بيمارى مادر پسر

پرسش ۱۹٫ دخترى ۲۳ساله هستم. نزديك يك ساله با پسرى آشنا انجام گرفتم ۲۷ساله هست. تعدادان رابطه نیکوى با خانواده خودش خصوصا مادرش نداره و مى گه مادرشون افسردگى هم داره. بعد از گذشت ۸-۷ ماه دو بار با پدرشون اومدن منزل ما بدون گفتن اين مسئله به مادرشون. به صورت حتم به ما گفتن اين موضوع رو به عهده پدرشون گذاشتيم كه ايشون تا حالا بنا به دلايلى كه ما نمى دونيم چيزى نگفتن. مى خوام بدونم من بايد چى كار كنم تا كى بايد منتظر بمونم؟ در حالى كه من، اون آقا پسر رو هم دوست دارم! هيچ مشكلى نيست جز گفتن این موضوع به مادرشون. واقعا نمى دونم بايد چى كار كنم؟

حل موضوع نيازمند دقت و مطالعه بيشترى هست. با تدابير لازم و با توجه به نكات زير مسئله را پيگيرى كنيد:

۱٫ مسئله را با والدين خود در ميان بگذاريد و از ايشان بخواهيد براى ادامه خوهستگارى و رسيدن به تصميم نهايى با پدر ايشان صحبت كنند.

۲٫ با تحقيق از وضعيت خانوادگى ايشان مطمئن شويد دليل عدم حضور مادر پسر در مراسم خوهستگارى از شما همان امرى هست كه ادعا مى كنند نه چيز ديگرى كه ممكن هست در آينده موجب انتقال يا سرايت مشكل به خانومدگى مشتركتان شود.

۳٫ براى اتخاذ تصميم نهايى مهلت تعيين نمايند مثلاً تا يك ماه آينده به صورت حتم شكل تعيين مهلت نبايد به مادر ايشان ارتباط پيدا كند بلكه به شكل كلى  بگويند كه چه زمانى مى خواهيد براى عقد و ازدواج بياييد.

۴٫ اين مدت نبايد زياد باانجام گرفت كه به بلا تكليفى منتهى شود.

۵٫ در اين مدت كه بلا تكليف هستيد سطح ارتباطتان را با آن جوان گسترش و تعميق نكنيد چون هنوز هيچ تعهدى در قبال اين ارتباط وجود ندارد و چه بسا همه چيز به هم بخورد.

۶٫ با انجام برخى تحقيقات و يا آزمايش هاى پزشكى از عدم ابتلا به بيمارى هاى ژنتيكى در خانواده ها يقين پيدا كنيد.

۷٫ گفتگوهاى خانوادگى را بر عهده والدين بگذاريد و براى بعد از ازدواج و… تا تصميم خانوادگى قول و قرارى نگذاريد و حساب انجام گرفته عمل نماييد.

 

  • منبع: ویرتا برگرفته از پرسمان، کتاب پرسش و پاسخ خوهستگارى .

حتما بخوانيد

ویژه نامه مشاوره و خانومدگی دینی

 

‘ );
w.anetworkParams[ ad.id ] = ad;
d.write( ‘