ویرتا

سياست هاى فرهنگى در حکومت امام مهدی(ع)

۱۰ تیر ۱۳۹۶

حكومت مهدوى ، در حقيقت، مقدّمه يك انقلاب عميق فرهنگى است؛ زيرا علاوه بر اين كه هدف اصلى اين حكومت، سالم سازى فضاى فرهنگى و حاكم ساختن ارزش هاى انسانى و اسلامى بر جامعه است، تعميق و تداوم انقلاب اجتماعى، بدون تحوّل فرهنگى امكان پذير نيست. بنا بر اين، سياست هاى فرهنگى، بنيادى ترين سياست هاى حكومتى امام مهدى عليه السلام است.

حكومت مهدوى ، در حقيقت، مقدّمه يك انقلاب عميق فرهنگى است؛ زيرا علاوه بر اين كه هدف اصلى اين حكومت، سالم سازى فضاى فرهنگى و حاكم ساختن ارزش هاى انسانى و اسلامى بر جامعه است، تعميق و تداوم انقلاب اجتماعى، بدون تحوّل فرهنگى امكان پذير نيست. بنا بر اين، سياست هاى فرهنگى، بنيادى ترين سياست هاى حكومتى امام مهدى عليه السلام است.

 برجسته ترين اين سياست ها كه در احاديث اهل بيت عليهم السلام مورد اشاره قرار گرفته ، عبارت است از :

۲ – ۱ . توسعه و تعميق معرفت و بصيرت

بى ترديد ، علم و آگاهى ، بينش و بصيرت ، اساسى ترين پايه هاى تمّدن نوين اسلامى است . همه آيات و احاديثى كه مردم را به تعقّل و تفكّر، و دانش و بينش دعوت مى كنند ،[۱]دليل اين مدّعاست و جمع بندى آنها را در دو حديث پيامبر اكرم و امير مؤمنان عليه السلام مى توان ملاحظه كرد . در حديثى از پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله آمده :

 خَيرُ الدُّنيا وَ الآخِرَةِ مَعَ العِلمِ ، وَ شَرُّ الدُّنيا وَ الآخِرَةِ مَعَ الجَهلِ .[۲]

خير دنيا و آخرت ، با دانش ، و شرّ دنيا و آخرت ، با نادانى است .

از امام على عليه السلام نيز نقل شده كه فرمود :

 العِلمُ أصلُ كُلِّ خَيرٍ ، الجَهلُ أصلُ كُلِّ شَرٍّ .[۳]

دانش ، بنياد هر خير، و نادانى ، ريشه هر شرّى است .

نخستين پايه هاى ارزش هاى اسلامى ، خردورزى است .[۴] شخص مسلمان در هر اقدامى كه مى خواهد انجام دهد ، نياز به شناخت و معرفت دارد . امام على عليه السلام ، خطاب به يكى از يارانش به نام كُميل مى فرمايد :

 ما مِن حَرَكَةٍ إلّا وَ أنتَ مُحتاجٌ فيها إلى  مَعرِفَةٍ .[۵]

هيچ حركتى نيست ، مگر آن كه در آن ، نيازمند شناختى هستى .

مهم ترين ويژگى هاى منتظران راستين و زمينه سازان حكومت مهدوى ، رشد و كمال خرد و معرفت است . در اين باره از امام زين العابدين عليه السلام نقل شده :

 وَالمُنتَظِرينَ لِظُهورِهِ أفضَلُ مِن أهلِ كُلِّ زَمانٍ ؛ لِأَنَّ اللَّهَ – تَبارَكَ وتَعالى  – أعطاهُم مِنَ العُقولِ وَالأَفهامِ وَالمَعرِفَةِ ، ما صارَت بِهِ الغَيبَةُ عِندَهُم بِمَنزِلَةِ المُشاهَدَةِ … .[۶]

و منتظران ظهورش ، از مردم هر روزگار ديگرى برترند؛ زيرا خداوند – تبارك و تعالى – چنان عقل و فهم و معرفتى به آنان داده كه غيبت براى آنان به سانِ مشاهده است .

بدين سان ، تكيه گاه اصلى انقلاب مهدوى ، معرفت و بصيرت است ، و مبارزه با انحرافات و تلاش براى پديدآوران جامعه آرمانىِ اسلام ، از همين نقطه آغاز خواهد شد . در اين باره ، امام على عليه السلام تعبير بسيار لطيفى دارد و مى فرمايد :

 حتّى  إذا وافَقَ وارِدُ القَضاءِ انقِطاعَ مُدَّةِ البَلاءِ حَمَلُوا بَصائِرَهُم عَلى  أسيافِهِم وَ دانُوا لِرَبِّهِم بأمرِ واعِظِهِم .[۷]

تا هنگامى كه قضا [و قدر] ، موافق پايان يافتن مدّت بلا شد ، بصيرت و آگاهى خويش را بر شمشيرشان مى نهند [و با بصيرت ، سلاح خود را در برخورد با دشمن به كار مى گيرند] و به فرمان اندرزگوى خويش (امام مهدى عليه السلام )[۸] از پروردگار خود ، اطاعت مى كنند .

جهانى شدن انقلاب مهدوى و تداوم آن نيز نيازمند رشد علم و آگاهى است و از اين رو ، بنيادى ترين اقدامات فرهنگى در حكومت امام مهدى عليه السلام ، توسعه و تعميق معرفت و بصيرت جامعه است .

 ثقة الإسلام كلينى رحمه اللّه از امام باقر عليه السلام روايت كرده كه فرمود :

 إذا قامَ قائِمُنا وَضَعَ اللَّهُ يَدَهُ عَلى  رُؤوسِ العِبادِ ، فَجَمَعَ بِها عُقولَهُم ، وَ كَمُلَت بِهِ أحلامُهُم [۹] .[۱۰]

هنگامى كه قائم ما قيام كند ، خداوند دستش را بر سرِ بندگان مى نهد و عقل هاى ايشان را با آن ، جمع مى كند و خردهايشان با او كامل مى شود .

اين سخن ، بدين معناست كه هم زمان با قيام امام مهدى عليه السلام ، نخستين لطف و عنايت خداوند سبحان به مردم، رشد عقلى و تكامل علمى آنهاست.

 در حديثى ديگر از امام صادق عليه السلام نقل شده كه مى فرمود:

 العِلمُ سَبعَةٌ وَ عِشرونَ حَرفاً ، فَجَميعُ ما جاءَت بِهِ الرُّسُلُ حَرفانِ ، فَلَم يَعرِفُ النّاسُ حَتَّى اليَومِ غَيرَ الحَرفَينِ ، فَإِذا قامَ القائِمُ عليه السلام أخرَجَ الخَمسَةَ وَ العِشرينَ حَرفاً فَبَثَّها فِي النّاسِ ، وَ ضَمَّ إليهَا الحَرفَينِ حَتّى  يَبُثَّها سَبعَةً وَ عِشرينَ حَرفاً[۱۱].[۱۲]

علم ، بيست و هفت حرف است و همه آنچه پيامبران آورده اند ، دو حرف است و مردم تاكنون ، جز دو حرف را نشناخته اند . چون قائم قيام كند ، بيست و پنج حرف ديگر را بيرون مى آورد و ميان مردم ، منتشر مى كند و دو حرف [قبلى ] را هم به آنها ضميمه مى كند تا همه بيست و هفت حرف را منتشر سازد .

بى ترديد، رشد معجزه آساى انديشه و عقل، و پيشرفت مافوق تصوّر علم در حكومت مهدوى، زمينه ساز پيشرفت همه جانبه و موجب رسيدن به قلّه جامعه آرمانى و تمدّن نوين اسلامى است.

۲ – ۲ . آشناىِ كامل با معارف قرآن

قرآن ، خلاصه معارف مورد نياز انسان است . امام على عليه السلام با تعبير بلندى در توصيف اين كتاب آسمانى مى فرمايد :

 سَلوني عَنِ القُرآنِ فَإِنَّ فِي القُرآنِ عِلمَ الأَوَّلينَ وَالآخِرينَ ، لَم يَدَع لِقائِلٍ مَقالاً ، وَ لا يَعلَمُ تَأويلَهُ إلَّا اللَّهُ وَالرّاسِخونَ فِي العِلمِ ، وَ لَيسوا بِواحِدٍ ، وَ رَسولُ اللَّهِ صلى اللّه عليه و آله كانَ واحِداً مِنهُم عَلَّمَهُ اللَّهُ سُبحانَهُ إيّاهُ ، وَ عَلَّمَنيهِ رَسولُ اللَّهِ صلى اللّه عليه و آله ، ثُمَّ لا يَزالُ في بَقِيَّتِهِ إلى  يَومِ القِيامَةِ .[۱۳]

از من، در باره قرآن بپرسيد؛ چرا كه دانشِ اوّلين و آخرين ، در قرآن است . [قرآن ]براى هيچ گوينده اى [جاى ]سخن نگذاشته است و تأويل آن را جز خدا و استواران در دانش ، كسى نمى داند و اينان ، يك نفر نيستند. پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله يكى از ايشان بود كه خداوند سبحان ، آن را به او آموخت و پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله هم آن را به من آموخت و [تأويل قرآن ] در فرزندان [معصومِ ] او تا روز قيامت ، باقى خواهد ماند .

امام عليه السلام در اين سخن ، چند نكته بسيار مهم را در باره معارف قرآن ، يادآور شده :

 اوّل . دانش گذشتگان و آيندگان در قرآن شريف خلاصه شده ، به گونه اى كه مدّعيان علم و معرفت در مقابل اين كتاب آسمانى حرف تازه اى ندارند .

 دوم . معارف عميق و گسترده قرآن ، ويژه پيامبر صلى اللّه عليه و آله است و او ، اين معارف را به امام على عليه السلام تعليم فرموده و اين ميراث علمى در خاندان او تا قيامت ، باقى است .

 سوم . مردم براى آشنايى كامل با معارف قرآن ، راهى جز مراجعه به اهل بيت عليهم السلام ندارند .

 روشن است كه در دوران كوتاه نبوّت پيامبر خاتم صلى اللّه عليه و آله ، زمينه لازم براى تبيين كامل معارف قرآن براى همه مردم ، وجود نداشت و از اين رو ، پيامبر صلى اللّه عليه و آله حقايق اين كتاب آسمانى را به امام على عليه السلام تعليم فرمود تا به امامان اهل بيت عليهم السلام منتقل شود و در فرصت هاى مناسب در اختيار قرآن پژوهان قرار گيرد ؛ ليكن در دوران امامت ساير امامانِ اهل بيت نيز، به دليل اختناق سياسى ، چنين فرصتى پديد نيامد .

 بنا بر اين ، در دولت جهانى اهل بيت عليهم السلام كه زمينه براى بيان حقايق قرآن به طور كامل فراهم است ، يكى از سياست هاى اصولى حكومت مهدوى ، آشنا كردن مردم با حقايق اين كتاب آسمانى است و با توجّه به اين كه آگاهى از ترتيب نزول آيات قرآن ، نقش مؤثّرى در فهم معارف آن دارد ، يكى از اقدامات اساسى امام عليه السلام ، تعليم قرآن بر اساس اين ترتيب است .[۱۴]

۲ – ۳ . توسعه مساجد و مراكز فرهنگى

گسترش آشنايى با معارف قرآنى و توسعه و تعميق معرفت و مفاهيم دينى، نيازمند مراكز گسترده تعليم و تربيت است . لذا در حكومت امام مهدى عليه السلام توسعه مراكز فرهنگى از سياست هاى مهم و بنيادى شمرده مى شود . بنا بر اين ، آنچه در احاديث در باره ساختن مساجد بزرگ در حكومت مهدوى آمده ،[۱۵] اشاره به اين معناست.

۲ – ۴ . مبارزه قاطع با فساد و انحراف

بى ترديد ، نخستين برنامه دولت امام مهدى عليه السلام ، مبارزه با مفاسدِ اجتماعى و انحرافات اعتقادى ، اخلاقى و عملى است . رشد عقلى و عملى جامعه ، و آشنايى با معارف اصيل قرآن ، در حقيقت ، مقدّمه اين پيكار بزرگ است . تعميق و گسترش ايمان نيز ، بدون اين جهاد فرهنگى ، امكان پذير نيست و اين مبارزه ، يكى از مصاديق روشن اين آيه شريف است :

 «الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّهُمْ فِى الْأَرْضِ أَقَامُواْ الصَّلَوةَ وَ ءَاتَوُاْ الزَّكَوةَ وَ أَمَرُواْ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْاْ عَنِ الْمُنكَرِ وَ لِلَّهِ عَقِبَةُ الْأُمُورِ».[۱۶]

«كسانى كه اگر به آنها در زمين توانايى دهيم ، نماز بر پا مى دارند و زكات مى دهند و به نيكوكارى ، فرمان مى دهند و از زشت كارى ، باز مى دارند ؛ و فرجام همه كارها از آنِ خداوند است» .

در حديثى از امام باقر عليه السلام در تبيين آيه ياد شده آمده است :

 هذِهِ الآيَةُ لِآلِ مُحَمَّدٍ المَهدِيِّ وَ أَصحابِهِ ، يُمَلِّكُهُمُ اللَّهُ مَشارِقَ الأَرضِ وَ مَغارِبَها ، وَ يُظهِرُ الدّينَ ، وَ يُميتُ اللَّهُ عليهم السلام بِهِ وَ بِأَصحابِهِ البِدَعَ وَ الباطِلَ ، كَما أماتَ السَّفَهَةُ الحَقَّ ، حَتّى  لا يُرى  أثَرٌ مِنَ الظُّلمِ ، وَ يَأمُرونَ بِالمَعروفِ وَ يَنهَونَ عَنِ المُنكَرِ ، وَ للَّهِ  عاقِبَةُ الاُمورِ .[۱۷]

اين آيه ، براى خاندان محمّد – مهدى و يارانش – است . خداوند ، مشرق و مغربِ زمين را به تسلّط آنها در مى آورد و دين را چيره مى كند و خداوند عليهم السلام به دست او و يارانش ، بدعت گذاران و باطل پويان را مى ميرانَد ، همان گونه كه نابخران ، حق را ميرانده اند تا آن جا كه اثرى از ستم ، ديده نشود و به نيكى فرمان مى دهند و از زشتى باز مى دارند ؛ و فرجام همه كارها از آنِ خداوند است .

در اين جا اين سؤال قابل طرح است كه سياست حكومت مهدوى در برخورد باناهنجارى ها دفعى است يا تدريجى؟ به عبارت ديگر ، آيا امام مهدى عليه السلام پس از ظاهر شدن ، بلافاصله مبارزه با انواع مفاسد و ناهنجارى ها را هم زمان آغاز مى كند يا اين كه اصلاحات مورد نظر خود را به تدريج و با برنامه ريزى و زمان بندىِ ويژه اى مديريت مى نمايد؟

 با در نظر گرفتن مفاد احاديثى كه تأكيد دارند بر اين كه سيره حكومت امام مهدى عليه السلام مبتنى بر سيره حكومت پيامبر صلى اللّه عليه و آله و امام على عليه السلام است، در پاسخ سؤال مذكور مى توان گفت : در حكومت مهدوى، مبارزه با بخشى از مفاسد ، دفعى است و مبارزه با بخشى ديگرى از ناهنجارى ها ، تدريجى خواهد بود .

در سيره نبوى و علوى ، مفاسد اجتماعى بر دو دسته تقسيم گرديده است :

 دسته اوّل ، مفاسدى كه زمينه اجتماعى لازم براى مبارزه فورى با آنها فراهم بود . در اين گونه موارد ، هم زمان با آغاز مسئوليت ، مبارزه با ناهنجارى ها نيز آغاز شد ؛ مانند مبارزه با شرك و ظلم .

 دسته دوم ، مفاسدى كه زمينه اجتماعى لازم براى مبارزه فورى با آنها فراهم نبود . در اين گونه موارد ، پيكار با ناهنجارى ها تدريجى بود ؛ مانند اين كه در عصر نبوّت ، بخشى از مقرّرات اسلام ، به تدريج نازل مى شد . همچنين امام على عليه السلام مبارزه با مفاسد ادارى و اقتصادى را از نخستين روزهاى حكومت ، آغاز كرد ؛ اما از آن جا كه زمينه براى بخشى از اصلاحات فرهنگى آماده نبود ، مى فرمود :

 لَو قَدِ استَوَت قَدَماىَ مِن هذِهِ المَداحِضِ لَغَيَّرتُ أشياءَ .[۱۸]

اگر پاهايم در اين لغزشگاه استوار مانْد ، امورى را تغيير خواهم داد .

بدين سان ، در حكومت علوى مبارزه با شمارى از انحرافات ، منوط به فراهم شدن زمينه هاى لازم گرديد .[۱۹]بر اين اساس ، به نظر مى رسد در حكومت مهدوى نيز ، مبارزه با بخشى از انحرافات ، دفعى است و هم زمان با ظهور امام مهدى عليه السلام آغاز مى شود ؛ امّا تصحيح فرهنگ عمومى با برنامه ريزى ويژه اى ، به تدريج تحقّق خواهد يافت .

۲ – ۵ . ريشه كن كردن گم راهى

رشد علم و آگاهى ، آشنايى با معارف اصيل قرآن ، و مبارزه اصولى با انواع انحرافات اعتقادى ، اخلاقى و عملى ، سبب مى شود كه در حكومت مهدوى ، گم راهى (ضلالت) از جامعه بشر ، ريشه كن گردد . اين معنا ، در احاديث ، به گشوده شدن دژهاى ضلالت به وسيله امام مهدى عليه السلام ، تعبير شده :

 فَيَبعَثُ اللَّهُ عليهم السلام مِنهُمَا [الحَسَنَ وَالحُسَينَ عليهما السلام ] مَن يَفتَحُ حُصونَ الضَّلالَةِ .[۲۰]

و خداوند عليهم السلام از نسل حسن و حسين ، كسى را بر مى انگيزد كه دژهاى گم راهى و دل هاى سربسته را مى گشايد .

در حديثى ديگر ، با تعبير ديگرى آمده :

 وَ إنَّما سُمِّىَ القائِمُ مَهدِيّاً لِأَنَّهُ يَهدي إلى  أمرٍ قَد ضَلّوا عَنهُ .[۲۱]

قائم از آن رو «مهدى» ناميده شد كه به امرى ره نمون مى شود كه به آن ، راه نيافته اند .

همچنين در توصيف امام مهدى عليه السلام مى خوانيم :

 يَعطِفُ الهَوى  عَلَى الهُدى  إذا عَطَفُوا الهُدى  عَلَى الهَوى  .[۲۲]

هوس را دنباله روِ هدايت مى كند ، هنگامى كه [مردم ]هدايت را پيروِ هوس كرده اند .

بدين سان ، هدايت و راهيابى به صراط مستقيم و راه درست ، مقصد اعلاى انسانيت ، جهان را فرا خواهد گرفت .

۲ – ۶ . پايان دادن به دولت ابليس

با ريشه كن شدن گم راهى ، زمينه هاى سلطه شيطان به طور اصولى از بين مى رود . اين معنا در برخى از احاديث به پايان يافتن دولت ابليس در جهان و روى كار آمدن دولت خدا ، تعبير شده است . در حديثى از امام صادق عليه السلام آمده :

 ما زالَ مُذ خَلَقَ اللَّهُ آدَمَ دَولَةٌ للَّهِ  وَ دَولَةٌ لِإِبليسَ ، فَأَينَ دَولَةُ اللَّهِ ؟ أما هُوَ إلّا قائِمٌ واحِدٌ .[۲۳]

هماره ، از روزگار آفرينش آدم، دولتى از آنِ خدا و دولتى از آنِ ابليس بوده است . پس دولت خداوند كجاست؟! آن نيست ، جز [دولت ]يگانه قائم [آل محمّد] .

در حديثى ديگر ، روى كار آمدن دولت خدا به وسيله امام مهدى عليه السلام ، به ظهور دولت اهل بيت عليهم السلام تعبير شده است . متن اين حديث كه به سند معتبر از امام صادق عليه السلام نقل شده ، چنين است .

لِكُلِّ اُناسٍ دَولَةٌ يَرقُبونَها                    وَ دَولَتُنا في آخِرِ الدَّهرِ تَظهَرُ .[۲۴]

هر مردمى را دولتى است كه چشم به راهش هستند                      و دولت ما در پايان روزگار ، پديدار مى شود .

 آرى ! دولت امام مهدى عليه السلام همان دولت خداوند سبحان ، و دولت خاتم پيامبران و خاندان بزرگوار اوست كه در آخر زمان ، به حكومت پيروان شيطان ، پايان خواهد داد .

۲ – ۷ . تعميق و تكامل ايمان

ايمان به مبدأ و معاد، و باورهاى سعادت آفرين ، فرآيند به كار گيرى خرد[۲۵] و علم و حكمت است .[۲۶]قرآن كريم با صراحت اعلام مى فرمايد :

 «وَ يَرَى الَّذِينَ أُوتُواْ الْعِلْمَ الَّذِى أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ هُوَ الْحَقَّ وَ يَهْدِى إِلَى  صِرَ طِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ » .[۲۷]

«و كسانى كه از دانش، بهره يافته اند، مى دانند كه آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده، حقّ است و به راهِ آن عزيزِستوده [صفات ]راهبرى مى كند» .

سياست فرهنگى حكومت امام مهدى عليه السلام به گونه اى است كه با از بين رفتن ريشه هاى گم راهى ، انسان ها نه تنها مى توانند به حقايق ايمانى دست يابند ، بلكه با بهره گيرى از قوّت خِرد ، و توسعه علم و حكمت به بالاترين قلّه ايمان ، صعود مى نمايد . در حديثى از امام صادق عليه السلام مى خوانيم :

 إنَّكُم مُؤمِنونَ وَ لكِن لا يَكمُلُ إيمانُكُم حَتّى  يَخرُجَ قائِمُنا ، فَعِندَها يَجمَعُ اللَّهُ أحلامَكُم فَتَكونونَ مُؤمِنينَ كامِلينَ .[۲۸]

شما مؤمن هستيد ؛ امّا ايمانتان كامل نمى شود تا قائم ما قيام كند . آن هنگام ، خداوند ، عقل هايتان را جمع مى كند و مؤمنانى كامل مى شويد .

جامعه اى كه از عقل و ايمان برخوردار باشد ، طبعاً از نظر اخلاق و رفتار ، جامعه نمونه انسانى است .[۲۹]

۲ – ۸ . زنده كردن معنوى زمين

فراگير شدنِ عدالت و ايمان در جامعه، و آشنا شدن مردم با معارف اصيل و حيات بخش الهى، سبب مى شود جامعه بشر با ارزش هاى معنوى زنده گردد، همان طور كه بارانِ بهار، زمين مُرده را زنده مى نمايد . قرآن كريم ، به اين معنا اشاره مى فرمايد:

 «اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْىِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا .[۳۰]

بدانيد كه خداوند ، زمين را پس از مرگش زنده مى كند» .

در حديثى از امام صادق عليه السلام در تفسير آيه ياد شده ، آمده :

 أى يُحييهَا اللَّهُ بِعَدلِ القائِمِ عِندَ ظُهورِهِ ، بَعدَ مَوتِها بِجَورِ أئِمَّةِ الضَّلالِ .[۳۱]

يعنى پس از آن كه زمين به سبب ستم پيشوايان گم راهى مى ميرد ، خداوند، آن را با عدالت قائم به گاه ظهورش ، زنده مى كند .

طبق حديثى ديگر، امام باقر عليه السلام در اين باره مى فرمايد:

 يُحييهَا اللَّهُ عليهم السلام بِالقائِمِ عليه السلام بَعدَ مَوتِها – بِمَوتِها كُفرُ أهلِها – وَالكافِرُ مَيِّتٌ .[۳۲]

خداوند عليهم السلام آن را به دست قائم عليه السلام زنده مى كند ، پس از آن كه مُرده است و مرگش ، كفر ورزيدن اهل آن است ؛ چرا كه كافر ، مرده است .

و در حديثى ديگر از پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله آمده كه خداوند سبحان ، در معراج، ضمن مطالبى خطاب به او مى فرمايد:

 وَ بِالقائِمِ مِنكُم أعمُرُ أرضى بِتَسبيحى وَ تَهليلى ، وَ تَقديسى وَ تَكبيرى وَ تَمجيدى ، وَ بِهِ اُطَهِّرُ الأَرضَ مِن أعدائى وَ اُورِثُها أولِيائى ، وَ بِهِ أجعَلُ كَلِمَةَ الَّذينَ كَفَروا بِىَ السُّفلى  وَ كَلِمَتِىَ العُليا ، وَ بِهِ اُحيى عِبادى وَ بِلادى بِعِلمى .[۳۳]

و با قائمِ شما زمينم را با تسبيح ، تهليل ، تقديس ، تكبير و تمجيدم ، آباد مى كنم و به دست او ، زمين را از دشمنانم پاك مى كنم و آن را براى اوليايم به ارث مى گذارم ، و به دست او ، كلمه كافران به من را فرو آورده و كلمه خود را بالا مى برم و به دست او ، بندگان و سرزمين هايم را با علم خود [بالا مى برم ] .همه اين احاديث ، به اين حقيقت اشاره دارند كه زندگى زمين در آبادانى ظاهرى آن خلاصه نمى شود؛ بلكه زندگى باطنى و معنوى زمين ، بسى مهم تر و ارزشمندتر از زندگى ظاهرى آن است . تحقّق اين زندگى ، تنها با فراگير شدن ارزش هاى دينى و در رأس آنها ايمان و عدالت، در دوران حكومت امام مهدى عليه السلام امكان پذير است.

۲ – ۹ . فراگير شدن حكومت اسلامى در جهان

سياست هاى فرهنگى حكومت مهدوى، در كنار نابودى جبّاران و ستمگران ، به طور طبيعى زمينه را براى حكومت جهانى اسلام به رهبرى قائم آل محمّد عليه السلام فراهم مى سازد. در حديثى از پيامبر صلى اللّه عليه و آله آمده:

 الأَئِمَّةُ بَعدِي اثنا عَشَرَ ، أوَّلُهُم أنتَ يا عَلِيُّ ، وَ آخِرُهُمُ القائِمُ الَّذي يَفتَحُ اللَّهُ عليهم السلام عَلى  يَدَيهِ مَشارِقَ الأَرضِ وَمغارِبَها .[۳۴]

امامان پس از من ، دوازده تن هستند : نخستينِ آنها تو هستى – اى على – ، و آخرين آنها ، قائمى كه خداوند عليهم السلام مشرق و مغربِ زمين را به دست او فتح مى كند .

در حديثى ديگر از پيامبر صلى اللّه عليه و آله ، در توصيف حكومت جهانى امام مهدى عليه السلام آمده:

 وَ تُشرِقُ الأَرضُ بِنورِهِ ، وَ يَبلُغُ سُلطانُهُ المَشرِقَ وَ المَغرِبَ .[۳۵]

و زمين از نورش روشن مى شود و حكومتش ، شرق و غرب را در بر مى گيرد.

احاديث فراوان ديگرى نيز، فراگير شدن حكومت مهدوى در همه جهان را تأييد مى نمايند.[۳۶]

۲ – ۱۰ . اتّحاد اديان

قرآن كريم در سه آيه تأكيد مى فرمايد كه دين اسلام در نهايت ، بر همه اديان غلبه خواهد كرد. در سوره توبه ، آمده:

 «هُوَ الَّذِى أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى  وَدِينِ الْحَقِ  لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ .[۳۷]

اوست كه پيامبرش را به هدايت و دين حق فرستاد تا آن دين را بر همه اديان ، پيروز گردانَد، هر چند مشركان را ناخوش آيد» .

در سوره صف، تعبير اندكى متفاوت است:

 «هُوَ الَّذِى أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى  وَدِينِ الْحَقِ  لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ كَفَى  بِاللَّهِ شَهِيدًا .[۳۸]

اوست كه پيامبرش را به هدايت و دين حق فرستاد تا آن دين را بر همه اديان ، پيروز گردانَد، و خدا، بر صدق پيامبرش گواهى بسنده است» .

غلبه اسلام بر همه اديان، در سوره انفال با اين تعبير مورد تأكيد قرار گرفته است:

 «وَقَتِلُوهُمْ حَتَّى  لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ .[۳۹]

و با آنها بجنگيد تا فتنه اى نباشد و دين به كلّى از آنِ خدا باشد» .

همه اين آيات ، به روشنى دلالت دارند كه سياست نظام اسلامى اين است كه جامعه جهانى در نهايت ، به وحدت اديان دست يابد و اسلام ناب، تنها دين حاكم بر جهان باشد . احاديث اهل بيت عليهم السلام بويژه احاديثى كه در تفسير آيات ياد شده از خاندان رسالت نقل شده اند ، با صراحت اعلام مى كنند كه اين حادثه بزرگ در عصر حكومت امام مهدى عليه السلام تحقّق خواهد يافت .[۴۰] امام باقر عليه السلام در تبيين آيه «لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»[۴۱]مى فرمايد :

إنَّ ذلِكَ يَكونُ عِندَ خُروجِ المَهدِيِّ مِن آلِ مُحَمَّدٍ ، فَلا يَبقى  أحَدٌ إلّا أقَرَّ بِمُحَمَّدٍ .[۴۲]

آن ،[۴۳] به هنگام قيام مهدىِ خاندان محمّد صلى اللّه عليه و آله است كه كسى نمى مانَد ، جز آن كه به [رسالت ]محمّد صلى اللّه عليه و آله اقرار مى كند .

همچنين در تفسير آيه «وَقَتِلُوهُمْ حَتَّى  لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ» ،[۴۴] از امام صادق عليه السلام روايت شده كه خطاب به مفضّل مى فرمايد :

 فَوَاللَّهِ يا مُفَضَّلُ لَيُرفَعُ عَنِ المِلَلِ وَ الأَديانِ الاِختِلافُ ، وَ يَكونُ الدّينُ كُلُّهُ واحِداً .[۴۵]

به خدا سوگند – اى مفضّل – ، [قائم ] اختلاف را از ميان ملّت ها و دين ها بر مى دارد و همه دين ها يكى مى شوند .

نكته قابل توجّه اين كه براساس آنچه از روايات اهل بيت عليهم السلام استنباط مى شود، اتّحاد اديان در حكومت مهدوى، اجبارى نيست؛ بلكه سياست هاى فرهنگى امام مهدى عليه السلام به گونه اى است كه توده مردم جهان ، به تدريج و با آغوش باز، اسلام را خواهند پذيرفت.[۴۶]



[۱] ر . ك : دانش نامه عقايد اسلامى ، جلد يكم و دوم .


[۲] . روضة الواعظين : ص ۱۷ .


[۳] . غرر الحكم : ح ۸۱۸ و ۸۱۹ .


[۴] از امام على عليه السلام نقل شده : «قواعد الإسلام سبعة : فأوّلها العقل … ؛ پايه هاى اسلام هفت تاست . نخستين آنها عقل است» (تحف العقول : ص ۱۹۶) .


[۵] . تحف العقول : ص ۱۷۱ ، بشارة المصطفى : ص ۲۵ عن كميل بن زياد ، بحارالأنوار : ج ۷۷ ص ۲۶۷ ح ۱ .


[۶] ر . ك : ج ۵ ص ۳۴۶ ح ۹۳۵ .


[۷] نهج البلاغة : خطبه ۱۵۰ ، بحار الأنوار : ج ۲۹ ص ۶۱۶ ح ۲۹ .


[۸] گفتنى است كه برخى شارحان نهج البلاغة ، به قرينه جملات بعدى خطبه ، مقصود از «اندرزگو» را پيامبر صلى اللّه عليه و آله گرفته اند ؛ ليكن به نظر مى رسد كه آن جملات ، بخش ديگرى از سخنان امام عليه السلام است كه توسّط سيّد رضى ، انتخاب و تقطيع شده و بلافاصله پس از بخش مورد نظر ما قرار گرفته است و همان طور كه در منهاج البراعة فى شرح نهج البلاغة (ج ۹ ص ۱۳۲) آمده و به قرينه عنوان خطبه ، مقصود ، بقيّة اللَّه الأعظم امام مهدى – أرواحُنا فِداه – است .


[۹] فى الخرائج والجرائح : «أخلاقهم» بدل «أحلامهم» .


[۱۰] ر . ك : ص ۲۳۲ ح ۱۷۹۱ .


[۱۱] الخرائج والجرائح : «جزءان» و «حرفان» بدل «جزأ» و «حرفأ» .


[۱۲] ر . ك : ص ۲۳۴ ح ۱۷۹۴ .


[۱۳] تأويل الآيات الظاهرة : ج ۲ ص ۵۵۵ ح ۱۰ ، تفسير فرات : ص ۶۸ ح ۳۸ ، كتاب سليم بن قيس : ج ۲ ص ۹۴۲ ح ۷۸ (هر دو منبع با عبارت مشابه) .


[۱۴] ر . ك : ص ۲۳۵ (آموزش قرآن بر اساس نزول آن) .


[۱۵] ر. ك: ص ۲۳۷ (ساختن مسجدهاى بزرگ)


[۱۶] . حج : آيه ۴۱ .


[۱۷] ر . ك : ص ۲۴۰ ح ۱۸۰۲ .


[۱۸] ر . ك : دانش نامه امير المؤمنين عليه السلام : ج ۳ ص ۵۷۲ ح ۱۳۴۸ .


[۱۹] براى توضيح بيشتر ، ر. ك: دانش نامه امير المؤمنين عليه السلام : ج ۳ ص ۳۸۶ (سياست علوى در رويارويى با انحراف ها) .


[۲۰] ر . ك : ص ۲۴۲ ح ۱۸۰۶ .


[۲۱] ر . ك : ص ۲۴۴ ح ۱۸۰۸ .


[۲۲] ر . ك : ص ۱۹۴ ح ۱۷۵۳ .


[۲۳] ر . ك : ص ۲۴۴ ح ۱۸۰۹ .


[۲۴] الأمالى ، صدوق : ص ۵۷۸ ح ۷۹۱ ، روضة الواعظين : ص ۲۳۴ ، بحار الأنوار : ج ۵۱ ص ۱۴۳ ح ۳ .


[۲۵] ر . ك : دانش نامه عقايد اسلامى : ج ۱ ص ۳۲۳ (آثار خرد) .


[۲۶] همان : ج ۲ ص ۳۲۶ (آثار دانش) .


[۲۸] ر. ك : ص ۲۴۸ ح ۱۸۱۲ .


[۲۹] براى آگاهى از ويژگى هاى اخلاقى و رفتارى اهل ايمان، ر. ك : دانش نامه قرآن و حديث : ج ۸ ص ۳۲۹ (فصل هشتم : ويژگى هاى مؤمن) .


[۳۰] حديد : آيه ۱۷ .


[۳۱] ر . ك : ص ۲۰۲ ح ۱۷۶۳٫


[۳۲] ر . ك : ص ۲۵۰ ح ۱۸۱۳ .


[۳۳] ر . ك : ص ۲۵۰ ح ۱۸۱۴٫


[۳۴] ر . ك : ص ۲۵۲ ح ۱۸۱۶ .


[۳۵] ر . ك : ص ۲۵۴ ح ۱۸۱۹ .


[۳۶] ر. ك: ص ۲۵۳ (فصل سوم / فراگير شدن حكومت اسلامى).


[۳۷] توبه : آيه ۳۳ ، صفّ : آيه ۹ .


[۳۸] فتح : آيه ۲۸ .


[۳۹] انفال : آيه ۳۹ ، و ر . ك : بقره : آيه ۱۱۳ .


[۴۰] ج ۲ ص ۷۳ (بخش دوم / فصل پنجم / ظهور دين حق در جهان).


[۴۱] توبه : آيه ۳۳ .


[۴۲] ر . ك : ص ۲۶۲ ح ۱۸۲۵ .


[۴۳] اشاره است به آيه «دين ، به طور كامل ، از آنِ خدا مى شود…» .


[۴۴] انفال : آيه ۳۹ .


[۴۵] ر . ك : ص ۲۶۲ ح ۱۸۲۷ .


[۴۶] براى توضيح اين مطلب ر. ك : ص ۲۶۷ (وحدت و يا كثرت اديان در حكومت مهدوى) مراجعه فرماييد.