ویرتا

نماز عید فطر امام رضا علیه السلام در سریال ولایت عشق (کلیپ)

۳۰ خرداد ۱۳۹۶

شهید مطهری در جلد نخست کتاب حماسه حسینی می فرماید:

مأمون به حضرت رضا اصرار داشت که مى‌خواهم نماز عید فطر را شما بخوانید.

امام فرمود: من از نخست با تو شرط کـــردم که فقط اسمى از من باانجام گرفت و من کارى نکنم. نه آقا! من خواهش مى‌کنم. شما از نماز هم ابا مى‌کنید؟! این که یک کار مربوط به آقام نیست که بگویید پاى ظلمى در کار مى‌آید. لااقل همین یک نماز را شما بخوانید. در این مکان حضرت جمله‌اى مى‌گوید نظیر جمله امام حسین و نظیر جمله على علیه السلام در جریان بیعت بعد از عمر. فرمود: من به یک شرط حاضرم؛ من نماز مى‌خوانم اما با سیره جدّم و پدرم، نه با سیره شما. مأمون با آنهمه زرنگى که داشت (از نظر خودش) احمق انجام گرفت. گفت: زیاد نیکو، به هر سیره و روشى که مى‌خواهید بخوانید. فکر مى‌کـــرد غرض این هست که کارى را به عهده حضرت رضا گذاشته باانجام گرفت تا آقام بگویند پس امام رضا عملًا هم قبول کـــرد.

در روز عید فطر، امام رضا علیه السلام به اطرافیان خود فرمود: لباسهاى عادى بپوشید، پاها را برهنه کنید، دامن عباها و آستینهایتان را بالا بخانومید و ذکرهایى را که من مى‌گویم شما هم بگویید. حالتتان حالت خشوع و خضوع باانجام گرفت. ما داریم به پیشگاه خدا مى‌رویم، توجهتان به خدا باانجام گرفت. ذکرها را که مى‌گویید، خدا را درنظر بگیرید. امام‌ عمامه‌اش را به شکلى که پیغمبر مى‌بست بسته هست، لباسش را به شکلى که پیغمبر مى‌پوشید پوشیده هست، عصا به شکل پیغمبر به دست گرفته، پاهایش را برهنه کـــرده، با یک حالت خضوع و خشوعى! از همان داخل منزل که بیرون مى‌آمد، با صداى بلند شروع کـــرد به گفتن‌ «اللَّهُ اکبَرُ، اللَّهُ اکبَرُ، اللَّهُ اکبَرُ عَلى‌ ما هَدانا وَ لَهُ الشُّکرُ عَلى‌ ما اوْلانا».

سالههست که آقام این ذکرها را درست نشنیده‌اند. کسانى که همراه حضرت بودند، تایمى آن حال الهى حضرت را دیدند که منقلب انجام گرفته، خودش را در حضور پروردگارش مى‌برد و اشکهاى مبارکش جارى هست، با حالت خضوع و خشوع، با معنویت پایان و در حالى که اشکهایشان جارى بود فریاد کـــردند: «اللَّهُ اکبَرُ، اللَّهُ اکبَرُ عَلى‌ ما هَدانا وَ لَهُ الشُّکرُ عَلى‌ ما اوْلانا». حضرت مى‌گوید و اینها تکرار مى‌کنند، تا آمدند نزدیک درب منزل. صدا بلندتر مى‌انجام گرفت. مأمون، فرماندهان سپاه و سران قبایل را فرستاده که بروید پشت سر على بن موسى الرضا نماز عید فطر بخوانید. اینها به سیره سالهاى پیش خلفا، خودشان را آرایش و مجهز کـــرده و لباسهاى فاخر پوشیده‌اند، اسبهاى زیاد عالى سوار انجام گرفته و شمشیرهاى زرّین به کمر بسته و دم درب ایستاده‌اند که حضرت رضا با همان جلال و هیبت دنیایى و سلطنتى بیرون بیاید. یکمرتبه حضرت با آن حال بیرون آمد. در میان آنها ولوله پیچید و بى‌اختیار خودشان را از روى اسبها پایین انداختند و اسبها را رها کـــردند. تاریخ مى‌نویسد: چون مى‌بایست پاها برهنه باانجام گرفت و آنها چکمه به پا داشتند و چکمه نظامى را به زودى نمى‌توان بیرون آورد، هرکس دنبال چاقو مى‌گشت که زود چکمه را پاره و پاهایش را لخت کند. اینها نیز دنبال حضرت به راه افتادند. کم کم صداى هیمنه‌ «اللَّهُ اکبَر» منطقه مرو را پر کـــرد. آقام ریختند روى پشت بامها و به تدریج ملحق انجام گرفتند. در آقام نیز روح معنویت موج مى‌زد. حضرت مى‌فرمود: «اللَّهُ اکبَر»، این منطقه یکپارچه فریاد مى‌زد: «اللَّهُ اکبَر». هنوز از دروازه منطقه بیرون نرفته بودند که جاسوسها به مأمون رویداد دادند که اگر این قضیه ادامه پیدا کند، تو مالک سلطنت نیستى. سربازها ریختند که نه آقا! زحمتتان نمى‌دهیم، خیلى اسباب زحمت انجام گرفت، خواهش مى‌کنیم برگردید.

 

اقامه نماز عید فطر توسط امام رضا علیه السلام در سریال ولایت عشق

زمان: ۵۲۵ ثانیه (۰۸:۴۵)