ویرتا

دستاوردهای فتوای تحریم تنباکوی میرزای شیرازی

۴ اردیبهشت ۱۳۹۶


صدای شیعه: محمد حسین رجبی دوانی، در گفتگو با ویژه نامه تخصصی همایش ملی اقتصاد مقاومتی؛ پیوند فرهنگ، سیاست و اقتصاد، با عنوان «اندیشه خودباوری»، به بررسی ابعاد سیاسی و داخلی و خارجی حکم تاریخی تحریم تنباکوی مرحوم میرزای شیرازی، پرداخته است که مشروح آن در ادامه آمده است؛


فتوای مشهور میرزای شیرازی در تحریم تنباکو نقطه عطفی در تاریخ سیاسی کشور و روحانیت شیعه به شمار می رود که تأثیرات سیاسی مهمی بر جای نهاده است. دربار قاجاراز آغاز سلطنت فتحعلی شاه تا پایان سلطنت احمد شاه کوشید روابط طلایی و صمیمانه میان حکومت و روحانیت عصر صفوی را، استوار نگه دارد تا ضمن کسب مشروعیت برای خود، از حمایت های سیاسی علما در مواجهه با قدرت های برون مرزی نیز برخوردار باشد.


گر چه این راهبرد به استثنای دوره سلطنت محمد شاه و تمایلات صوفیانه وی، موجب سردی روابط فی مابین شد؛ با آغاز سلطنت ناصرالدین شاه بار دیگر روابط گرم گذشته ادامه یافت ولی عوامل چندی به بد گمانی و انتقاد از وی و سرانجام رودرویی میان حکومت و روحانیت منجر شد. مهم ترین عامل، روابط روزافزون سیاسی، اقتصادی و استعماراروپائیان بود که موجب تضعیف استقلال سیاسی کشور و مرعوبیت قاجاریان از قدرت های خارجی و دست نشاندگان دولتمردان از سوی آنها و ورود بی رویه کالای مصرفی فرنگی به کشور با تسهیلات گمرگی و درمقابل موانع فراوان برای صدور کالاهای داخلی به خارج از کشور شد و این رکود تدریجی صنایع داخلی وورشکستگی تولیدکنندگان و مهاجرت آنان به کشورهای همجوار و تن دادن به کارهای پست و در نتیجه فقیرشدن طبقات وسیعی از جامعه را در پی داشت.


علاوه بر آن، باید به ستم فزاینده شاهزادگان و کارگزاران حکومتی و مأموران دولتی و گماشتگان مالیاتی به کشاورزان و پیشه وران و اصناف و تجار اشاره کرد که به فقرعمومی و مهاجرت شهروندان دامن زد. از سوی دیگر، حضور چشمگیر مردان و زنان اروپایی در تهران و سایر شهرها که درقالب مأموریت های سیاسی،اجتماعی و خدماتی صورت می گرفت به تدریج رواج آداب و رسوم و سبک زندگی غربی در کشور و گرایش تعداد بسیار زیادی از شهروندان به آنان شده بود و این روند در محضر علما به معنای از دست رفتن استقلال سیاسی و اقتصادی واستحاله فرهنگی و تارومار شدن عزت ایرانیان مسلمان و سرانجام بردگی کردن به کفار مسیحی بود در حالی که در قرآن کریم به صراحت بر عزت مسلمانان و سرافرازی آنان و پرهیز ازدوستی با کفار یهود و نصارا تأکید شده که به «نفی سبیل» معروف است. از طرف دیگرعلما از سرنوشت شوم مسلمانان هند و شام و قفقاز و مصر و سایر نقاط که اروپائیان استعمار کرده بودند، به خوبی آگاهی داشتند و روزگار رقت انگیز آنان را از از زبان حجاج و تجار و مهاجران می شنیدند و در صورت تداوم آن روند، چنان سرنوشتی را برای مردم ایران پیش بینی می کردند. این نگرانی درآثاری که روحانیان آن زمان از خود به جای گذاشته اند مشهود است، از جمله تحفه العالم ازعبداللطیف شوشتری، کتاب الاحوال جهان نما ازآقا احمد کرمانشاهی و تاریخ دخانیه از شیخ حسن اصفهانی.


قرارداد تنباکوازنظرمیرزای شیرازی و عموم علمای ایران  علاوه بر زیان عظیم اقتصادی برای گروه کثیری از تولید کنندگان فروشندگان و تجار خُرد و کلان، مصائب بزرگتری برای همه مردم در کشور اسلامی در پی داشت. از این رو همه علما این فتوا را تأیید و مردم یکپارچه از آن تبعیت کردند. حکم میرزای شیرازی سبب شد تحولی عظیم در مناسبات سلطنت و روحانیت ایجاد گردد، یعنی اگر در دوره صفویه و در آغاز این دوره مناسبات حسنه ای با فرازی و فرودی برقرار بود این مناسبات به تدریج به رودرویی و پایداری و در نهایت به پیروزی مقطعی روحانیت منجر شد. اما بعد از اینکه این اقدام با پیروزی نهضت تنباکو مواجه شد میرزا دو نامه تشکرآمیز برای ناصرالدین شاه می فرستند و با القاب پرطمطراقی از وی تشکر می کنند که نگذاشته اند این ننگ بر کشور اسلامی بنشیند و باعث شدند عزت اسلام حفظ شود.


به نظر بنده در جایی که سه نامه از سید جمال الدین اسدآبادی به علما و مراجع سراسر ایران می رسد که خواهان خلع ناصرالدین شاه است برخورد میرزا کاملاً هوشمندانه است. میرزا نمی خواهد گر چه دولت در برابر این خواسته عقب نشینی کرده است، پادشاه یک کشور که پادشاه شیعیان نیز است، خفیف و خوار شود و اقتدار نظام رو به ضعف گذارد. چنین موضعی را علما و مراجع مشروطه خواه نجف نداشتند و با وجودی که محمد علی شاه در پایان دوره موسوم به استبداد صغیر چند بار اعلام کرد که من به مشروطه وفادارم و آن را می پذیرم و حاضرم مشروطه احیاء شود متأسفانه با او مخالفت شد و در نهایت اقتدار نظام در هم شکست و نظم از بین رفت و این اوضاع آشفته تا روی کارآمدن رضاشاه پهلوی ادامه داشت. از نظر داخلی پایگاه مرجعیت شیعه به عنوان یک پایگاه سیاسی کاملاً تثبیت شد و مرجعیت شیعه در جهان اسلام نیز همان جایگاه را پیدا کرد که در ایران داشت.


صدور فتوای میرزا که درآن زمان در نجف حضور داشته و از نزدیک شاهد جریانات بوده است نشان می دهد که نگرانی میرزا به مراتب فراتر از یک مسئله اقتصادی بوده و ابعاد فرهنگی و اجتماعی زیادی در کشور را در برمی گرفته است و ما درنحوه برخورد اینها با توجه به فتاوایی که در جنگ های اول در مورد تجهیز ایران و سلاح ها و شیوه های جنگی صادر کردند شاهد تحولی هستیم آن چنان که به رودرویی اقتصادی می انجامد که وجه دیگری از استعمارغربی است.


نکته دیگر در این زمینه این است که انگلستان و روسیه نیز به همان نسبت متوجه قدرت آنها شدند و داستان یکپارچگی ملی سبب هوشیاری آنها هم شد. در همان سالی که این واقعه روی داد در حرکتی به ظاهر غیرمرتبط، عبدالرحمان پادشاه افغانستان به بهانه های جزیی و فتوای علمای دست نشانده خود در افغانستان، به هزاره حمله می کند و دهها نفر از علمای شیعه را می کشد و چنان کشتاری از شیعیان افغانستان به راه می اندازد که به استناد کتاب «سراج الطواریق» ملا محمد فیض هزاره، هزاران نفر از زنان و دختران شیعه را دیدم که در بازارهای دهلی به فروش می رسیدند.


لذا بنده از یک نظر این واقعه را نقطه عطفی در نگرش مراجع و وسعت دید آنها در خصوص مسائل و اهداف استعمار و تحولی در نگاه آنها از مسائل صرفاً نظامی به مسائل اقتصادی و فرهنگی می دانم. ثمره دوم این حرکت جایگاه مراجع و علمای شیعه در داخل است که علمای نجف با همین پشتوانه وارد عمل شدند. دستاورد سوم این است که جایگاه مراجع و علمای شیعه در جهان اسلام آن روز تثبیت شد، نتیجه چهارم اینکه سبب شد استعمار هوشیار شود که رهبری هست که می تواند مردم را به خوبی بسیج کند.


به نظر بنده آن دسته بندی که در آغاز مشروطه در تدوین قانون اساسی پیش آمد برای اینکه مانع شوند قانون سمت وسوی اسلامی پیدا کند، کاملاً با این پشتوانه انجام شد که از جریان تنباکو به این طرف، این تجربه را کسب کردند که نگذارند این تجربه احیاء شود.

انتهای پیام