ویرتا

مرگ جاهليت

۷ اردیبهشت ۱۳۹۶

پرسش :

مرگ جاهليت ، اشاره به كُفر است يا گم راهى؟

پاسخ :

احاديثى كه شناخت امامِ حق را در همه دوره ها واجب دانسته و مرگ بدون شناخت او را مرگ جاهلى خوانده اند ، مورد اتّفاق مسلمين اند و به روشنى بر اين مطلب دلالت دارند كه با حذف مسئله امامت و رهبرى ، جامعه اسلامى به دوران جاهليت پيش از اسلام باز مى گردد .

مفاد احاديث اخير ، در واقع تأييد و تبيين احاديثى است كه مرگ بدون شناخت امام را مرگ جاهلى دانسته اند . نكته قابل تأمّل در اين احاديث ، آن است كه روايت حسين بن علا و روايت ابن ابى يعفور تصريح مى كنند كه مردن بدون امام ، مرگ در حالت كفر نيست ؛ بلكه مرگ در حالت ضلالت (و گم راهى) است ، و در مقابل ، روايت حارث بن مغيره تصريح مى نمايد كه مرگ بدون شناخت امام ، مرگ در حال كفر و نفاق و ضلالت است . بنا بر اين چگونه مى توان مفاد اين دو دسته از احاديث را در تبيين مرگ جاهلى با هم جمع كرد؟

براى پاسخ به اين سؤال بايد توجّه داشت كه «كفر» معانى مختلفى دارد[۱] و يكى از آنها كفر جهلى است . كفر جهلى ، به معناى پنهان كردن جهل با ادّعاى  علم به مجهول است . كسى كه جهل خود را كتمان مى كند و مدّعى دانستن چيزى مى شود كه نمى داند ، كافر ناميده مى شود ، همان طور كه به كشاورز به دليل پنهان كردن دانه  زير خاك ، كافر اطلاق مى گردد .

اگر جاهل ، جهل خود را با ادّعاى علم و انكار آنچه نمى داند ، پنهان نكند ، كافر نيست . امام صادق عليه السلام مى فرمايد :

 لَو أنَّ العِبادَ إذا جَهِلوا وَقَفوا وَ لم يَجْحَدوا لم يَكْفُروا .[۲]

اگر بندگان به هنگام ندانستن ، درنگ مى كردند و انكار نمى كردند ، كافر نمى شدند.

ولى اگر جاهل ، با انكار آنچه نمى داند ، مدّعى علم شود و با اين ادّعا جهل خود را بپوشاند ، علاوه بر اين كه جاهل است ، كافر نيز هست .

در مورد مسئله مورد بحث – يعنى جهل به امام زمانِ هر دوران – نيز دو نوع جاهل ، قابل تصوّر است : جاهلى كه انكار كننده امام است ، و جاهلى كه انكار ندارد . حديثى كه تأكيد دارد مرگ بدون امام ، گم راهى است نه كفر ، ناظر به حال جاهلى است كه مجهول خود را انكار نمى كند ، و حديثى كه تصريح مى كند مرگ بدون شناخت امام ، مرگ كفر و نفاق و گم راهى است ، ناظر به حال جاهلى است كه منكِر امامت است .[۳]

 

 


[۱] . ر . ك : مبانى شناخت : ص ۳۰۰ (اقسام كفر نكوهيده) .

[۲] . الكافى : ج ۲ ص ۳۸۸ ح ۱۹ ، المحاسن : ج ۱ ص ۳۴۰ ح ۷۰۰ (به نقل از امام باقر عليه السلام) ، بحار الأنوار : ج ۲ ص ۱۲۰ ح ۱۳ . نيز ، ر . ك : غرر الحكم : ح ۷۵۸۲ .

[۳] . گفتنى است مرحوم ملّا صالح مازندرانى ، بيان ديگرى در شرح اين احاديث دارد (ر . ك : شرح اصول الكافى، ملا صالح مازندرانى : ج ۱۰ ص ۵۵) . 

پاسخگو : بخش پاسخ گویی پایگاه حدیث نت