۴۸۳۴ ، گلشن ابرار : ج ۲ص ۵۴۷ .

[۲۰] . ر .ك : أعيان الشيعة: ج ۷ ص ۴۲۵ ، گلشن ابرار : ج ۲ ص ۵۷۱ .

[۲۱] . ر . ك : أعيان الشيعة: ج ۷ ص ۳۹۲، مستدركات أعيان الشيعة: ج ۱ ص ۶۰ ، موسوعة طبقات الفقهاء: ج ۱ / ۱۴ص ۲۸۶ ش ۴۵۸۷ .

[۲۲] . ر .ك : مستدركات أعيان الشيعة: ج ۶ ص ۲۶۶ ، موسوعة طبقات الفقهاء: ج ۲/۱۴ ص ۶۹۲ ش ۴۸۸۰ ، گلشنابرار : ج ۲ ص ۵۷۶ .

[۲۳] . ر . ك: أعيان‏الشيعة: ج۲ ص۳۳۱، موسوعة طبقات‏الفقهاء: ج۱/۱۴ ص۳۱ ش۴۴۲۰، گلشن‏ابرار: ج۲ ص۵۸۵.

[۲۴] . ر .ك : دانش‏نامه امام مهدى عليه‏السلام : ج ۵ ص ۳۵۴ .

[۲۵] . ر .ك : مستدركات أعيان الشيعة: ج ۷ ص ۲۴۵ ، گلشن ابرار : ج ۲ ص ۶۲۹ .

[۲۶] . ر .ك : أعيان الشيعة: ج ۷ ص ۴۵۷ ، گلشن ابرار : ج ۲ ص ۶۵۴ .

[۲۷] . ر .ك : أعيان الشيعة: ج ۸ ص ۱۲۹ ، موسوعة طبقات الفقهاء: ج ۱/۱۴ ص ۳۹۸ ش ۴۶۵۸ .

[۲۸] . ر .ك : أعيان الشيعة: ج ۱۰ ص ۴۷ ، موسوعة طبقات الفقهاء: ج ۱/۱۴ ص ۵۰۶ ش ۴۷۲۸ ، گلشن ابرار : ج ۲ص ۷۰۵ .

[۲۹] . ر .ك : أعيان الشيعة: ج ۹ ص ۵۶ ، موسوعة طبقات الفقهاء: ج ۱/۱۴ ص ۵۰۹ ش ۴۷۲۹ ، گلشن ابرار : ج ۲ ص۷۱۷ .

[۳۰] . ر .ك : مستدركات أعيان الشيعة: ج ۱ ص ۸۴ ، موسوعة طبقات الفقهاء: ج ۱/۱۴ ص ۳۰۳ ش ۴۵۹۹ ، گلشن ابرار : ج ۲ ص ۷۲۶ .

[۳۱] . ر.ك : موسوعة طبقات الفقهاء: ج ۲/۱۴ ص ۸۱۴ ش ۴۹۱۲ ، گلشن ابرار : ج ۲ ص ۷۴۷ .

[۳۲] . ر .ك : گلشن ابرار :ج ۲ ص ۷۷۴ ، تحريرات فى الاُصول: ج ۱ مقدمه .

[۳۳] . ر .ك : موسوعة طبقات الفقهاء : ج ۲/۱۴ ص ۶۰۶ ش ۴۷۹۳ ، گلشن ابرار : ج ۲ ص ۸۳۱ .

[۳۴] . ر .ك : مستدركات أعيان الشيعة : ج ۷ ص ۱۶ .

[۳۵] . ر .ك :فهرس التراث: ج۲ ص ۶۶۵ .

[۳۶] . ر . ك : فهرس التراث: ج ۲ ص ۶۸۴ .

[۳۷] . ر .ك : فهرس التراث: ج ۲ ص ۶۸۷ .

[۳۸] . ر .ك : فهرس التراث: ج ۲ ص ۶۸۸ .

[۳۹] . ر .ك :قبسات من حياة و سيرة شهيد المحراب آية اللّه‏ المجاهد السيد محمّد باقر الحكيم .

فرازی از مناجات شعبانیه ۱ (عکس نوشته)

۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۶

 

 

 

 

فرازی از  مناجات  شعبانیه  - إِلَهِي إِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ أَوْلَى مِنْكَ بِذَلِكَ وَ إِنْ كَانَ قَدْ دَنَا أَجَلِي وَ لَمْ يُدْنِنِي [يَدْنُ ] مِنْكَ عَمَلِي فَقَدْ جَعَلْتُ الْإِقْرَارَ بِالذَّنْبِ إِلَيْكَ وَسِيلَتِي خدايا! اگر گذشت كنى، چه كسى از تو سزاوارتر به آن است؟ و اگر مرگم نزديك شده باشد و عملم مرا به تو نزديك نكرده، اعترافم را به گناه وسيله خويش به بارگاهت قرار دادم.

إِلَهِي إِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ أَوْلَى مِنْكَ بِذَلِكَ وَ إِنْ كَانَ قَدْ دَنَا أَجَلِي وَ لَمْ يُدْنِنِي [يَدْنُ ] مِنْكَ عَمَلِي فَقَدْ جَعَلْتُ الْإِقْرَارَ بِالذَّنْبِ إِلَيْكَ وَسِيلَتِي

خدايا! اگر گذشت كنى، چه كسى از تو سزاوارتر به آن است؟ و اگر مرگم نزديك شده باشد و عملم مرا به تو نزديك نكرده، اعترافم را به گناه وسيله خويش به بارگاهت قرار دادم.

احترام به ادیان در قرآن | هدانا

۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۶

احترام به ادیان در قرآنReviewed by مهدي يوسف وند on May 3Rating: 3.5

دیدگاه قرآن کریم در مورد رفتار مسالمت آمیز مسلمانان با پیروان ادیان دیگر چیست؟

پاسخ :
«هم زیستی مسالمت آمیز مذهبی» یک فکر اصیل اسلامی است و آیات متعددی از قرآن کریم، به صورت های گوناگون، با صراحت کامل، بدان سفارش نموده اند. از نظر قرآن کریم، جنگ مذهبی و ستیز به خاطر اختلافات عقیده به صورتی که در برخی از مذاهب دیگر دیده می شود – مانند جنگ های صلیبی مسیحیت – معنا ندارد. کینه توزی و دشمنی نسبت به پیروان ادیان دیگر ممنوع، و در پیش گرفتن روش های اهانت آمیز نسبت به دیگران، یک روش غیر دینی است.

 

قرآن کریم برای تامین هم زیستی مسالمت آمیز راه های گوناگونی را سفارش نموده است که مهم ترین آنها عبارتند از:

 

۱٫ آزادی عقیده و فکر

۲٫ توجه به اصول مشترک

۳٫ نفی نژاد پرستی

۴٫ گفت و گوی مسالمت آمیز

۵٫ استقبال از پیشنهاد صلح

۶٫ پذیرش حقوق اقلیت ها

۷٫ به رسمیت شناختن انبیا و کتب آسمانی

۸٫ صلح بین المللی

۹٫ مبارزه با توهمات برتری جویانه ادیان دیگر

۱۰٫ تعاون در مسائل بین المللی

پاسخ تفصیلی

«هم زیستی مسالمت آمیز مذهبی» یک فکر اصیل اسلامی است و آیات متعددی از قرآن کریم، به صورت های گوناگون، با صراحت کامل، بدان سفارش نموده اند؛ در حالی که در چهارده قرن قبل، مفهوم «هم زیستی» مذهبی برای بشر کاملاً شناخته شده نبود.

 

از نظر قرآن کریم، جنگ مذهبی و ستیز به خاطر اختلافات عقیده به صورتی که در برخی از مذاهب دیگر دیده می شود – مانند جنگ های صلیبی مسیحیت – معنا ندارد. کینه توزی و دشمنی نسبت به پیروان ادیان دیگر ممنوع، و در پیش گرفتن روش های اهانت آمیز نسبت به دیگران، یک روش غیر دینی است.

 

قرآن کریم گروهی از مسیحیان و یهودیان را یاد می کند که راه تمسخر و تکفیر را نسبت به هم دیگر در پیش گرفته، با تحقیر، اهانت و پای مال نمودن حقوق انسانی یکدیگر، همواره آتش جنگ و اختلاف را شعله ور می سازند:

 

یهود گفتند: نصرانی ها بر حق نیستند و نصرانی ها گفتند: یهود بر حق نیستند؛ حال آن که اینان کتاب را تلاوت می کردند؛ کسانی هم که از حق چیزی نمی دانند، سخنی همانند سخن ایشان گفتند. سرانجام خداوند در روز قیامت در آنچه در اختلاف داشتند بین آنها داوری خواهد کرد. [۱]

 

قرآن کریم برای تامین هم زیستی مسالمت آمیز راه های گوناگونی را سفارش نموده است که مهم ترین آنها عبارتند از:

 

۱٫ آزادی عقیده و فکر

 

در بعضی از آیات قرآن کریم، بر اصل «آزادی عقیده» تاکید شده است؛ یعنی اساساً طبیعت اعتقادات قلبی و مسائل وجدانی به گونه ای است که در آنها اکراه و اجبار جایی ندارد.

 

«در کار دین اکراه روا نیست، چرا که راه از بی راهه به روشنی آشکار شده است.» [۲]

 

«اگرچه پروردگارت می خواست، تمامی اهل زمین – بدون این که اختیاری داشته باشند – ایمان می آوردند، پس آیا تو مردم را به اکراه وا می داری که مؤمن شوند؟»[۳]

 

پیامبر مامور به ابلاغ دستورهای الهی است، خواه مخالفان ایمان بیاورند یا نه: «و بگو: این حق از سوی پروردگارتان است، پس هر کس می خواهد ایمان بیاورد و هر کس می خواهد کفر ورزد.» [۴]

 

«و اگر خداوند می خواست، شرک نمی ورزیدند، ولی تو را نگهبان آنان نگماشته ایم و تو کارساز آنان نیستی.»[۵]

 

ایمان به خدا و مبانی اسلام هیچ گاه نمی تواند تحمیلی باشد، بلکه تنها راه نفوذ آن در فکر و روح، منطق و استدلال است. مهم این است که حقایق و دستورهای الهی بیان شود تا مردم آن را درک کنند و با اراده و اختیار خویش آن را بپذیرند.

 

بعد دیگر آزادی، «آزادی فکر و اندیشه» است. قرآن کریم در آیات متعددی انسان را به تعقل و تدبر و اندیشه در جهان هستی فرا می خواند و از او می خواهد که با نیروی عقل، منافع و مضار خویش را بشناسد و در جهت کمال و آزادی از هرگونه اسارت، پلیدی و گمراهی قدم بردارد.

 

«زود است که ما آیات خود را در آفاق جهان و نفوس بندگان هویدا گردانیم، تا آشکار شود که آن حق است؛ آیا کافی نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است؟»[۶]

 

«و در زمین، نشانه هایی برای اهل یقین و نیز در وجود شما است؛ آیا به چشم بصیرت نمی نگرید؟»[۷]

 

۲٫ توجه به اصول مشترک

 

اسلام آیینی است که از زمان پیدایش خود با شعار هم زیستی مسالمت آمیز دعوت خویش را به جهانیان عرضه نموده است و این آیین خطاب به «اهل کتاب» چنین می گوید:

 

«بگو ای اهل کتاب بیایید تا بر سخنی که بین ما و شما یکسان است بایستیم که جز خداوند را نپرستیم و برای او هیچ گونه شریکی نیاوریم و هیچ کس از ما دیگری را به جای خداوند به خدایی برنگیرد؛ و اگر رویگردان شدند، بگویید: شاهد باشید که ما فرمانبرداریم.» [۸]

 

این آیه از آیات مهمی است که اهل کتاب را به سوی وحدت دعوت می نماید. استدلال این آیه شریفه با استدلال در آیات سابق تفاوت دارد. آیات سابق بر این آیه، به طور مستقیم به سوی اسلام دعوت کرده اند، ولی در این آیه به نقطه های مشترک بین «اسلام» و «اهل کتاب» توجه شده است.

 

قرآن به مسلمانان می آموزد که اگر کسانی حاضر نبودند در تمام اهداف مقدستان با شما همکاری کنند، از پا ننشینید و بکوشید حداقل در قسمتی که با شما اهداف مشترک دارند همکاری آنها را جلب کنید و آن را پایه پیشبرد اهداف مقدستان قرار دهید.[۹]

 

۳٫ نفی نژاد پرستی

 

قرآن کریم، هرگونه تفکر نژادپرستانه را محکوم نموده است و همه انسان ها را فرزند یک پدر و مادر و قهراً فاقد برتری نژادی، قومی و مذهبی می داند.

 

«های ای مردم! همانا شما را از یک مرد و یک زن آفریدیم و به هیات اقوام و قبایلی درآوردیم تا با یکدیگر انس و آشنایی یابید؛ بی گمان گرامی ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست؛ خداوند دانای آگاه است.» [۱۰]

 

یکی از اصول مهم هم زیستی مسالمت آمیز، تساوی و برابری انسان ها است؛ زیرا نژادپرستی، خود برتربینی و تحقیر ملت ها و مذاهب دیگر، موجب مشکلات فراوانی برای جامعه بشری شده است. جنگ جهانی اول و دوم نمونه بارز این مشکلات است.

 

تفاوت در رنگ، نژاد و ملیت، مایه فضیلت کسی بر دیگری نیست. از نظر قرآن، اختلاف زبان ها و رنگ ها از آیات و نشانه های الهی و وسیله ای برای شناخت افراد و اشخاص از یکدیگر است؛ اگر همه انسان ها یک شکل، یک رنگ و دارای قد و قواره یکسان باشند، زندگی دچار مشکل و هرج و مرج می گردد.

 

از نظر قرآن کریم، انسان ها نسبت به یکدیگر فضیلتی جز به تقوا و پرهیزگاری ندارند و مجموعه انسان ها، «خانواده بشری» و «امت واحد» را تشکیل می دهند:

 

«در آغاز مردم امت یگانه ای بودند، آن گاه خداوند پیامبران را مژده آور و هشدار دهنده برانگیخت، و با آنان، به حق، کتاب آسمانی فرستاد، تا در میان مردم در آن چه اختلاف می ورزند داوری کند …» [۱۱]

 

بسیاری از آیات قرآن کریم خطاب به جمیع بشر است؛ مانند «یا بنی آدم»[۱۲] و «یا ایها الانسان»[۱۳]. این خطاب ها و تعبیرها به این اشاره دارد که انسانیت یک معنای مشترک بین تمام ساکنین زمین است. افراد مناطق مختلف از حیث انسانیت هیچ فرقی با یک دیگر ندارند. بشر در طول تاریخ از حیث زبان، رنگ،‌ نژاد و … مختلف بوده است، ولی از نظر اسلام، همه فرزندان یک پدر و مادر (آدم و حوا) هستند و این تفاوت ها در انسانیت انسان خدشه ای وارد نمی سازد.[۱۴]

 

۴٫ گفت و گوی مسالمت آمیز

 

قرآن کریم به مسلمانان دستور اکید می دهد که با «جدل احسن» و «گفت و گوی مسالمت آمیز» با اهل کتاب سخن بگویند و روابط خود را بر اساس «اصول مشترک» قرار دهند.

 

«و با اهل کتاب، جز به شیوه ای که نیکوتر است مجادله نکنید، مگر کسانی از آنها که مرکتب ظلم و ستم شده اند؛ و بگویید به آنچه بر ما و ـ به آن چه ـ بر شما نازل شده ایمان آورده ایم و خدای ما و شما یکی است و ما همه فرمان بردار اوییم.» [۱۵]

 

در آیات پیش تر سخن از نحوه برخورد با «بت پرستان» لجوج و جاهل بود، که به مقتضای حال با آنها سخن می گفت، ولی در این آیه سخن از مجادله و گفت و گوی ملایم تر با «اهل کتاب» است؛ زیرا آنها حداقل، بخشی از دستورهای انبیا و کتب آسمانی را شنیده بودند و آمادگی بیش تری برای شنیدن آیات الهی داشتند.

 

قرآن مجید به مسلمانان دستور می دهد که از دشنام دادن به کافران و بت پرستان پرهیز نمایند؛ زیرا آنها هم در مقابل، به همین روش متوسل خواهند شد:

 

«شما مؤمنان، به کسانی که غیر خدا را می خوانند دشنام ندهید،‌تا مبادا آنها نیز از روی ظلم و جهل خدا را دشنام دهند، این چنین عمل هر امتی را زینت دادیم، پس بازگشت آنها به سوی پروردگارشان است و آنها را از آن چه عمل می کردند آگاه می سازد (و پاداش و کیفر می دهد).» [۱۶]

 

از آن جا که بیان دستورات اسلام، همراه با منطق، استدلال و شیوه های مسالمت آمیز است،‌ به برخی از مؤمنان که از روی ناراحتی شدید نسبت به «مسئله بت پرستی» به بت های مشرکان دشنام می دادند، سفارش اکید می کند که از ناسزا گفتن پرهیز نمایند؛ اسلام رعایت اصول ادب، عفت و نزاکت در بیان را، حتی در برابر خرافی ترین و بدترین ادیان، لازم می شمارد؛ زیرا هر گروه و ملتی، نسبت به عقاید و اعمال خویش تعصب دارد. ناسزا گفتن و برخورد خشن موجب می شود که آنها در عقاید خود سخت تر شوند.

 

۵٫ استقبال از پیشنهاد صلح

 

«… پس هر گاه از جنگ با شما کناره گرفتند و تسلم شدند، در این صورت،‌ خداوند راهی برای شما بر علیه آنها نگشوده است.» [۱۷]

 

دو قبیله در میان قبایل عرب به نام «بنی ضمره» و «اشجع» وجود داشت؛ قبیله بنی ضمره با مسلمانان پیمان ترک تعرض بسته بودند و طایفه اشجع نیز با بنی ضمره هم پیمان بودند…

 

پس از مدتی مسلمانان با خبر شدند که طایفه اشجع که هفتصد نفر بودند، به سرکردگی مسعود بن رجیله به نزدیکی مدینه آمده اند. پیامبر اکرم (ص) نمایندگانی نزد آنها فرستاد تا از هدف مسافرت شان مطلع گردد، آنها اظهار داشتند: آمده ایم «قرار داد ترک مخاصمه» با محمد (ص) ببندیم.

پیامبر اکرم (ص) وقتی چنین دید، دستور داد مقدار زیادی خرما به عنوان هدیه برای آنها ببرند؛ سپس با آنها تماس گرفت و آنها اظهار داشتند که ما نه توانایی مبارزه با دشمنان شما را داریم،‌ چون تعداد ما کم است؛ و نه قدرت و تمایل به مبارزه با شما را داریم، زیرا محل ما به شما نزدیک است؛ لذا آمده ایم با شما «پیمان ترک تعرض» ببندیم. در این هنگام، آیات فوق نازل شد و دستور لازم در این زمینه را به مسلمانان داد.[۱۸]

 

۶٫ پذیرش حقوق اقلیت ها

 

هیچ دینی همانند دین اسلام، ضامن آزادی و حافظ شرف و حقوق ملی اقلیت ها نیست. اسلام عدالت اجتماعی کامل را در کشور اسلامی، نه تنها برای مسلمانان، بلکه برای تمام ساکنان سرزمین خود ـ با وجود اختلاف مذهب،‌ نژاد، زبان و رنگ ـ تامین می کند و این یکی از مزایای بزرگ عالم انسانیت است که هیچ مذهب و قانونی، غیر از اسلام نمی تواند به این آرمان تحقق بخشد.

 

اقلیت های مذهبی با انعقاد «پیمان ذمه» و اکتساب تابعیت می توانند در کشور آزادانه زندگی کنند و همانند مسلمانان از حقوق اجتماعی و امنیت داخلی و خارجی بهره مند گردند.

 

قرآن کریم با صراحت، سیاست کلی اسلام را درباره مراعات حقوق ملل و سایر مذاهب بیگانه چنین بیان می کند:

 

«خداوند شما را از کسانی که با شما در کار دین کارزار نکرده اند، و شما را از خانه و کاشانه تان آواره نکرده اند، از این که در حقشان نیکی کنید و با آنان دادگرانه رفتار کنید، نهی نمی کند؛ بی گمان خداوند دادگران را دوست دارد.» [۱۹]

 

پس اسلام اجازه می دهد که اقلیت های مذهبی و مخالفان اسلام در جامعه اسلامی زندگی کنند و از حقوق انسانی برخوردار گردند؛ مشروط به این که مزاحمتی برای اسلام و مسلمانان نداشته باشند. و بر ضد آنها کاری صورت ندهند.

 

در آیه دیگر می فرماید:

 

«خداوند فقط شما را از دوست داشتن کسانی که با شما در کار دین کارزار کرده اند، و از خانه و کاشانه تان آواره کرده اند و برای راندنتان ـ با دیگران ـ هم دستی کرده اند، نهی می کند و هر کس دوستشان بدارد از ستمکاران ـ مشرکان ـ است.» [۲۰]

 

با توجه به این دو آیه، سیاست کلی اسلام درباره اقلیت مذهبی و مخالفان اسلام چنین است: مادامی که اقلیت ها به حقوق مسلمانان تجاوز نکنند و بر ضد اسلام و مسلمانان توطئه ننمایند، در کشور اسلامی کاملاً آزادند و مسلمانان وظیفه دارند با آنها به عدالت و نیکی رفتار کنند؛ ولی اگر بر ضد اسلام و مسلمانان، با کشورهای دیگر هم کاری داشته باشند، مسلمانان موظف اند مانع فعالیت آنها شوند و هرگز آنها را دوست خود ندانند.

 

در اسلام، آزادی و احترام اقلیت های مذهبی به مقداری است که اگر کسی از «اهل ذمّه» کاری که در دین آنها جایز است ولی در شرع اسلام حرام است ـ مانند شراب خواری ـ انجام دهد، کسی متعرض آنها نمی شود؛ البته تا زمانی که به آن عمل تظاهر ننماید. اگر به آن عمل تظاهر نماید، به عنوان نقض «قانون تحت الحمایه» مورد بازخواست قرار می گیرد و اگر عملی انجام دهد که در دین آنها نیز حرام محسوب می شود، مانند: زنا، لواط و … از نظر حقوق با مسلمانان هیچ تفاوتی ندارد و قاضی حق دارد که «حدّ» را بر آنها جاری سازد؛ اگر چه می تواند آنها را به ملت خود تحویل دهد تا طبق قوانین مذهبی خودشان مجازات شوند.[۲۱]

 

طبق فقه اسلامی اگر دو نفر از اهل ذمّه مرافعه خود را پیش قاضی مسلمانان ببرند، قاضی مخیر است که طبق حکم اسلام قضاوت نماید و یا این که از آنها اعراض نماید. قرآن کریم در این باره می فرماید:

 

«اگر از اهل کتاب برای رفع مرافعه به تو مراجعه کنند، پس میان آنان حکم کن، یا از آنان اعراض نما.» [۲۲]

 

البته منظور این نیست که پیامبر (ص) تمایلات شخصی را در انتخاب یکی از این دو راه دخالت دهد، بلکه منظور این است که شرایط و اوضاع را در نظر بگیرد، چنانچه مصلحت بود دخالت و حکم کند و گرنه صرف نظر نماید.[۲۳] در این میان می توان یکی از مصالح را رعایت تعاملات و روابط اهل کتاب با مسلمانان دانست. از این آیه استفاده می شود که هم زیستی مسلمانان یا اهل کتاب، تا حدی بود که آنان برای قضاوت نزد پیامبر اسلام (ع) می آمدند. عدالت همیشه و با هر گروه، یک ارزش است. اگر حاکم یا دولت اسلامی برای داوری و میانجی گری انتخاب شد، باید عدالت را رعایت کند و نباید مسائل نژادی منطقه ای، تعصب های گروهی، تمایلات شخصی و تهدید ها در قضاوت ها تاثیر بگذارد.

 

۷٫ به رسمیت شناختن انبیا و کتب آسمانی

 

اساساً تمام کتاب های آسمانی در اصول مسائل با یک دیگر هماهنگی دارند و هدف واحدی را (تربیت و تکامل انسان) دنبال می کنند؛ اگر چه در مسائلی فرعی، به مقتضای قانون تکامل تدریجی با هم تفاوت هایی دارند و هر آیین تازه مرحله بالاتری را می پیماید و برنامه جامع تری دارد. قرآن کریم ضمن تکریم و احترام به پیامبران و کتب آسمانی سابق، آنها را تصدیق می نماید.

 

«و کتاب آسمانی (قرآن) را به راستی و درستی بر تو نازل کردیم که همخوان (مصدق) با کتاب های آسمانی پیشین و حاکم بر آنهاست، پس در میان آنان بر وفق آن چه خداوند نازل کرده است،‌ داوری کن …» [۲۴]

 

حدود بیست آیه دیگر نیز در تصدیق و تایید تورات و انجیل آمده است. [۲۵] اساساً این سنت الهی است که هر پیامبری، پیامبر پیشین را تایید، و هر کتاب آسمانی ای، کتاب آسمانی سابق را تصدیق می نماید. خداوند در تایید موسی (ع) و تورات، به وسیله پیامبر و کتاب آسمانی بعدی، یعنی حضرت مسیح (ع) و انجیل چنین می فرماید:

 

«و به دنبال ایشان، (تورات و موسی (ع) ) عیسی بن مریم را فرستادیم که گواهی دهنده بر ـ حقانیت ـ تورات بوده، که پیشاپیش او بود، و به او انجیل دادیم که در آن نوری هست و همخوان ـ تصدیق کننده ـ با تورات است که پیشاپیش آن ـ نازل شده ـ و راه نما و پند آموز پارسایان است.» [۲۶]

 

۸٫ صلح بین المللی

 

اسلام از ابتدا، اصول صلح را پی ریزی نموده و از این طریق،‌ راه را برای پیمودن صلح بین المللی و هم زیستی مسالمت آمیز همواره ساخته است. در این مورد کافی است که بدانیم صلح، روح اسلام است. همان طور که گفته شد، واژه­ی اسلام از ماده «سلم» گرفته شده است و بدین جهت، متضمن معنای سلامت و آرامش است؛ لذا قرآن دستور می دهد که همگی در حوزه «سلم و صلح» وارد شوند:

 

«ای افراد با ایمان، همگی در حوزه مسالمت وارد شوید…» [۲۷]

 

«سلم» خیلی عالی تر و با دوام تر از «صلح» است؛ زیرا به معنای سلامت و امنیت است و صورت یک صلح موقت ظاهری را ندارد.

 

خداوند به پیامبر (ص) دستور می دهد که اگر دشمنان تو از در مسالمت وارد شدند و به آن میل کردند، ‌تو نیز از فرصت استفاده کن و با آنان موافقت نما:

 

«و اگر دشمنان به صلح تمایل داشتند تو نیز مایه به صلح باش.» [۲۸]

 

علاقه اسلام به صلح میان انسان ها، به حدی است که به افراد با ایمان نوید می دهد که شاید بر اثر نحوه رفتار مسالمت آمیز مسلمانان، میان آنها و دشمنان پیوند دوستی پدید آید:

 

«چه امید است که خداوند در میان شما و کسانی از آنان که با هم دشمنی داشتید، مهربانی پدید آورد و خداوند بر هر کار قادر (به خلق) آمرزنده و مهربان است.» [۲۹]

 

افراد غیر مسلمان به دو گروه تقسیم می شوند: گروهی که در مقابل مسلمین ایستادند، شمشیر به روی آنها کشیدند، آنها را از خانه و کاشانه شان به اجبار بیرون کردند و ، خلاصه عداوت و دشمنی را با اسلام و مسلمین در گفتار و عمل، آشکارا نشان دادند. تکلیف مسلمانان با این گروه این است که از هر گونه مراوده و پیوند محبت و دوستی با این گروه خودداری نمایند. مصداق روشن آن،‌ مشرکان مکه،‌ مخصوصاً سران قریش بودند؛ گروهی رسماً دست به این کار زدند و گروهی دیگر نیز آنها را یاری کردند.

 

اما گروه دوم، در عین کفر و شرک، کاری به مسلمانان نداشتند. نه عداوت می ورزیدند، نه با آنها پیکار می کردند و نه اقدام به بیرون راندنشان از شهر و دیارشان می نمودند؛ حتی گروهی از آنها پیمان ترک مخاصمه با مسلمانان بسته بودند. باید به این گروه وفا کنند و در اجرای عدالت بکوشند. مصداق این گروه طایفه خزاعه بودند که با مسلمین پیمان ترک مخاصمه داشتند. [۳۰]

 

خلاصه این که، طرفداری از صلح و هم زیستی مسالمت آمیز در سیاست خارجی، از خردمندانه ترین و مترقی ترین برنامه هاست و اسلام نیز این برنامه را اتخاذ کرده و تقویت نیرو را برای دفاع در مواقع اضطراری خواسته است.

 

اسلام برای صلح و زندگی مسالمت آمیز چنان اهمیت قایل است که حتی در اجتماعات کوچک و در اختلاف خانوادگی نیز دستور به صلح و سازش می دهد. «و الصلح خیر».

 

۹٫ مبارزه با توهمات برتری جویانه ادیان دیگر

 

برخی از آیات قرآن کریم در مورد مبارزه با عقاید تند و تعصب آمیز دیگر ادیان است. عقاید ناصوابی که منشا بسیاری از کنیه ورزی ها و دشمنی ها نسبت به پیروان مذاهب دیگر شده است. کتاب آسمانی ما پس از آن که پیروان خود را به هم زیستی مذهبی و مدارا با پیروان مذاهب دیگر دعوت می کند، پایه اوهام و افکار غلط ادیان دیگر را نیز در هم می کوبد.

 

یهودی ها و مسیحی ها معتقد بودند که آنها ملت برگزیده خداوندند؛ فقط آنان با مقام الهی روابط زوال ناپذیر بر قرار کرده اند؛ بهشت الهی مخصوص آنهاست و پیروان هیچ آیین دیگری لیاقت بهره مندی از آن را ندارند؛ فقط یهود و نصاری هستند که به هر عنوان، برتر و بالاتر از همه و شایسته هر نوع تکریم و احترام اند و همه باید در برابر این دو ملت برگزیده، سر تعظیم و احترام فرود آوردند.[۳۱]

 

«یهود و نصاری گفتند: ما فرزندان خدا و دوستان خاص او هستیم، بگو: پس چرا شما را در برابر گناهانتان مجازات می کند؟ بلکه شما هم بشری هستید از مخلوقاتی که آفریده است. هر کس را بخواهد و شایسته بداند می بخشد و هر کس را بخواهد و مستحق بداند مجازات می کند و حکومت آسمان ها و زمین و آنچه در میان آنهاست از آن او و بازگشت همه موجودات به سوی اوست.» [۳۲]

 

و در آیه دیگر می فرماید:

 

«آنها گفتند: هیچ کس، جز یهود و نصاری، هرگز داخل بهشت نخواهد شد؛ این آرزوی آنهاست. بگو: اگر راست می گویید دلیل خود را بیاورید؛ آری کسی که روی خود را تسلیم خدا کند و نیکوکار باشد پاداش او نزد پروردگارش ثابت است؛ نه ترسی بر آنهاست و نه غمگین می شوند؛»[۳۳] بنابراین، بهشت خدا در انحصار هیچ گروهی نیست.

 

بدین ترتیب، قرآن کریم با افکار غرور آمیز و تعصبات غلط، خطرناک و جنگ آفرین این دو ملت مبارزه می کند، و با استدلال، پوچ و بی منطقی بودن آن را آشکار می سازد.

 

بدیهی است چنان چه این افکار غلط و خطرناک، بر ملت و جامعه ای حکم فرما باشد، صلح جهانی و هم زیستی مذهبی با دیگران نخواهند داشت. از بین بردن تعصبات غلط، و برتری جویی و نژاد پرستی، زمینه ساز هم زیستی مسالمت آمیز ادیان و ملل و مذاهب گوناگون می باشد.

 

از نظر قرآن کریم، هیچ ملتی برگزیده و نیز هیچ یک با خدا عقد اخوت نبسته است. برتری و عظمت، مخصوص افرادی است که تنها در برابر حقیقت خضوع می کنند و هیچ تعصب غلطی آنها را از پذیرش آن باز نمی دارد.

 

۱۰٫ تعاون در مسائل بین المللی

 

از ضروریات زندگی اجتماعی، همکاری و تعاون است. زندگی اجتماعی و نظام بین المللی، بدون هم کاری و تعاون در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ممکن نیست. برای حل مشکلات روز افزون جهانی، چاره ای جز مشارکت و تعاون وجود ندارد.

 

قرآن کریم، تعاون و مشارکت را، که یک اصل عقلانی نیز می باشد، مورد تایید و سفارش و مسیر آن را در جهت «برّ و تقوا» قرار داده و از تعاون برای ارتکاب گناه و ظلم نهی نموده است.

 

«بر نیکی و تقوا همکاری و تعاون نمایید و بر محور گناه و تجاوز، تعاون و مشارکت ننمایید.» [۳۴]

 

در مقیاس جهانی،‌ تلاش برای ایجاد عدالت،‌ برابری، صلح، امنیت، و توسعه از مصادیق «برّ» می باشد و مبارزه با سلطه، استثمار، نژاد پرستی و هر نوع تلاش برای قطع ریشه های تجاوز در سطح جهانی، تلاش در جهت تقوا و نزدیک تر شدن ملت ها به اراده و خواست خدا محسوب می شود و در این راه، باید از هر نوع هم کاری و تعاون که موجب فساد، تباهی و ظلم است خودداری نمایند.[۳۵]

 

هر قدر توجه به اصول مشترک بیش تر باشد، تفاهم بین المللی بیش تر می شود؛ در نتیجه، صلح و امنیت جهانی تامین می گردد. قرآن کریم علاوه بر توصیه به اخذ اصول مشترک: «قل یااهل الکتاب تعالوا …» و سفارش به تعاون در جهت تقوا و برّ، به مسلمانان اجازه داده است تا با آنان تعامل اقتصادی و … داشته باشند و از غذای آنان ـ غیر از شراب و گوشت خوک و … ـ تناول نمایند:

 

بدیهی است که تعامل اقتصادی و اجازه تناول غذای اهل کتاب و…، از اسباب تعاون زمینه ساز هم کاری و هم زیستی مسالمت آمیز خواهد بود. از نظر اسلام، تعاون قبل از این که یک تکلیف دینی باشد یک ضرورت بشری محسوب می شود. بهره وری از زمینی که خداوند خلق کرده و ثروت هایی که در آن قرار داده است، بدون هم کاری و تعاون حاصل نمی شود.

 

نتیجه آن که، هر چند در این آیه صریحاً از تعاون و همکاری نام نبرده است؛ لکن یک مصداق تعاون و تعامل با اهل کتاب را بیان داشته و آن، استفاده از غذای اهل کتاب ـ غیر از شراب،‌گوشت خوک و غیره ـ است. در واقع اجازه تناول غذای اهل کتاب و … یکی از اسباب تعاون و زمینه ساز هم زیستی مسالمت آمیز با اهل کتاب محسوب می شود.

 

  •  
    [۱] «و قالت الیهود لیست النصاری علی شیء و قالت النصاری لیست الیهود علی شیء و هم یتلون الکتاب کذلک قال الذین لایعلمون مثل قولهم فالله یحکم بینهم یوم القیامه فیما کانوا فیه یختلفون»بقره، ۱۳٫
  • [۲] «لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی»، بقره، ۲۵۶٫
  • [۳] «ولو شاء ربک لامن من فی الارض کلهم جمیعاً افانت تکره الناس حتی یکونوا مؤمنین»، یونس، ۹۹٫
  • [۴] «و قل الحق من ربکم فمن شاء فلیومن و من شاء فلیفکر»، کهف، ۲۹٫
  • [۵] «ولو شاء الله ما اشرکوا و ما جعلناک علیهم حفیظاً و ما انت علیهم بوکیل»، انعام، ۱۰۷٫
  • [۶] «سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق او لم یکف بربک انه علی کل شیء شهید»، فصلت، ۵۳٫
  • [۷] «و فی الارض آیات للموقنین * و فی انفسکم افلا تبصرون»، ذاریات، ۲۰-۲۱٫
  • [۸] «قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمه سواء بیننا و بینکم الا نعبد الا الله و لا نشرک به شیئاً و لا یتخذ بعضنا بعضاً ارباباً من دون الله فان تولوا فقولوا اشهدوا بانا مسلمون»، آل عمران، ۶۴٫
  • [۹] ر.ک: ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج ۲، ص ۴۵۰٫
  • [۱۰] «یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عند الله اتقاکم ان الله علیم خبیر»، حجرات، ۱۳٫
  • [۱۱] «کان الناس امه واحده فبعث الله النبیین مبشرین و منذرین و انزل معهم الکتاب بالحق لیحکم بین الناس فیما اختلفوا فیه و ما اختلف فیه ….»، بقره، ۲۱۳٫
  • [۱۲] تعبیر «بنی آدم» در چند آیه، از جمله: آیات ۲۶، ۲۷، ۳۵ و ۱۷۱ سوره ی اعراف و آیه ۷۰ سوره ی اسراء به کار رفته است.
  • [۱۳] انفطار، ۶؛ انشقاق، ۶ و حدود ۶۰ آیه ی دیگر.
  • [۱۴] ر. ک: یاسر ابو شبانه، النظام الدولی الجدید بین الواقع الحالی و التصور الاسلامی، ص ۵۴۲ – ۵۴۳٫
  • [۱۵] «و لا تجادلوا اهل الکتاب الا بالتی هی احسن الا الذین ظلموا منهم و قولوا آمنا بالذی انزل الینا و انزل الیکم و الهنا و الهکم واحد و نحن له مسلمون»؛ عنکبوت، ۴۶٫
  • [۱۶]  «و لا تسبوا الذین یدعون من دون الله فیسبوا الله عدوا بغیر علم کذلک زینا لکل امه عملهم ثم الی ربهم مرجعهم فینبئهم بما کانوا یعملون»؛ انعام، ۱۰۸٫
  • [۱۷]«… فان اعتزلوکم فلم یقاتلوکم و القوا الیکم السلم فما جعل الله لکم علیهم سبیلاً»؛ نساء، ۹۰٫
  • [۱۸] ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج ۴، ص ۵۴٫
  • [۱۹] «لا ینهاکم الله عن الدین لم یقاتلوکم فی الدین و لم یخرجوکم من دیارکم ان تبروهم و تقسطوا الیهم ان الله یحب المقسطین»؛ ممتحنه، ۸٫
  • [۲۰] «انما ینهاکم الله عن الذین قاتلوکم فی الدین و اخرجوکم من دیارک و ظاهروا علی اخراجکم ان تولوهم و من یقولهم فاولبک هم الظالمون»، ممتحنه، ۹٫
  • [۲۱] جعفر سبحانی، مبانی حکومت اسلام،‌ ترجمه و نگارش داود الهامی، ص ۵۲۶ ـ ۵۳۰٫
  • [۲۲] «فان جاوک فاحکم بینهم او اعرض عنهم»؛ مائده، ۴۲٫
  • [۲۳] تفسر نمونه، ج ۴، ص ۳۸۶٫
  • [۲۴] «و انزلنا الیک الکتاب بالحق مصدقاً لما بین یدیه من الکتاب و مهیمنا علیه فاحکم بینهم بما انزل الله»؛ مائده، ۴۸٫
  • [۲۵] برخی آیات عبارتند از: آل عمران، ۵۰ « و مصدقا ما بین یدی من التوراه ….». نساء، ۴۷: «یا ایها الذین اوتوا الکتاب بما نزلنا مصدقا لما معکم». مائده، ۴۶: «فیه هدی و نور و مصدقا لما بین یدیه من التوراه …». صف، ۶: «انی رسول الله الیکم مصداقا لما بین یدی من التوراه». بقره، ۸۹: «و لما جاءهم کتاب من عندالله مصدق لما معهم». بقره، ۱۰۱: «و لما جاءهم رسول من عند الله مصدق لما معهم».
  • [۲۶] «و قفینا علی اثارهم بعیسی ابن مریم مصدقا لما بین یدیه من التوراه و آتیناه الانجیل فیه هدی و نور و مصدقا لما بین یدیه من التوراه و هدی و موضوعه للمتقین»؛ مائده، ۴۶٫
  • [۲۷] «یا ایها الذین آمنوا ادخلوا فی السلم کافه…»؛ بقره، ۲۰۸٫
  • [۲۸] «و ان جنحوا للسلم فاجنح لها…»، انفال، ۶۱٫
  • [۲۹] «عسی الله ان یجعل بینکم و بین الذین عادیتم منهم موده و الله قدیر و الله غفور رحیم»؛‌ ممتحنه، ۷٫
  • [۳۰] تفسیر نمونه، ج ۲۲، ص ۳۱ ـ ۳۲٫
  • [۳۱] ر. ک: محمد مجتهد شبستری، «هم زیستی مذهبی»، مکتب اسلام، سال ۷، ش ۳، ص ۳۷٫
  • [۳۲] «و قال الیهود و النصاری نحن ابناء الله و احباوه قل فلم یعذبکم بذنوبکم بل انتم بشر ممن خلق یغفر لمن یشاء و یعذب من یشاء و لله ملک السماوات و الارض و ما بینهما و الیه المصیر»؛ مائده، ۸۱٫
  • [۳۳] «و قالوا لن یدخل الجنه الا من کان هودا او نصاری تلک امانیهم قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین بلی من اسلم وجهه لله و هو محسن فله آجره عند ربه و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون»؛ بقره، ۱۱۱ ـ ۱۱۲٫
  • [۳۴] «تعاونوا علی البر و التقوی و لا تعاونوا علی الاثم و العدوان»؛ مائده، ۲٫
  • [۳۵] ر. ک: عباس عمید زنجانی، فقه سیاسی، ج ۳، ص ۴۴۱ ـ ۴۶۱٫
  • منبع: سایت هدانا برگرفته از اسلام کوئست

حتما بخوانيد

ویژه نامه قرآن و عترت پژوهی

 

‘ );
w.anetworkParams[ ad.id ] = ad;
d.write( ‘

دست سالارغلامی به مدال و سهمیه مسابقات جهانی نرسید

۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۶


ساعت: ۱۳:۴۷
منتشر شده در مورخ: ۱۳۹۶/۰۲/۱۴
شناسه خبر: ۱۰۹۸۲۱۳

رئیس هیات بوکس استان کرمانشاه با اشاره به حضور ورزشکار کرمانشاهی در رقابت های قهرمانی آسیا، گفت: سالارغلامی بوکسور کرمانشاهی حاضر در این رقابت ها بود که دستش از گرفتن مدال و کسب سهمیه مسابقات جهانی کوتاه ماند.


به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا حسین فشی در گفتگو با مرصاد اسپورت، اظهار کرد: بوکسور کرمانشاهی حاضر در رقابت های قهرمانی آسیا با یک پیروزی و یک شکست به کار خود پایان داد.


فشی ادامه داد: بوکسور کرمانشاهی تیم ملی در اولین مسابقه برابر حریفی از اردن قرار گرفت و توانست با پیروزی برابر این حریف راهی دور دوم و مرحله یک چهارم نهایی شد.


وی خاطرنشان کرد: غلامی که در یک قدمی کسب مدال و قطعی کردن حضورش در رقابت های جهانی ۲۰۱۸ آلمان قرار داشت با شکست مقابل حریف سوریه ای از کسب این دو مهم بازماند.


رئیس هیات بوکس استان کرمانشاه گفت: همه چیز برای موفقیت غلامی آماده بود و اگر وی مقداری با تمرکز بیشتر مقابل حریف سوریه ای مبارزه می کرد به راحتی می توانست پیروز و به جمع چهار بوکسور برتر راه پیدا کند.


فشی در پایان، اظهار کرد: رقابت های بوکس قهرمانی اسیا از روز ۱۱ اردیبهشت در تاشکند ازبکستان با حضور ۲۰۰ ورزشکار از ۲۹ کشور آغاز شده است.


انتهای پیام/

در پی اعتصاب غذای نامحدود در حمایت از اسرای فلسطینی؛ «مازن المغربی» اسیر آزادشده فلسطینی به شهادت رسید

۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۶


«مازن محمد المغربی» اسیر آزادشده فلسطینی که در همبستگی با اسرای اعتصاب کننده غذا، او هم اعتصاب غذا کرده بود، به شهادت رسید.

به گزارش مصاف، «مازن محمد المغربی» اسیر آزادشده فلسطینی در شهر «رام الله» واقع در کرانه باختری به شهادت رسید.

بر اساس این گزارش، شهادت این اسیر آزادشده فلسطینی در پی اعتصاب غذای نامحدود وی در حمایت از اسرای اعتصاب کننده در بند رژیم صهیونیستی، اتفاق افتاد.

گفتنی است، از ۱۶ روز پیش حدود ۱۶۰۰ اسیر فلسطینی در بند رژیم صهیونیستی در اعتراض به سیاست های خصمانه این رژیم در زندانها، دست به اعتصاب غذای نامحدود زدند.

رژیم صهیونیستی تاکنون از تمامی ابزارهای شومی که در اختیار دارد برای شکستن اعتصاب غذای اسرای فلسطینی و سرکوب انتفاضه آنها بهره برده است.

منبع:خبرگزاری مهر

مشارکت میلیاردی خیران چهارمحالی در طرح اکرام ایتام

۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۶

گروه اجتماعی: خیران چهارمحال و بختیاری ۹۸ میلیارد و ۳۹۷ میلیون ریال در قالب طرح اکرام ایتام به یتیمان استان کمک کردند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا) از چهارمحال و بختیاری، به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، علی ملک پور، مدیرکل کمیته امداد امام خمینی (ره) چهارمحال و بختیاری گفت: در سال گذشته خیران استان، ۹۸ میلیارد و ۳۹۷ میلیون ریال در قالب طرح اکرام ایتام به یتیمان تحت پوشش این نهاد کمک کردند.

وی افزود: ۳۵ میلیارد ریال از این مبلغ به‌صورت خدمات و کالا و مابقی در قالب ۶۰۴ مورد جهیزیه به نوعروسان اهدا گردید.

ملک پور بابیان اینکه ۲ هزار و ۲۳۸ یتیم شناسایی‌شده تحت حمایت کمیته امداد امام خمینی (ره) قرار دارد اضافه کرد: ۲ هزار و ۲۲۷ نفر از آنان دارای حامی و ۱۱ نفر فاقد حامی هستند.

وی ادامه داد: ۱۳ هزار و ۱۲۶ حامی در طرح اکرام مشارکت دارند که ۵ هزار و ۹۳۴ نفر از آنان اهل استان چهارمحال و بختیاری می‌باشند.

ملک پور گفت: خیران در طرح اکرام ایتام می‌توانند با پرداخت حداقل ۲۰۰ هزار ریال به‌صورت ماهانه، حمایت مادی و معنوی یک یا چند یتیم تحت پوشش را به‌عنوان فرزندان معنوی خود عهده‌دار شوند.

وی افزود: نیکوکاران و خیران می‌توانند با شماره‌گیری کد # ۰۳۸ * ۸۸۷۷ * کمک‌های نقدی خود را به‌صورت الکترونیکی پرداخت کنند.

مزار عالمان و معاريف در کربلا

۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۶

مزار عالمان و مشاهیر در کربلا را معرفی کنید.

مزار ابراهيم مُجاب (ق ۳ق)

ابراهيم مُجاب فرزند محمّد العابد بن موسى بن جعفر عليه السلام است. پدرش، محمّد العابد، برادر تنى امام رضا عليه السلام بود. او در سال ۲۴۷ ق، به زيارت امام حسين عليه السلام شتافت. گفته شده كه وى نخستين علوى اى بود كه در كربلا ساكن شد. مرقد وى در رواق غربىِ داخل حرم قرار دارد.[۱]

مزار سيّد رضى (م ۴۰۶ ق) و سيّد مرتضى (م ۴۳۶ ق)

سيّد رضى (۳۵۸ ـ ۴۰۶ ق) از عالمان بزرگ شيعه و گردآورنده نهج البلاغه و سيّد مرتضى (۳۵۵ ق ـ ۴۳۶ ق) از عالمان بزرگ شيعه در قرن چهارم و پنجم و صاحب تأليفات بسيار، هر دو، در بغداد از دنيا رفتند و در منزل خود دفن شدند ؛ سپس جنازه آنها به كربلا منتقل شد و در كنار پدرشان (م ۴۰۰ ق) در نزديكى قبر سيّد ابراهيم مُجاب در رواق غربى حرم، دفن شدند.[۲]

مزار ابن فهد حلّى (م ۸۴۱ق)

شيخ احمد بن محمّد بن فهد، فقيه بزرگ اماميه، در سال ۷۵۷ق در حلّه به دنيا آمد. وى خانه اش را براى زائران به عنوان منزلگاهى وقف كرده بود و پس از مرگش (در سال ۸۴۱ق)، او را در همان خانه خود به خاك سپردند. شاه عبّاس صفوى در سال ۱۰۳۳ ق، باغ جنوب قبر ابن فهد را به صورت مسجدى درآورد و گنبدى روى قبر وى برپا ساخت. قبر وى در خيابان باب القبله در نزديكى حرم قرار دارد.[۳]

مزار شيخ يوسف بحرانى (م ۱۱۸۶ق)

شيخ يوسف بحرانى، مشهور به «صاحب الحدائق»، فقيه و عالم اخبارىِ شيعه و از علماى آل عصفور سده دوازده قمرى، در سال (۱۱۰۷ق) در قريه ماحوز بحرين به دنيا آمد. وى در ۷۹ سالگى، در چهارم ربيع الأول ۱۱۸۶ق، درگذشت و در حرم امام حسين عليه السلام در رواق شرقى حرم (رواق علما)، به خاك سپرده شد.[۴]

مزار وحيد بهبهانى (م ۱۲۰۵ق)

شيخ محمّد باقر بن محمّد مشهور به وحيد بهبهانى در سال ۱۱۱۶ يا ۱۱۱۷ق در اصفهان به دنيا آمد. وى از فقيهان اصولى و رجال شناسان بزرگ شيعه در قرن دوازدهم هجرى است. او در سال ۱۲۰۵يا ۱۲۰۶ ق، وفات يافت و در رواق شرقى حرم (رواق علما)، دفن شد.[۵]

مزار سيّد على طباطبايى (م ۱۲۳۱ق)

سيّد على طباطبايى، صاحب كتاب مشهور رياض المسائل در فقه به سال ۱۱۶۱ق، در كاظمين به دنيا آمد. از جمله اقدامات وى احداث ديوار شهر كربلا است. او در سال ۱۲۳۱ق، وفات يافت و در رواق شرقى حرم (رواق علما) دفن شد.[۶]

مزار سيّد مجاهد (م ۱۲۴۲ق)

سيّد محمّد مجاهد فرزند سيّد على طباطبايى صاحب رياض[۷] و نوه دخترى وحيد بهبهانى، صاحب كتاب المفاتيح فى الاُصول و المناهل فى آل الرسول در سال ۱۱۸۰ق، در كربلا به دنيا آمد. او به سبب مجاهداتش با روس ها ـ كه خود در ميدان جنگ حاضر مى شد ـ، به محمّدمجاهد معروف شد. در سال ۱۲۴۲۲ق،از دنيا رفت و قبرش در قسمت غربى بين الحرمين است و بناى كوچكى روى قبر او احداث شده است.[۸]

مزار شيخ عبدالحسين تهرانى (م ۱۲۸۶ق)

شيخ عبدالحسين تهرانى، متولّد تهران، از فقيهان نامدار قرن سيزده هجرى و شاگرد برجسته صاحب جواهر و استاد محدّث نورى بود. ناصرالدين شاه قاجار، نظارت بر كار تعميرات و تأسيسات ايرانى در عتبات عاليات را به او سپرده بود. كتاب خانه شخصى او در كربلا به علّت داشتن نسخه هاى نفيس، شهرت داشت. قبر وى در صحن شمال غربى حرم مطهّر، بركنار باب سلطانيه قرار دارد.[۹]

مزار ملاّحسينقلى همدانى (م ۱۳۱۱ق)

ملاّحسينقلى همدانى، متولّد ۱۲۳۹ ق، در رزن همدان است. در فقه و اصول، شاگرد مبرّز شيخ انصارى و در حكمت، شاگرد ملاّ هادى سبزوارى و در سير و سلوك، شاگرد شاخص سيّد على شوشترى بود. وى در سير و سلوك، شاگردان نام آورى چون: سيّد احمد كربلايى تهرانى، شيخ محمّد بهارى، و ميرزا جواد ملكى تبريزى را پرورش داد. او سرانجام پس از عمرى مجاهده با نفس و تربيت نفوس در سال ۱۳۱۱ ق، در كربلا وفات يافت و در صحن غربى حرم مطهّر، در كنار باب رأس الشهدا به خاك سپرده شد.[۱۰]

مزار سيّد مرتضى رضوى كشميرى (م ۱۳۲۳ق)

سيّد مرتضى رضوى كشميرى در سال ۱۲۶۸ق در ايالت كشمير و در خانواده اى روحانى از سلسله سادات رضوى، به دنيا آمد. در كربلا و نجف اشرف، نزد عالمان و فقيهان نامدار به كسب علوم عقلى و نقلى پرداخت و پس از سال ها تحصيل و تحقيق و تهذيب نفس، به درجه اجتهاد و كمال نايل آمد. اين عالم ربّانى، در نهايت ورع و تقوا و پيوسته در جهاد نفس و رياضت، عبادت و سير و سلوك عرفانى بود.

وى در تاريخ سيزدهم شوّال سال ۱۳۲۳ ق، در شهر كاظمين، دار فانى را وداع گفت و بدن مطهّرش را بعد از انتقال به كربلا در صحن غربىِ حرم امام حسين عليه السلام، در كنار باب رأس الشهدا به خاك سپردند.[۱۱]

مزار ميرزا محمّدتقى شيرازى (م ۱۳۳۸ق)

شيخ محمّدتقى شيرازى متولّد ۱۲۵۶ق در شيراز از مراجع بزرگ شيعه و پرچمدار استقلال عراق و از رهبران قيام مردم عراق عليه سلطه انگلستان (در ۱۹۲۰م) است كه با مجاهدت هاى خود، سلطه و نفوذ انگليس را در عراق از بين برد. او را در ضلع جنوب شرقى صحن، در مقبره اختصاصى خود دفن كردند.[۱۲]

قبور پادشاهان و اُمرا

ميرزا تقى خان اميركبير و پادشاهان قاجار (مظفّرالدين شاه، محمّدعلى شاه، احمدشاه) و نيز سلطان حمزه ميرزا از سلاطين صفوى و… در رواق پادشاهان مدفون اند.[۱۳]

 

[۱] . ر .ك : أعيان الشيعة : ج ۲ ص ۲۲۴، تراث كربلا: ص ۱۰۶ .

[۲] . ر. ك: أعيان الشيعة : ج ۹ ص ۲۱۶ و ج ۸ ص ۲۱۳ ، موسوعة طبقات الفقهاء: ج ۵ ص ۲۳۴ ش ۱۹۱۶و ص۲۹۲ ش ۱۹۷۱ .

[۳] . ر. ك: موسوعة طبقات الفقهاء: ج ۹ ص ۶۳ ش ۲۸۸۸ ، الكنى و الألقاب: ج ۱ ص ۳۸۰، تراث كربلا: ص ۲۴۱،عتبات عاليات عراق: ص ۱۵۱.

[۴] . ر . ك : أعيان الشيعة: ج۱۰ ص۳۱۷ ، موسوعة طبقات الفقهاء: ج۱۲ ص۴۳۶ ش۳۹۰۸ ، تراث كربلا: ص۲۵۸ .

[۵] . ر . ك : أعيان الشيعة: ج۹ ص۱۸۲ ، موسوعة طبقات الفقهاء: ج ۱۳ ص ۵۲۹ ش ۴۲۹۱ ، تراث كربلا: ص۲۵۹ .

[۶] . ر. ك: أعيان الشيعة: ج ۸ ص ۳۱۴ ، موسوعة طبقات الفقهاء: ج ۱۳ ص ۴۱۳ ش ۴۲۰۵ ، مزارات الأولياء فىأرض كربلاء: ص ۱۹۴.

[۷] . عمدة الطالب : ج ۳ ص ۳۸۰ .

[۸] . ر . ك : موسوعة طبقات الفقهاء: ج ۱۳ ص ۴۹۳ ش ۴۲۶۵ ، مزارات الأولياء فى أرض كربلاء: ص ۱۹۵، تراثكربلا : ص ۲۲۴ .

[۹] . ر .ك : أعيان الشيعة: ج ۷ ص ۴۳۹ ، موسوعة طبقات الفقهاء: ج ۱۳ ص ۳۲۶ ش ۴۱۴۳ .

[۱۰] . ر .ك : أعيان الشيعة: ج ۶ ص ۱۳۶ و ج ۴ ص ۲۵۴ .

[۱۱] . ر .ك : أعيان الشيعة: ج ۱۰ ص ۱۲۱، معجم المؤلّفين: ج ۱۲ ص ۲۱۷.

[۱۲] . ر . ك : موسوعة طبقات الفقهاء: ج ۲/۱۴ ص ۶۳۵ ش ۴۸۱۰ ، تراث كربلا: ص ۲۹۱ .

[۱۳] . ر .ك :عتبات عاليات عراق : ص ۱۵۴.