ویرتا

رابطه خودشناسي و تفكر صحيح | ویرتا

۱۳ آبان ۱۳۹۶

تا وقتي به شناخت خود حقيقي، و نيازهاي حقيقي آن آگاه نشده ايم، نبايد توقع داشته باشيم كه از سردرگمي و اشتباهات عمر تلف كن و آسيب به خود و ديگران دور شويم. جالب اينجاست كه بشر اين همه اشتباه و سردرگمي را با وجود عشق عميق و بي نهايت به خود و تلاش پي گير و طاقت فرسا، براي سعادت خود و ديگران مرتكب شده و مي شود! او هر چه بيشتر فكر و استعداد و اطلاعات خود را براي رسيدن به خوشبختي و آرامش به كار مي گيرد، بيشتر به خود و ديگران آسيب مي زند، زيرا همان طور كه گفته شد براي خدمت به كسي تلاش مي كند كه درك درستي از آن ندارد و فكر كردن درباره ي موجودي كه فهم و شناخت صحيحي از آن وجود ندارد،نتيجه اي جز سردرگمي و اشتباه نخواهد داشت. بدون شناخت صحيح از خود، تفكر و تعقل صحيح و برنامه ريزي درباره خود ممكن نيست.

به همين دليل است كه حضرت رضا عليه السلام مي فرمايد:

«اَفضَلُ العَقلِ مَعرِفَةِ الاِنسانِ نَفسَهُ: بالاترين عقل خودشناسي انسان است.» (بحارالانوار،ج۷۵،ص۳۵۵)

انسان با شناخت ساير موجودات به درك، تفكر و تعقل صحيحي درباره ي آنها رسيده است ولي چون هنوز از خود بيگانه است و درك كامل و صحيحي از خود ندارد، با وجود عشق به خود، و قصد خدمت به خود، تفكر و تعقل او از نتايج نادرست و راههاي غلطي سر در آورده است. به فرمايش اميرالمؤمنين عليه السلام:

«مَن عَرَفَ نَفسَهُ عَقَلَ وَ مَن جَهلَها ضَلّ: هر كس خود را شناخت خرد ورزيده و هر كس خود را نشناخت گمراه شد.» (غرالحكم،ج۲،ص۸۲۴)

خودشناسي ضعيف تر باشد،عقل نيز در كمك به انسان ناتوان تر است.

وقتي خود شناخته نشد فرقي بين دانشمند و عامي در شكست و گمراهي وجود ندارد.

هم چنين آن حضرت درباره ي خطر نشناختن خود مي فرمايد:

«مَن لَم يَعرِف نَفسَهُ بَعُدَ عَن سَبيلِ النّجاةِ وَ خَبَطَ فِي الضّلال وَ الجهَلاتِ: هر كس خود را نشناخت از راه نجات دور مي شود و در وادي گمراهي و ناداني قدم مي نهد.» (غرالحكم،ج۵،ص۴۲۶)

بديهي است نجات خود زماني ممكن است كه خود شناخته شده باشد. بدون شناخت يك موجود، راهنمايي و نجات او چگونه ممكن است؟

طبيعت انسان مقتضي زندگي اجتماعي است. او از اين جهت كه بُعدي دنيايي و طبيعي دارد به ارتباط با ديگران نيازمند است. او در نظام خانواده و اجتماع به دلايل گوناگون(از قبيل روابط خانوادگي،تربيت،ازدواج،روابط اقتصادي،فرهنگي،سياسي و…) ناگزير از روابط با ديگران است.

اين روابط تأثير عميق و زيادي در خوشبختي دنيا و آخرت و يا شقاوت وي دارد. از اين جهت به شناخت دقيق ديگران و حدود و كيفيت ارتباط با آنها به شدت نيازمند است. چه بسيار مواردي كه انسان ها به دليل عدم شناخت يا شناخت نادرست ديگران، روابطي را برقرار كرده اند كه نتيجه اي جز پشيماني و از دست رفتن خوشبختي دنيا و آخرتشان نداشته است. در برقراري روابط گوناگون انساني،كسي موفق خواهد بود كه از روان شناسي درستي برخوردار باشد و بي شك كسي مي تواند ديگران خوب بشناسد، كه خود را خوب شناخته باشد. كسي كه نسبت به خود و حالات گوناگون نفس، و حركات و پيچيدگي هاي آن در درون خود ‌آگاه نيست، چگونه مي تواند همين حالات را در ديگران بشناسد؟! نگاهي به شكست هاي اقتصادي،سياسي، فرهنگي و نيز درگيري ها،جدال ها و حتي جنگ هاي گوناگون كه جان ميليون ها انسان را به خطر مي اندازد؛ نشان مي دهد كه انسان ها چقدر در شناخت ديگران ضعيف و تا چه ميزان به آن محتاجند.

خودشناسي آسان تر از شناخت ديگران

همان طور كه گفتيم بدون شناخت نفس و قواعد و اصول حاكم بر آن در وجود خود، شناخت دقيق و مفيد ديگران ممكن نيست. براي اثبات اين مدعي به بيان دو دليل به طور اختصار مي پردازيم:

۱٫شناخت نفس و قواعد حاكم بر آن در وجود خودمان، راحت تر و سريع تر و شفاف تر است. زيرا اين شناخت، شهودي و دروني است. در خودشناسي،ما به شناخت موجودي مي پردازيم كه هيچ فاصله اي با او نداريم.

۲٫ قانونمند بودن نفس: روح ما مانند ساير موجودات، آفريده داست. همه آفريده هاي خدا بدون استثنا از يك هندسه و نظم دروني برخوردار هستند. همه كشفيات و اختراعات بشر به دليل وجود همين هندسه و نظم دروني موجودات است. اگر چيزي به نام علم و پيشرفت هاي علمي در زندگي ما وجود دارد،به بركت وجود قاعده و قانون،وجود هندسي و نظام محكم دروني موجودات است. در طول تاريخ چند هزار ساله علم،حتي يك موجود شناخته نشده است كه داراي ساختار قانونمند و رياضي نباشد. اين حقيقت به قدري بديهي است كه انكار آن، اعتراف آشكار به جهالت و حماقت منكر آن است. عالم خلقت با همه موجودات كوچك و بزرگ بي شمارش، عالمي رياضي و هندسي است.

خداوند قادر حكيم كه آفريننده و مالك همه موجودات است و تدبير كننده همه آنهاست وبيش از هركس ديگري مخلوقات خود را مي شناسد، در كتاب مقدس خود،قرآن عظيم،بارها و بارها اين حقيقت را كه تمام موجودات و مخلوقات داراي وجودي هندسي و رياضي هستند، به مردم جهان گوشزد كرده است كه ما براي نمونه چند آيه از آيات شريف قرآن اشاره مي كنيم.

۱٫« َكُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدَارٍ (سوره ي مباركه رعد،آيه ۸) :هر چيزي نزد او اندازه اي معيني دارد. »

۲٫  «خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيرًا (سوره مباركه فرقان آيه ۲) : او همه چيز را آفريد و آن را به اندازه اي دقيق،تقدير كرد.»

۳٫« إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ (سوره ي مباركه قمر آيه ۴۹) :ما هر چيزي را به اندازه آفريديم! »

۴٫« أَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عَدَدًا (سوره مباركه ج، آيه ۲۸): او هر چيزي را به عدد شماره كرده است.»

۵٫« الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى*وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى (سور مباركه اعلي،آيه ۲ و ۳) :هما كه آفريد و هماهنگي بخشيد و آنكه اندازه گيري كرد و سپس هدايت نمود.»

در اين پنچ آيه كه فقط به عنوان نمونه ذكر شد، خداوند نظام خلقت را يك نظام هندسي و رياضي معرفي مي نمايد. در سه آيه اول روي اين مطلب تأكيد مي كند كه همه ي مخلوقات خدا داراي اندازه معين و دقيق هستند.

دانشمندان جهان در طول هزاران سال فعاليت علمي روزبه روز پرده جديدي از نظام دقيق و محيرالعقول هندسي جهان برمي دارند. بشر به اين راز عظيم خلقت كه قرآن هزار و چهارصد سال پيش به آن تصريح كرده، دست يافته است كه هيچ موجودي و هيچ چيزي در اين عالم نيست كه قابل اندازه گيري و محاسبه نباشد. اگر در دوران هاي گذشته فقط چيزهاي محدودي قابل اندازه گيري و محاسبه بود، امروز هزار چيز قابل محاسبه دقيق است. امروز تعدا مولكول ها و اتم هاي يك جسم،ميزان خون در بدن موجودات و ساير چيزهايي كه به خون او مربوط مي شود(از قبيل پلاكت ها،فشار،چربي،قند و…) و نيز ضريب هوش و هزاران چيز ديگر تصريح مي فرمايد كه هر چيز،از نظام عددي خاصي برخوردار است و اساساً هيچ چيز در اين عالم وجود ندارد كه عدد در آن نباشد. شايد ده ها و صدها سال قبل قبول اين حقيقت براي بشر ناگزير است كه اين حقيقت بسيار شگفت انگيز را بپذيرد. پيشرفت دانش، روز به روز ما را به كشف دقيق تر اندازه ها و اعداد هر موجودي مي رساند. در آيه پنجم چهار مرحله از خلقت همه مخلوقات را بيان مي كند. هيچ مخلوقي از اين چهار مرحله مستثني و بي نياز نيست و آن چهار مرحله عبارتند از:

خلق: فراهم آوردن اجزاء وجودي هر چيز؛

تسويه: چينش اجزاي موجود و هماهنگي بين آنها؛

تقدير: برخوردار شدن از ساختار هندسي و اندازه دار شدن اجزا؛

هدايت به سوي هدف و مقصد لايق هر يك از موجودات.

پس از بيان اين حقيقت كه از معجزات علمي قرآن كريم است، مي گوييم روح ما نيز به عنوان يكي از مخلوقات خداوند مهربان و حكيم، از اصول فوق مستثني نيست. هر چند روح ما مجرد است و درك و فرض ساختار هندسي به معنايي كه در اشياء مادي مي بينيم در روح، قابل تصور نيست. اما حدود وجودي در هريك از قواي نفس و نيز روابط وجودي دقيق بين قواي مختلف و ساير اندازه ها چينش هايي كه اختصاص به ماده ندارد، در ذات نفس و روح ما قرار داده شده است.

همه ي آنچه به قواي نفس و روابط بين قوا، بيماري ها و درمان هاي روح، عوامل و موانع خوشبختي آن و هدف هاي پايين، متوسط و عالي روح انساني مربوط مي شود، تحت قوانين دقيق و اصول محكم علمي  موجود در نظام كلي خلقت است. به طور كلي هر چيزي در نفس، داراي قاعده و قانون است و هيچ امري مبهم، تصادفي، غير قابل درك و غير قابل پيش بيني نيست. چون همه انسان ها داراي اصول و داراي ساختار روحي و وجودي واحدي هستند هم چنين تفاوت هاي فردي هرگز نمي تواند به اين ساختار واحد لطمه اي وارد كند، پس هر كس موفق به شناخت ساختار وجودي خود و اصول حاكم بر نفس خود شود، در حقيقت ساختار وجودي خود و اصول حاكم بر نفس خود شود، در حقيقت ساختار وجودي و اصول حاكم بر ساير نفوس انساني را شناخته است.

با توجه به آنچه درباره ي قانونمند بودن نفس گفته شد، نتيجه مي گيريم كه اگر كسي خود و قواعد حاكم بر نفس خود را خوب بشناسد، شناخت ديگران براي او آسان مي گردد. به عبارت ديگر در خودشناسي،اصول و قواعد نفسي را مي شناسيم كه با او هيچ فاصله و غربتي نداريم، بديهي است پيدا كردن اصول و قواعد نفسي كه عين وجود ماست، راحت تر از شناخت نفسي است كه از ما دور و با ما بيگانه است. به همين دليل حضرت علي عليه السلام مي فرمايد:

«كَيفَ يَعرفُ غَيرَهُ مَن يَجهَلُ نَفسَهُ: كسي كه خود را نمي شناسد، چگونه ديگران را بشناسد؟» (غررالحكم،ج۴،ص۵۶۵)

و نيز مي فرمايد:

مَن جَهِلَ نَفسَهُ كانَ بِغَير نَفسِهِ اَجهَلَ: كسي كه خود را نمي شناسد، نسبت به غير خود جاهل تراست.»(غررالحكم،ج۵،ص۳۳۴)

انسان در زندگي دنيايي خود غرق در ارتباط و تعامل با ديگران و نيازمند به اين كثرت ارتباطات است. براي داشتن يك زندگي خانوادگي خوب به شناخت همسر و خانواده اش،براي تربيت صحيح فرزندان به شناخت نظام روحي آنها در مراحل مختلف سني، براي تعليم و تربيت شاگردان به شناخت آنها، براي تجارت و انجام امور اقتصادي به شناخت مردم، براي انجام كارهاي اجتماعي و سياسي به شناخت مخاطبين و… نيازمند است. و براي اين كه راحت تر،دقيق تر و عميق تر به اين شناخت ها برسد، بايد خود را خوب بشناسد. به عبارت ديگر اگر بخواهد همسري خوب، پدر و يا مردي موفق، مادر و زني خوب، تاجري موفق، معلم و استادي خوب و موفق و… باشد چاره اي جز خودشناسي ندارد. علت اساسي شكست ها در تمام زمينه هاي زندگي فردي و اجتماعي جهل يا ضعف شناخت انسان از خويش است.

حتما بخوانيد

ویژه نامه دین پژوهی

ویژه نامه انسان شناسی