ویرتا

شهادت امام حسن عسكري(ع)

۳ آذر ۱۳۹۶

ابن أثير :

أمّا الحَسَنُ بنُ عَليٍّ العَسكَرِيّ‏عليه السلام فَقَد كانَت أخلاقُهُ كَأخلاقِ رَسولِ اللَّهِ‏صلي الله عليه وآله

خلق و خوي امام حسن عسكري‏عليه السلام همچون خلق و خوي رسول خدا بود

الخرائج و الجرائح ، ج ۲ ، ص ۹۰۱ .

امام مهدي‏ عليه السلام :

كان [الإمامُ العَسكَري‏عليه السلام] نُوراً ساطِعاً و قَمَراً زاهِراً اختارَ اللَّهُ لَهُ ما عِندَهُ فَمَضي عَلي مِنهاجِ آبائِهِ حَذوَ النَّعلِ بِالنَّعلِ

او نوري فروزان و ماهي درخشان بود كه خداوند آنچه را نزد خود بود براي او برگزيد . او راه و روش پدران بزرگوار خود را گام به گام دنبال كرد تا رحلت فرمود

بحار الأنوار ، ج ۵۳ ، ص ۱۹۱ .

سخنان برگزيده

در کتاب احمد بن محمّد بن عیاش:

کانَ أبو هاشمٍ الجَعفری حُبِسَ مَع أبی محمّدٍ(ع)، کانَ المُعْتزُّ حَبَسهُما مَع عِدّةٍ مِن الطّالِبیینَ فی سَنةِ ثَمانٍ و خَمسِینَ و مِائتینِ و قالَ: حَدَّثنا أحمدُ بنُ زیادٍ الهَمْدانی عن علی بنِ إبراهیمَ بنِ هاشمٍ عن داوودَ بنِ القاسمِ قالَ: کنتُ فی الحَبْسِ المعروفِ بحبسِ خَشیشٍ فی الجَوْسَقِ الأحْمَرِ أنا و الحسنُ بنُ محمّدٍ العَقیقی و محمّدُ ابنُ إبراهیمَ العَمری و فلانٌ و فلانٌ، إذ دَخلَ علَینا أبو محمّدٍ الحسنُ و أخوهُ جعفرٌ، فحَفَفْنا بهِ، و کان المُتَوَلّی لِحَبْسهِ صالحُ بنُ و صِیفٍ، و کانَ مَعنا فی الحَبسِ رجُلٌ جُمَحی یقولُ: إنّه عَلَوی. قالَ: فالْتَفَتَ أبو محمّدٍ فقالَ: لولا أنّ فیکم مَن لیسَ مِنکم لأعْلَمْتُکم مَتی یفَرَّجُ عنکم، و أومَأَ إلَی الجُمَحی أنْ یخْرُجَ فخَرَجَ. فقالَ أبو محمّدٍ: هذا الرّجُلُ لَیس مِنکم فاحْذَروهُ، فإنّ فی ثِیابِهِ قِصّةً قد کتَبها إلَی السُّلطانِ یخبِرُهُ بما تقَولونَ فیهِ، فقامَ بعضُهُم ففَتّشَ ثِیابَهُ، فوَجدَ فیها القِصّةَ یذکرُنا فیها بکلِّ عظِیمةٍ.

ابو هاشم (داوود) جعفری با امام عسکری(ع) زندانی بود. این دو نفر را معتز (خلیفه عباسی) به همراه عدّه دیگری از طالبیان در سال ۲۵۸ زندانی کرده بود. در همان کتاب آمده است: احمد بن زیاد همدانی از علی بن ابراهیم بن هاشم و او از داوود بن قاسم (ابو هاشم جعفری) برایمان نقل کرد که گفته: من و حسن بن محمّد عقیقی و محمّد بن ابراهیم عمری و فلان و فلان در زندان معروف به زندان خشیش، واقع در کوشک سرخ، به سر می بردیم که امام حسن عسکری و برادرش جعفر بر ما وارد شدند و ما بر گرد او حلقه زدیم، مسئول زندانی کردن او صالح بن وصیف بود. در بین ما مردی از بنی جُمَح بود که می گفت علوی است. امام حسن عسکری رو به ما کرد و فرمود: اگر در میان شما بیگانه نبود به شما می گفتم که چه وقت آزاد می شوید. امام به مرد جمحی اشاره کرد که بیرون رود و او بیرون رفت. امام فرمود: این مرد از شما نیست. از او بر حذر باشید. در جامه او نامه ای است که برای سلطان نوشته تا حرفهایی را که شما درباره او می گویید به وی گزارش دهد. یکی برخاست و لباسهای آن مرد را تفتیش کرد و آن نامه را که در آن از ما به بدی تمام یاد کرده بود، یافت.

بحار الأنوار: ۵۰/ ۳۱۱/ ۱۰.

ابو هاشم جعفری:

کنتُ مَحْبوسا مَع أبی محمّدٍ علیه السلام فی حَبْسِ المُهْتَدی بنِ الواثقِ، فقالَ لی: یا أبا هاشمٍ، إنّ هذا الطّاغی أرادَ أن یعْبثَ باللّهِ فی هذهِ اللّیلةِ، و قَد بَتَرَ اللّهُ عُمرَهُ، و جَعلَهُ للقائمِ مِن بعدِهِ، و لَم یکن لی ولَدٌ و سارزَقُ ولَدا. قالَ أبو هاشمٍ: فلَمّا أصْبَحْنا شَغَبَ الأتْراک علَی المُهْتَدی فقَتَلُوهُ، و وَلِی المُعْتَمِدُ مَکانَهُ، و سلّمَنا اللّهُ تعالی.

من با امام عسکری علیه السلام در زندان مُهتدی، پسر واثق، زندانی بودم. آن حضرت به من فرمود: ابو هاشم! این طاغی می خواهد امشب [امر] خدا را به سخره گیرد، اما خداوند از عمر او می کاهد و به جانشینش می دهد، و من نیز فرزندی ندارم و بزودی خداوند به من فرزندی عطا می فرماید. ابو هاشم می گوید: بامدادان، ترکها بر مهتدی شوریدند و او را کشتند و معتمد به جای او حاکم شد و خداوند متعال ما را سالم و زنده نگه داشت.

الغیبة للطوسی: ۲۰۵/ ۱۷۳

بحار الأنوار:

دخَلَ العبّاسِیونَ علی صالحِ ابنِ وَصیفٍ، و دخَلَ صالحُ بنُ علی و غیرُهُ مِن المُنْحَرِفینَ عن هذهِ النّاحیةِ علی صالحِ بنِ و صیفٍ عندَ ما حُبِسَ أبو محمّدٍ علیه السلام، فقالَ لَه: ضَیقْ علیهِ و لا تُوَسِّعْ، فقالَ لَهم صالحٌ: ما أصْنَعُ بهِ، و قد وَکلْتُ بهِ رُجلَینِ شَرَّ مَن قَدَرْتُ علَیهِ، فقَد صارا مِن العِبادةِ و الصّلاةِ إلی أمرٍ عظیمٍ؟!

هنگامی که ابو محمّد علیه السلام زندانی شد، عباسیان و صالح بن علی و دیگر منحرفان از جاده امامت نزد صالح بن وصیف رفتند و گفتند: بر او سخت بگیر و کوتاه نیا. صالح به ایشان گفت: با او چه کنم؟ من دو تن از بدترین و شرورترین افرادی را که توانستم بیابم بر او گماردم اما آن دو [تحت تأثیر امام ] سخت به عبادت و نماز روی آوردند.

بحار الأنوار: ۵۰/ ۳۰۸/ ۶