ویرتا

نقش قطام در شهادت امام علی علیه السلام به دست ابن ملجم

۲۳ خرداد ۱۳۹۶

در منابع تاریخی و روایی از دختر یا خانومی به نام قطام نقل کرد به میان آمده هست که شرط ازدواج خود با ابن ملجم را قتل امام علی علیه السلام قرار داده هست. اما نحوه و زمان برخورد ابن ملجم با او و چگونگی دهستان روایت های متفاوتی دارد که می توان آنها را در دو روایت زیر خلاصه نمود:

روایت نخست:

مطابق با نقلی در پايان مراسم حج سال ۴۰ در مكه، عبدالرحمن بن ملجم و برك بن عبدالله و عمرو بن بكر تميمى به دور هم گرد آمده درباره حكومت اسلامى و جنگ نهروان نقل کرد به ميان آوردند و بر كردار زمامداران عيب گرفتند و سرانجام با يكديگر عهد بستند كه على علیه السلام و معاويه و عمروعاص را كه سران فتنه، مى پنداشتند به قتل رسانند.

از اين سه تن برك بن عبدالله مأمور قتل معاويه و عمرو بن بكر متعهد كشتن عمروعاص و ابن ملجم متعهد كشتن اميرالمؤمنين انجام گرفت و ۱۹ يا ۱۷ رمضان را موعد قرار دادند كه با هم به عهد خويش وفا كنند.

چون روز موعود رسيد برك بن عبدالله تنها توانست معاويه را مجروح سازد و خود دستگير و كشته انجام گرفت. عمرو بن بكر جهت كشتن عمروعاص راهى مصر گشت كه وى در آن روزگار از سوى معاويه ولايت آن ديار داشت اما عمروعاص در آن شب خارجة بن حذاقه قاضى مصر را به جاى خويش به امامت گماشته بود، عمرو بن بكر به غلط وى را بكشت و خود به اشارت عمروعاص به قتل رسيد.

اما ابن ملجم پس از عهد و پیمانی که با آن دو در حج بست به‌ كوفه‌ آمد و با يارانش‌ از خوارج‌ ديدار كرد، اما دنبالش‌ را پنهان‌ نگه‌ داشت‌. روزي‌ به‌ تصادف‌ خانوم‌ زيبارويى‌ به‌ نام‌ قطام‌ دختر شجنة بن‌ عدي‌ را كه‌ از تيم‌ الرباب‌ بود، ديد و به‌ او دل‌ باخت‌ و از او خوهستگاري‌ كرد. خانوم‌ كه‌ پدر و برادرش‌ در نهروان‌ كشته‌ انجام گرفته‌ بودند، اين‌ پيشنهاد را پذيرفت‌ و يكى‌ از شرايط ازدواج‌ را كشتن‌ على‌(ع‌) قرار داد. پس‌ از آن‌ عبدالرحمان‌، شبيب‌ بن‌ بَجَرة اشجعى‌ را ديدار كرد و او را با خود همراه‌ ساخت‌. و توطئه قتل را عملی ساخت. [۱]

این روایت با تفاوت هایی در منابع مختلف آمده هست.

 

روایت دوم:

در بحار الانوار نقل دیگری آمده هست که در آن قطام نقش اصلی را دارد و ابن ملجم برای رسیدن به او ناچار به قبول شرطش که قتل علی علیه السلام هست انجام گرفته هست خلاصه آنچه در بحار الانوار آمده هست چنین هست که: ابن ملجم در جنگ نهروان در سپاه امام علی علیه السلام بود و پس از پیروزی آن حضرت و کشته انجام گرفتن خوارج از امام اذن خوهست که زودتر وارد کوفه شود و رویداد این پیروزی را به آقام کوفه بشارت دهد. امام به او اذن داد و ابن ملجم وارد‌ کوفه انجام گرفته در خیابان ها مـردم را از فـتح و پیـروزی امیر مؤمنان‌ رویداد‌ دار‌ می‌کـــرد، تا به محلّه بنی تمیم رسید جایی که خانه مربوط به قطام دختر سخینه دختر عوف بن تـیم – که خود و بستگانش به عقیده خوارج بودند – در آنجا بود. قطام‌ دارای‌ زیبایی و هیبت شایانی بود. تایمی صدای او را شنید، شخصی را دنبال او فرستاد که از‌ او‌ تقاضا کند که ساعتی از اسب فرود آید و به پرسشهایی که دربارۀ‌ بستگانش‌ دارد، پاسخ دهد. به این صورت ابن ملجم وارد خانه قطام انجام گرفت و با دیدن چهره زیبای او فریفته او گردید. قطام که عقیده خوارج از کشته‌ انجام گرفتگان‌ جنگ نهروان پرسید، ابن ملجم نیز اخبار را گفت، از جمله از کشته انجام گرفتن‌ پدر‌، برادر و عموی او به دست امام‌ علی‌ خـبر داد‌. نالۀ قطام از شنیدن این رویداد بلند‌ انجام گرفت و شروع کـــرد به سر و صورت خود زدن. ابن ملجم از نقل کرد خود پشیمان انجام گرفت تا اینکه قطام در بین شیون خود بر زبان آورد که: فراق آنها بر من‌ دشوار‌ هست و چه کسی بعد از آنها‌ مرا‌ یاری‌ کند‌ و انـتقام‌ مـرا بگیرد؟ تا من خود را به او ببخشم و او را از مال و جمال خود بهره مند سازم . ابـن ملجم‌ گفت‌: آرام باش، تو بـه مـقصودت مـی‌رسی. تایمی قطام این جمله را شنید، ساکت انجام گرفت و به نقل کرد‌ او‌ طمع‌ کـــرد و افزایش خود را به او عرضه‌ نمود‌ و محاسن‌ خود‌ را‌ آشکار‌ کـــرد. پس از آن ابن ملجم از او خوهستگاری نمود و قطام کشتن امام علی علیه السلام را شرط خود برای ازدواج با ابن ملجم گذاشت. ابن ملجم ابتدا از این شرط به انجام گرفتت وحشت نموده متحیر انجام گرفت، اما اندک اندک قطام با دلبری و زبان آوری او را نسبت به انجام این خوهسته نرم نمود. پس از آن ابن ملجم در حالی که دائم به فکر قطام بود تعدادین بار دیگر با او دیدار نمود و عاقبت عشق شوم او به قطام باعث انجام گرفت که خوهسته او را عملی سازد.[۲]

 

همانطور که نقل کرد انجام گرفت از بین این دو روایت روایت نخست مشهور تر هست و دانشمندان معاصر نیز غالبا به همان اعتماد نموده اند.

 

پانویس

 

۱٫ ابن‌ سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص ۳۵ و ۳۶  نقل از دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج۴، مدخل “ابن ملجم”

۲٫ بحار الأنوار (ط – بيروت)، ج‏۴۲، ص۲۶۳ تا ۲۸۳