ویرتا

دلایلی برای رد ادعای سیا به نقش آیت‌الله کاشانی در کودتای ۲۸ آقااد

۱ تیر ۱۳۹۶


ویرتا به گرازش از پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی: اخیرا نیز برای این دنبال خود به تخریب آیت‌ الله کاشانی از روحانیون مبارز روی آوردند و در این زمینه با سناریو سازی سعی دارند القا کنند آیت‌الله کاشانی در کودتای ۲۸۸ آقااد ۱۳۳۲ نقش داشته هست.


برای این منظور ابتدا ویدئویی با عنوان «فیلمی نادر، منتشر انجام گرفته توسط سیا از ورود آیت‌الله کاشانی به همراه زاهدی و نمایندگان امریکا و انگلیس به ویرانه‌های خانه دکتر مصدق یک ساعت بعد از پیروزی کودتا» در فضای مجازی منتشر انجام گرفت سپس در ادامه این سناریو، وزارت خارجه امریکا اسنادی از سازمان سیا را منتشر کـــرد که در آن ادعا انجام گرفته آیت‌الله کاشانی در کودتای ۲۸ آقااد ۱۳۳۲ نقش داشته دارد.


از این رو پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی با ارائه اسناد و مدارک در دو بخش به بررسی موضوع کودتای ۲۸ آقااد ۱۳۳۲ می‌پردازد.


در بخش نخست با بررسی اسناد و گزارش‌های تاریخی، دروغ‌پراکنی‌های سازمان سیا که توسط وزارت خارجه امریکا در مورد نقش آیت‌الله کاشانی در کودتای ۲۸ آقااد ۱۳۳۲ منتشر انجام گرفته هست، مورد واکاوی و بررسی قرار می‌گیرد و در بخش دوم نیز فیلم منتشر انجام گرفته در مورد حضور آیت‌الله کاشانی در منزل دکتر مصدق بعد از وقوع کودتا بررسی می‌شود.


بخش نخست: بررسی اسناد «سیا» درباره نقش آیت‌الله کاشانی در کودتای ۲۸ آقااد ۳۲


با بررسی اسناد و مدارک تاریخی متوجه می‌شویم که قبل از وقوع کودتا عملیات روانی دشواری از طرف دشمنان آیت‌الله کاشانی چه توسط عوامل داخلی چه توسط عوامل خارجی برای تخریب شخصیت آیت‌الله کاشانی انجام گرفته بود. متعاقب این عملیات روانی بود که ۱۵ روز قبل از شروع عملیات کودتا (۲۵ آقااد ۱۳۳۲) به مجلس روضه‌خانه آیت‌الله کاشانی حمله می‌کنند و با پرتاب نارنجک به داخل مجلس عده‌ای شهید و برخی نیز مجروع انجام گرفته بودند.


دلیل نخست


هر تعداد حمله‌کنندگان با نام هواداران مصدق این کار را انجام دادند ولی «سیا» این ماجرا را جزو عملیات خود ثبت کـــرده هست.


با این پیش‌فرض و اسناد تاریخی ادعای اسناد جدید «سیا» مبنی بر همکاری آیت‌الله کاشانی در ماجرای کودتا ادعایی بی‌اساس و بی‌دلیل هست٬ زیرا اگر آیت‌الله کاشانی حاضر به همکاری انجام گرفته بود، دلیلی برای حمله به روضه آیت‌الله کاشانی نمی‌ماند.


دلیل دوم


بنابر اسناد و روایات تاریخی رابطه مصدق و آیت‌الله کاشانی در اواخر دچار اختلاف انجام گرفته بود به طوری که بعد از فرار محمد رضای پهلوی تایمی هندرسون وارد ایران می‌شود در ملاقات با دکتر مصدق متوجه این اختلاف می‌شود و این موضوع را به آمریکا مخابره می‌کند.


کاخ سفید پس از دریافت گزارش هندرسن از روزولت خوهست فوراً دست به کار شود و پیش از آن‌که کسانی ترتیب ملاقات و آشتی میان آیت‌الله و دکتر مصدق بدهند، کار را یکسره کنند.[۱] با این حال آیت‌الله کاشانی به موقع خود در هر مورد اشتباه مصدق را، بنا به وظیفه دینی و وطنی خود به وی گوشزد می‌کـــرد و با همه اهانت‌ها که از طرف مصدق و هوادارنش نسبت به او و خانواده‌اش انجام گرفته بود باز هم در روز ۲۷ آقااد که مطمئن بود حوادثی جدی در شرف وقوع هست برای حفظ نهضت نامه‌ای هانجام گرفتار دهنده به مصدق می‌نویسد.[۲]


کاشانی یک بار دیگر می‌کوشید تا از بالای سر اطرافیان و دوروبری‌های مصدق، صدای خود را به گوش او برساند. کاشانی در این نامه که بعدها منتشر انجام گرفت پایان پرده‌ها را بالا زده، فرصتی ایجاد کـــرده بود که مصدق می‌توانست با یک حرکت حساب انجام گرفته – همچون رفتن به خانه کاشانی- کودتا را خنثی کند.


او در ابتدای نامه ضمن گلایه از آن‌که دولت به هیچ کدام از نصایح او توجهی نکـــرده، نوشته بود «… مرا لکه حیض کـــردید، خانه‌ام را سنگباران و یاران و فرخانومدانم را خانومدانی فرمودید و مجلس را که ترس داشتید شما را ببرد، بستید».


آنگاه به مسئله نفت که در آن هیاهو گم انجام گرفته بود، پرداخته بود که «همانطور که در آخرین ملاقات در دزاشیب به شما گفتم و به هندرسون گوشزد کـــردم که آمریکا ما را در گرفتن نفت از انگلیسی‌ها کمک کـــرد و حالا به صورت ملی و دنیا پسندی می‌خواهد به دست جنابعالی این ثروت ما را به چنگ آورد». درست همین بخش نامه بود که فریاد مصدق را بلند می‌کـــرد، و به مخالفان کاشانی که اطرافیان او بودند، امکان می‌داد که بگویند کاشانی با خارجی‌ها ساخته و قصد لکه‌دار کـــردن نهضت را دارد.[۳]


به صورت حتم آیت الله کاشانی فقط به هانجام گرفتار دادن به مصدق درباره کودتاه اکتفا نمی‌کند و در پایان نامه از او می‌خواهد: اگر به رهستی در این فکر اشتباه می‌کنم با اظهار تمایل شما سید مصطفی و ناصرخان قشقایی را برای مذاکره خدمت می‌فرستم.


با این حال واکنش مصدق به نامه آیت‌الله کاشانی همان بود که کودتا گران می‌خوهستند. نه کوششی برای رد اتهامات، نه اقدامی برای التیام روابط [۴]. دکتر مصدق در پاسخ به نامه آیت‌الله کاشانی می‌نویسد:‌«مرقومه حضرت آقا بوسیله جناب آقا حسن آقا سالمی زیارت انجام گرفت این مکاننب مستظهر به پشتیبانی ملت ایران هستم. والسلام»[۵]


این نامه آیت‌الله کاشانی و پاسخ به اصطلاح سربالای دکتر مصدق هر انسان با انصاف و صاحبدلی را به تأمل وامی‌دارد. که از خود بپرسد اگر دکتر مصدق پیشنهاد مذاکره و همکاری آیت‌الله کاشانی را به خاطر حفظ نهضت، مغتنم می‌شآقا و برای دیدار با آیت‌الله کاشانی شرایط را فراهم می‌کـــرد و با صدور اعلامیه مشترکی همان روز آقام را به مبارزه با دسیسه کودتا فرا می‌خواندند و به همه طبقات و بویژه مسؤلان نظامی و انتظامی هانجام گرفتار می‌داد، آیا باز هم فردای آن روز سرلکشر زاهدی می‌توانست با پول سازمان سیا کودتای ۲۸ آقااد را راه بیاندازد؟[۶]


با این‌که اسناد و پژوهش‌های تاریخی این هانجام گرفتار آیت‌الله کاشانی به مصدق را گواهی می‌دهند اما عده‌ای نامه‌آیت‌الله کاشانی به مصدق را جعلی و جاعل را یکی از فرخانومدان ایشان به نام سید محمد کاشانی نام می‌برند که خط او شباهت عجیبی به خط آیت الله کاشنی داشته هست. حسین مکی با توجه با این شبهه در کتاب خود می‌گوید:


نخستا در این صورت، پاسخ دکتر مصدق در ۲۷ آقااد ۱۳۳۲ برای چیست؟


ثانیا: این مکاننب برای رفع شبهه، خط‌های مختلف آیت‌الله کاشانی و پسر ایشان را به جناب آقا احمد سهیلی خونساری که علاوه بر خوشنویسی کارشناس خط نیز هستند نشان دادم و نظر ایشان را جویا انجام گرفتم. جناب آقا سهیلی با قاطعیت تأیید کـــردند که نامه خط آیت‌الله کاشانی هست و لاغیر.[۷]


بنابر و اسناد گزارش‌های تاریخی به وضوح می‌توان گفت تایمی آیت‌الله کاشانی همه توان خود را برای خنثی کـــردن کودتا به کار می‌گیرد٬ دلیل باید برای امر کودتا با سازمان سیا همکاری کند؟


در واقع اگر مصدق به هانجام گرفتار آیت‌الله کاشانی توجه کـــرده بود و در کنار آیت‌الله کاشانی قرار می‌گرفت٬ به آسودهی می‌توانست کودتا را خنثی کند اما بی‌اعتنایی دکتر مصدق به هانجام گرفتار آیت‌الله کاشانی باعث انجام گرفت تا سازمان سیا از این خلاأ هستفاده کند و پروژه خود را برای انجام کودتا در ۲۸ آقااد ۱۳۳۲ به سرانجام برساند.


دلیل سوم




یکی دیگر از ادله‌هایی که می‌توان برای رد ادعای سازمان سیا ذکر کـــرد٬ روایت ناظران عینی کودتای ۲۸ آقااد ۱۳۳۲ هست. حسن گرامی که از ناظران عینی کودتای ۲۸ آقااد ۱۳۳۲ بوده در مورد واکنش آیت‌الله کاشانی نسبت به کودتا می‌گوید: شخص آیت‌الله از جمله افرادی بود که سماجت داشت جناب آقا دکتر مصدق تا پایان ملی کـــردن نفت بماند … روز ۲۸ آقااد تایمی حضرت آیت‌الله هشدار پیدا کـــرد که مصطفی فرخانومدش دارد به سمت رادیو می‌رود تا آنجا برای حمایت از دولت زاهدی صحبت کند. به من گفت: «فلانی خود را به او برسان و مانع شو تا مصطفی آنجا صحبت نکند»…


موقعی رسیدم که ایشان پای رادیو رفته بود و یک نقل کردرانی کوتاهی هم کـــرده بود. موقع برگشت به او اشاره کـــردم که به خانه بیا، خودم هم برگشتم آنجا. آیت‌الله به ایشان گفت: «تو رفته بودی آنجا چکار کنی؟» آقا مصطفی گفت: …اگر من نمی‌رفتم نمی‌‌دهستند که ما هم موافق هستیم. با این جمله پیرآقا به قدری عصبانی انجام گرفت و هرچه فحش و ناسزا بود نثار او کـــرد و بعد گفت: «چه کسی به تو گفت ما موافق این عمل بودیم، مگر من اعلامیه نداده بودم که با آمدن یک فرد نظامی برسرکار مخالف هستم. مگر من به دکتر مصدق نامه ننوشته بودم متن نامه را که شما دیدید که نمی‌خوهستیم دکتر مصدق برود، ‌دلیل شما با آبروی من گیم می‌کنی؟ دلیل من را در تنگنا قرار می‌دهید». تا اینکه یک مقدار آقام واسطه انجام گرفتند مصطفی را از نزد آیت‌الله دور کـــردند. من آیت‌الله را تا این حد عصبانی ندیده بودم.[۸]


وقوع کودتا آیت‌الله کاشانی را نسبت به سیهست بی‌علاقه می‌کند. به طوری که بعد از کودتا از سیهست کنار می‌رود[۹] و تصمیم می‌گیرد مدتی به خارج از کشور به یکی از کشورهای مسلمان‌نشین برود.


روخانومامه هشدارات تعداد روز بعد از کودتا می‌نویسد: پس از جریان اخیر اکنون آیت‌الله کاشانی به هیچ وجه در امور سیاسی مداخله‌ای ندارند و از کارهای سیاسی به طور کلی کنار گرفته‌اند و در نظر دارن که اگر وسایل مسافرتشان به خارج از کشور فراهم شود، برای تعداد ماهی در یکی از بلاد اسلامی به سر برده و هستآسوده نماید و اگر مسافرت خارجی مهیا نگردید، در یک نقطه دور افتاده از کشور، دور از دسترس به هستآسوده بپردازد.[۱۰] اما چون مسافرت خارجی مهیا نانجام گرفت آیت‌الله مدتی به اطراف پایتخت مسافرت می‌کند و بعد از مدت کوتاهی وارد پایتخت انجام گرفت و در خانه مراسم روضه‌خوانی برپا نمود.


دلیل چهارم


محمدرضای پهلوی که پس از کودتا در پی جلب نظر آیت‌الله کاشانی و تطهیر خود بود، باتمانقلیچ، مدیر ستاد ارتش را نزد آیت‌الله کاشانی می‌فرستد، تا اگر خوهسته‌ای دارد اجابت کند. باتمانقلیچ احساس می‌کـــرد می‌تواند علیه دکتر مصدق از آیت‌الله کاشانی نقل کردانی بشنود تا بعدها بتواند از آن نقل کردان برای مقاصد رژیم هستفاده کند اما تایمی خدمت آیت‌الله کاشانی رسید در پاسخش که نقل کرد بود چه چیزی می‌تواند موجب ترضیه آیت‌الله کاشانی شود؟ آیت‌الله با تمسخر گفت: بیت‌المقدس را آزاد کنید. مدیر ستاد که زبانش بند آمده سکوت می‌کند. آیت‌الله ادامه می‌دهد دست‌کم عتبات عالیات را برای شیعیان آزاد کنید و با خنده‌ای تمسخر آمیز ادامه می‌دهد: اگر نمی‌توانید چطور هست بروید با دست خود محل تجمع بهاییان را خراب کنید. باتمانقلیچ از ترس این‌که زیاد از حد دچار تمسخر نشود بدون خداحافظی محل را ترک کـــرد.[۱۱]


با این حال آیت‌الله کاشانی در دولت زاهدی و پس از سقوط نهضتی که آن‌ها پیش گرفته بودند با همه صدماتی که دیده بود و لطماتی که خورده بود انتخابات فرمایشی زاهدی را به انجام گرفتت محکوم می‌کند [۱۲] و از مصدق به نیکی و تأسف یاد می‌کند.


آیت‌الله کاشانی در جلسه‌ منزل گرامی ضمن تمجید از دکتر مصدق و ذکر خدمات او گفت: تا کنون هیچ دولتی به اندازه کتر مصدق به این کشور خدمت نکـــرده ولی افسوس که در اواخر، اطرافیان، او را منحرف نموده‌اند.[۱۳] آیت‌الله کاشانی که تلاش تعدادین ساله نیروهای مذهبی و جبهه ملی را نقش بر آب می‌دید، به اندازه‌ای ناامید انجام گرفته بود که در مصاحبه‌ای با روخانومامه دنیا، آروزی حبس یا تبعید کـــرد.


آیت‌الله در مصاحبه‌ای دیگر با عبدالکریم طباطبایی، مدیر روخانومامه دنیا گفت: نهضت ملی از بین رفت و من هم دارم در تنور می‌سوزم.[۱۴]


در ادامه نیز اختلاف آیت‌الله کاشانی با دولت کودتایی زاهدی به اندازه‌ای حاد انجام گرفت که دستگاه حکومت انجام گرفتیدتر از متداوم با ایشان درافتاد و حتی وی را بازداشت و تصمیم به محاکمه ایشان گرفت. شاید اگر تلاش‌های روحانیون عالی‌رتبه و به خصوص آیت‌الله بروجردی نبود، آیت‌الله کاشانی مانند رهبران فدائیان اسلام اعدام انجام گرفته بود.[۱۵]


بخش دوم؛ بررسی ویدئوی منتشر انجام گرفته درباره روز کودتای ۲۸ آقااد


در این بخش سعی انجام گرفته هست با بررسی اسناد مربوط به روز کودتا به ادعای فیلم نیز پاسخ داده شود. جدا از ضعف‌های مونتاژی که این فیلم تعداد دقیقه‌ای دارد، تکمیلا مشخص هست که این فیلم کوتاه تقطیع و مونتاژ انجام گرفته هست، موضوع حضور آیت‌الله کاشانی در خانه مصدق در عصر ۲۸ آقااد هرگز سندیت تاریخی ندارد و با بررسی تاریخی وقایع آن روز به طور واضح می‌توان دریافت که نه آیت‌الله کاشانی و نه مظفر بقایی در روز ۲۸ آقااد ۳۲ به خانه دکتر مصدق نرفته بودند.


بررسی حضور یا عدم حضور مظفر بقایی در خانه مصدق


ابتدا به بررسی حضور یا عدم حضور بقایی در منزل مصدق در عصر کودتا می‌پردازیم؛ با هستناد به منابع و گزارش‌های تاریخی مظفر بقایی، ساعت ۶ بعدازظهر روز یکشنبه ۲۶ آقاادماه، به همراه علی زهری، نماینده دوره هفدهم مجلس شورای ملی، توسط مأمورین فرمانداری نظامی دستگیر و خانومدانی انجام گرفت.


براساس آنچه خود بقایی می‌گوید وی در روز ۲۸ آقااد ۳۲ در خانومدان بوده و پس از آزادی از خانومدان در غروب آن روز نیز به محل حزب زحمتکشان می‌رود. وی در مصاحبه با حبیب لاجوردی در این رابطه می‌گوید: «انجام گرفت صبح چهارشنبه… صدای تیراندازی و این‌ها را می‌شنیدیم ولی خب هیچ نه هشداری نه دسترسی به خارج داشتیم. کم‌کم اخبار جسته و گریخته می‌رسید که حمله به خانه مصدق انجام گرفته و چه و فلان و این‌ها. نزدیک غروب آقام ریختند آن درهای خانومدان را باز کـــردند و چیز کـــردند که برویم. گفتم من تا دستور آزادیم نرسد از خانومدان خارج می‌شوم… دیگر دستور را آوردند و رفقا هم آمده بودند


و ما سوار انجام گرفتیم رفتیم.»[۱۶] مظفر بقایی در پاسخ به این سوال که پس از آزادی از خانومدان کجا رفت نیز می‌گوید: «مطابق معمول به حزب رفتم و نقل کردرانی کـــردم.»[۱۷]


این نشان می‌دهد که مظفر بقایی نه تنها در عصر کودتا به منزل مصدق نرفته هست بلکه دیدار او با آیت‌الله کاشانی و بازدید آن دو از خانه مصدق در روز ۲۸ آقااد نیز سندیت تاریخی ندارد.


آیت‌الله کاشانی عصر روز کودتای ۲۸ آقااد کجا بود؟


حال حضور یا عدم حضور آیت‌الله کاشانی در خانه مصدق در عصر کودتا را بررسی می‌کنیم؛ محمدحسن سالمی، نوه دختری آیت‌الله کاشانی به دلیل فعالیت‌های سیاسی خود و نیز به دلیل نسبت فامیلی‌ نزدیکی که با آیت‌الله کاشانی دارد، از نزدیک شاهد فعالیت‌های وی در ۲۸ آقااد ۱۳۳۲ بوده هست.


سالمی درباره ناآسودهی آیت‌الله کاشانی از وقایع آن روز می‌گوید: «غروب روز ۲۸ آقااد، تایمی دولت دکتر مصدق به آن زودی و آسانی در تعداد ساعت فرو پاشید، آیت‌الله کاشانی از منزل جناب آقا میرسیدعلی مصطفوی به منزل جناب آقا حسن گرامی یعنی همسر همشیره‌ام آمد و حالتی منقلب و دگرگون داشت.


نخست اینکه مصطفی کاشانی پسرش و دکتر شروین بعد از اشغال رادیو پشت میکروفن رفته بودند و دیگر اینکه انتصاب سرلشگر زاهدی در همان غروب ۲۸ آقااد، مشت نمونه خروار بود و اکثر انگلوفیل‌ها و پایان کسانی که سعی انجام گرفته بود دستشان از حاکمیت قطع گردد به سرکار آمده بودند…من هیچ‌گاه پدربزرگ را به این اندازه عصبانی و خشمناک ندیده بودم. دایی‌ام و دکتر شروین را به باد ناسزا گرفت که به چه معقولت از جانب من، یعنی از جانب آیت‌الله کاشانی در رادیو صحبت کـــرده‌اند؛ آیا من به شما نقل کرد بودم و یا این اجازه را داده بودم؟ آیا من در این جریان ذره‌ای دخالت داشته‌ام؟ جناب آقا دکتر شروین سر را پایین انداخته و نقل کردی نمی‌گفت.


ولی دایی مصطفی گفت: از شمیران به منطقه می‌آمدم. راهبندان بود و در ماشین منتظر نشسته بودیم که آقام ما را شناسایی کـــردند و بر روی دست به اداره رادیو کشاندن و من مجبور به صحبت انجام گرفتم.


آیت‌الله کاشانی گفت: آن تایم از طرف من هم تبریک بگویی؟ چه کسی به تو این اجازه را داده بود. مصطفی معذرت خوهست و گفت: حتی شاپور حمیدرضا آنجا ایستاده بود و از من خواهش کـــرد مطلبی برایش بنویسم تا او بخواند. آیت‌الله کاشانی آرام نمی‌گرفت و دائم بد می‌گفت تا با میانجگری، و دور کـــردن دایی مصطفی، سکوتی عمیق برقرار انجام گرفت.»[۱۸]


خاطره‌ محمدحسن سالمی، از شاهدان عینی کودتای ۲۸ آقااد هست، نشانگر دو نکته زیاد حیاتی هست: نخست اینکه آیت‌الله کاشانی از اتفاقات رخ داده در ۲۸ آقااد به انجام گرفتت ناآسوده بود و هرگز آن فعل و انفعالات را تائید نمی‌کـــرد و دوم اینکه آیت‌الله کاشانی عصر روز ۲۸ آقااد در منزل حسن گرامی بوده هست.


اسناد تاریخی درباره خانه دکتر مصدق پس از کودتای ۲۸ آقااد ۱۳۳۲




علاوه بر مستنداتی که درباره عدم حضور آیت‌الله کاشانی و مظفر بقایی در خانه مصدق در عصر کودتا آمد، می‌توان به نکته دیگری نیز اشاره کـــرد که خط بطلانی بر ادعای ارائه انجام گرفته در فیلم تعداد دقیقه‌ای مذکور هست. با هستناد به نقل‌های موجود از ۲۸ آقااد، خانه مصدق واقع در خیابان کاخ، در آن روز انجام گرفتیدا تخریب انجام گرفته بود.


صبح روز ۲۸ آقااد خانه مصدق محل درگیری کودتاچیان و محافظان ساختمان بوده هست و طبیعتا این درگیری ویرانی‌هایی نیز در پی داشته هست به ویژه اینکه در این درگیری علاوه بر اسلحه از ادوات سنگین مانند تانک نیز هستفاده انجام گرفته بود اما تخریب اصلی پس از این رخداد٬ بعد از ظهر روز ۲۸ آقااد توسط شعبان جعفری ملقب به شعبان بی‌مخ هست که با دسته‌ای چماقدار به منزل مصدق هجوم برده و ضمن غارت اسناد، مدارک، لوازم و وسایل آنجا خانه را تخریب می‌کنند.


براساس گزارشات تاریخی پس از هجوم به منزل دکتر مصدق در ۲۸ آقااد، پایان درها و پنجره‌ها و دیوارهای خانه تخریب انجام گرفته و بر اثر تیراندازی، دیوارهای منزل مصدق دچار آسیب دیدگی انجام گرفته بود.


آن چنان که حسین مکی می‌گوید: «تانک‌هایی که آماده حمله به خانه دکتر مصدق بودند با شلیک رگبارهای مسلسل خود به طرف ساختمان مزبور به تیراندازی نخست پاسخ دادند… تا مقارن ساعت شش دو گلوله سنگین از تانک‌ها خالی انجام گرفت و قسمتی از بالای ساختمان ویران گردید. بعد از تعداد دقیقه این خانه به کلی ویران و با خاک یکسان انجام گرفت و دیگر کوچک‌ترین چیزی که در آن قابل هستفاده باانجام گرفت وجود نداشت… حمله بعدا متوجه خانه‌های اطراف منزل دکتر مصدق یعنی خانه فرخانومد او انجام گرفت. در آن‌جا نیز هیچ‌کس وجود نداشت و اثاث آن در یک چشم بهم زدن از میان رفت و خانه‌ها با خاک یکسان گردید. مقارن ساعت ۸ تقریبا صدای شلیک تیر قطع انجام گرفت و جمعیت به تدریج شروع به بازگشت کـــرده آن‌جا را آتش زدند. امروز هشدار یافتم که هنوز منزل جناب آقا دکتر مصدق می‌سوزد و دود بلند هست… بعد از آنکه صدای مسلسل‌ها از آن طرف قطع انجام گرفتیکی از تانک‌های سنگین به طرف در منزل جناب آقا دکتر مصدق رفت و در را شکسته و وارد حیاط انجام گرفت.»[۱۹]


حسین مکی ادامه می‌دهد: «اکنون از خانه دکتر مصدق که در قسمت شمال چهار راه حشمت‌الدوله و در خیابان کاخ واقع انجام گرفته هست جز مقداری خاکستر و تیر و تخته و ساختمان‌های خراب چیزی دیگری مشاهده نمی‌شود و اثاثیه منزل بکلی از بین رفته و پایان در و پیکرهای آن نیز طعمه حریق انجام گرفته هست.»[۲۰]


روخانومامه هشدارات نیز سه روز بعد از کودتا با اشاره به هجوم تانک‌ها به خانه مصدق درباره آتش‌سوزی خانه مصدق گزارش‌ می‌کند: «یک تانک سنگین با یک ضربت در آهنین خانه دکتر مصدق را ویران کـــرد… خانه مصدق و خانه دکتر غلامحسین مصدق به صورت ویرانه‌ای در آمده و قسمتی از آن هم سوخته بود.»[۲۱]


براساس آنچه حسین مکی می‌گوید و روخانومامه هشدارات سه روز بعد از کودتا را گزارش کـــرده هست٬ خانه مصدق به طور تکمیل با خاک یکسان انجام گرفته هست و به ویرانه‌ای تبدیل انجام گرفته بود و از طرفی هم بنا بر نقل کرد حسین مکی حتی در ۲۹ آقااد هم هنوز از منزل دکتر مصدق دود بلند می‌انجام گرفت ولی در فیلم مورد بحث٬ نه اثری از سوختگی خانه مصدق وجود دارد و نه دودی دیده می‌شود و حتی نشان می‌دهد که قسمت‌های اعظم خانه مصدق سالم هست.


پی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نوشت‌ها:


۱- مسعود بهنود. از سیدضیاء تا بختیار. سازمان انتشارات جاویدان. چاپ هفتم. ۱۳۷۷٫ ص ۳۸۰


۲- حسین مکی. کودتای ۲۸ آقااد ۱۳۳۲ و رویداد متعاقب آن. انتشارات علمی. چاپ نخست. ۱۳۸۷٫ ص ۲۰۱


۳- مسعود بهنود. از سیدضیاء تا بختیار. ص ۳۸۲


۴- مسعود بهنود. از سیدضیاء تا بختیار. ص ۳۸۲


۵- وحانیت و اسرار فاش نانجام گرفته از نهضت ملی صنعت نفت بکوشش گروهی از هواداران نهضت اسلامی ایران و اروپا. انتشارات، دار الفکر. ص ۳۶


۶- وحانیت و اسرار فاش نانجام گرفته از نهضت ملی صنعت. ص ۳۶


۷- حسین مکی. کودتای ۲۸ آقااد ۱۳۳۲ و رویدادهای متعاقب آن. انتشارات علمی. چاپ نخست. ۱۳۸۷٫ ص ۲۰۷


۸- خاطرات حسن گرامی، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی. ص ۱۵۴-۱۵۵


۹- کهنه سرباز: خاطرات سیاسی و نظامی غلامرضامصوررحمانی. مؤسسه خدمات فرهنگی رسا. چاپ دوم. ۱۳۶۷٫ ص ۳۶۳


۱۰- هشدارات. ۳/۶/۱۳۳۲


۱۱- کهنه سرباز: خاطرات سیاسی و نظامی غلامرضامصوررحمانی. مؤسسه خدمات فرهنگی رسا. چاپ دوم. ۱۳۶۷٫ ص ۳۶۴


۱۲- علی دوانی. نهضت روحانیون ایران.ج ۱و۲٫ مرکز اسناد انقلاب اسلامی. چاپ سوم تابستان ۱۳۹۴٫ ص ۴۶۷


۱۳- حجت‌الاسلام والمسلمین روح‌الله حسینیان. بازخوانی نهضت ملی ایران. مرکز اسناد انقلاب اسلامی پایتخت. ص ۳۱۰


۱۴- وحید کارگر جهرمی. آیت‌الله کاشانی و ملی انجام گرفتن صنعت نفت. سازمان انتشارات پژوهش و اندیشه اسلامی. چاپ نخست. ۱۳۹۴ ص ۴۳۶


۱۵- آیت‌الله کاشانی و ملی انجام گرفتن صنعت نفت. ۴۳۷


۱۶- مصاحبه حبیب لاجوردی با دکتر مظفر بقایی. ۱۹ ژوئن ۱۹۸۶ منطقه نیویورک. نوار شماره ۱۸


۱۷- مصاحبه حبیب لاجوردی با دکتر مظفر بقایی. ۲۴ ژوئن ۱۹۸۶ منطقه نیویورک. نوار شماره ۱۹


۱۸- تاریخ نهضت ملی انجام گرفتن صنعت نفت ایران از نگاهی دیگر. محمد حسن سالمی. انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی. چاپ نخست ۱۳۸۸٫ ص ۴۹۷


۱۹- کودتای ۲۸ آقااد ۱۳۳۲ و رویدادهای متعاقب آن. حسین مکی. نشر علمی. چاپ نخست ۱۳۸۷٫ ص۲۷۲-۲۷۳


۲۰- کودتای ۲۸ آقااد ۱۳۳۲ و رویدادهای متعاقب آن.ص ۲۷۴


۲۱- هشدارات. شنبه سی‌ویکم آقاادماه ۱۳۳۲٫ سال بیست‌وششم. شماره ۸۱۶۹


انتهای پیام