ویرتا

تقابل اندیشه‌های شهید مطهری با تفکر سکولار در مسئله عقلانی بودن احکام دین

۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۶

گروه اندیشه: همایش «احیاگران تفکر دینی: شهید صدر و شهید مطهری» صبح امروز در مدرسه عالی شهید مطهری برگزار شد.

به گزارش
خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا) غلامعلی حداد عادل، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، صبح امروز، ۱۸ اردیبهشت در همایش «احیاگران تفکر دینی: شهید صدر و شهید مطهری» که در
مدرسه عالی شهید مطهری برگزار شد، به بیان نظرات خود پرداخت. وی گفت: مطهری درباره
مسائل مختلفی کتاب نوشت که هر کدام پاسخی به یک نیاز بود. در بین آثار شهید مطهری
شاید یک نمونه پیدا نکنید که صرفا در اثر تفنن علمی نوشته شده باشد یا یک کاری را
برای دل خودش کرده باشد. گرچه شهید مطهری اهل دل هم بود اما همیشه مسئله یاب و
مسئله شناس بود و به سراغ مشکلات می‌رفت. بعضی موضوعات که ۶۰ سال پیش برای شهید
مطهری مطرح بوده و استاد در خصوص آنها احساس تکلیف کردند، امروز به آن صورت وجود ندارد
و سالبه به انتفاع موضوع است. مثلا مارکسیسم یک روزی برای متدینین مسئله اول بود اما
امروز دیگر مسئله نیست. استاد مطهری در همان زمان وظیفه خودش را انجام داده. با
اینکه موضوعات تحول پیدا می‌کند اما هنوز هم آثار مطهری تماما مفید است اما مفیدتر
و مهم تر از آن آثار، روش استاد مطهری است. درخصوص آثار استاد مطهری، بعضی آثار
ایشان کهنه می‌شود و موضوعیت خود را از دست می‌دهد اما روش استاد مطهری هیچ وقت
کهنه نمی‌شود. میراث مهم مطهری نوع نگاه او به مسائل است. در یک جمله، مطهری یک
متفکر دینی عقل گرا بود.

وی با تاکید
بر جنبه عقل گرایی شهید مطهری افزود: قبل از بحث از عقل گرایی شهید مطهری لازم است
عرض کنیم که مطهری یک مومن خالص مخلص متعبد متهجد بود. هیچ اهل شذوذاتی که برخی
روشنفکران دینی مطرح می‌کنند و خروج از دایره شریعت را توجیه می‌کنند نبود. مطهری
مسلمان شیعه‌ای تمام عیار بود. با اینکه استادِ درجه اول فلسفه بود وقتی منبر می‌رفت
مثل یک روضه خوان حرفه‌ای روضه می‌خواند.  از لحاظ محبت اهل بیت و آنچه از یک مسلمان
انتظار می‌رود، استاد مطهری در بالاترین سطح بود.

وی در ادامه
اظهار کرد: محور اصلی تفکر او عقل گرایی بود. همین عقل گرایی سبب شد در میان معارف
مختلف اسلامی مانند فقه، عرفان و … بیش از همه در فلسفه کار کند. به تعبیری، بزرگراهی
که مطهری در آن تردد می‌کرد فلسفه بود. کنار این بزرگراه ۲ خط فرعی بود که شامل
بحث‌های حقوقی، فقه، مباحث اجتماعی و … می‌شد. در کل، معیار کار او فلسفه بود.
حال پرسش این است که شهید مطهری به چه معنا عقل گرا بود؟ وی معتقد بود اسلام دینی
عقلانی است و خداوندِ حکیم، هیچ حُکمی را بدون حکمت صادر و وضع نمی‌کند. استاد
مطهری یک اعتماد عمیق به حکیمانه بودن شرع و شریعت داشت. دین را اینگونه می‌فهمید.
نه تنها در اصول دین که وظیفه هر مسلمانی است که با عقل خود آن را بفهمد، بلکه در
فروع و احکام فقهی و واجبات و محرمات نیز باور داشت یک حکمتی در بن احکام دینی
حضور دارد. این نگاه مطهری بود. البته این بدین معنا نیست که می‌توانیم حکمت همه
احکام را درک بکنیم. ممکن است حکمت خیلی از احکام را بدانیم ولی حکمت برخی احکام
از نظر ما پوشیده باشد. ولی نسبت به آنهایی هم که حکمتش را نمی‌دانیم، معتقدیم که
حکیمانه است. به عنوان مثال ما به یک طبیبی اعتقاد داریم و به دلایلی قائلیم که او
حکیم است. وقتی این طبیب نسخه می‌نویسد، برخی موارد را برای ما توضیح می‌دهد و
برخی را توضیح نمی‌دهد یا اینکه توضیح می‌دهد اما ما آن را فهم نمی‌کنیم. اما ما
هر دو را قبول داریم و نمی‌گوییم اینها گزاف است. بنابر این به اعتبار مرجع تجویز،
همه را معقول می‌دانیم.

وی در ادامه
در توضیح عقل گرایی استاد مطهری بیان کرد: استاد مطهری در مقام دفاع از شریعت
مبنایش استناد به عقلانیت احکام بود. با همین مبنا می‌توانست با طبقات مختلف
ارتباط برقرار کند. مطهری تا وقتی در حوزه بود در چهارچوب فضای حوزه یک گفتمان
داشت. وقتی وارد دانشگاه شد، در فضای ملتهب آن روز دانشگاه که متأثر از افکار گوناگون
بود دیگر نمی‌توانست با دانشجویان و روشنفکران با استناد به نقل صحبت کند. وی در
آن زمان، با گفتمان عقلی ارتباط برقرار کرد. ایشان وقتی فلسفه حجاب را می‌نویسد به
احکام شرعی استناد می‌کند اما کل کتاب در باب بیان حکمت حجاب است. مطهری با اذعان
به این نکته که حجاب، یک حکم مسلّم اسلامی است، به بررسی فواید و آثار حجاب و
مضرات ترک آن سخن می‌پردازد. این شیوه اوست.

حدادعادل در
خصوص اهمیت پرداختن به این موضوع گفت: این موضوع، امروز مسئله ماست. چرا که یک
بینشی در غرب نسبت به دین هست به نام سکولاریسم. این سکولاریسم لزوما به معنی نفی
دین نیست. چه بسا یک نفر معتقد به دین باشد اما سکولار باشد. سکولاریسم با
لیبرالیسم در ارتباط است. در لیبرالیسم همه آزادند در این که اعتقاد به دین داشته
باشند یا نداشته باشند. آن افرادی که به دین معتقدند باید بدانند این اعتقاد، یک
امر شخصی و قلبی است؛ یک ارتباط طولی بین انسان و خدا. اگر کسی دوست دارد با یک
حقیقت مطلق نیایش کند، کلیسا روزهای یکشنبه دایر است و کشیش هم حضور دارد و او را
متوجه مبدأ اعلا می‌کند. اثر این اعتقاد هم به صورت التزام به اخلاق نمود پیدا می‌کند.
سکولاریسم، فقط و فقط موضوع دین را ایمان می داند و آن را مرتبط با ذوق تصور می‌کند.
اما در این نگاه، حساب دین از حساب عقل جداست. نگاه سکولارها به دین چیزی شبیه
نگاه به هنر است. مثلا گرچه شعر یک چیز خوبی است اما کسی از شاعر توقع ندارد
سخنانش بیان واقع باشد. شاعر بیان حال خودش را می‌کند. المعنا فی بطن الشاعر.

کتابی در سال
۷۹ از یک کشیش که جزء نمایندگان سرسخت سکولاریسم بود منتشر شد به نام دریای ایمان.
آن کشیش در این کتاب گفته بود اگر در کتاب مقدس از وجود دنیای دیگری بعد از این
دنیا سخن گفته و گفته آخرتی هست و… این گزاره‌ها را نباید واقع گرا دانست. این
گزاره‌ها بیان واقع نیست. اینها برای این گفته شده که در شما یک حالی ایجاد کند که
اخلاقی عمل کنید. این یک برشی از سکولاریسم است.

وی با اشاره
به وضعیت کنونی جوامع سکولار غربی اظهار کرد: الان تلقی از دین در اروپا و آمریکا
اینطور است. در آمریکا بیش از اروپا مردم به کلیسا می‌روند. بنده ۲۴ سال پیش در
سفری که به نیویورک داشتم مشاهده کردم در روز یکشنبه در یک بخشی از نیویورک،
جمعیتی که به کلیسا می‌روند چند برابر جمعیتی است که در ایران به نماز جمعه می‌روند.
اما در جامعه سکولار می‌گویند شما عبادت کردی خوب است اما وقتی وارد زندگی اجتماعی
شدی حساب دین از امور اجتماعی جداست. حساب دین از امور سیاسی جداست. به عبرات فنی
تر، سکولارها حرفشان این است که مسائل اجتماعی، موضوع دین نیست. جنگ و صلح موضوع
دین نیست، حقوق و آموزش و پرورش و … موضوع دین نیست. سکولارها به شریعت نگاه
حداقلی دارند. می‌گویند پیروان ادیان آزادند دستوراتی که در ادیان آنها داده شده
است را رعایت کنند. مثلا در هند، گاو محترم است و خوردن گوشت آن حرام است. حالا
مردم هندوستان می‌توانند گیاه خوار باشند. مسلمان و یهودی می‌توانند از ذبیحه غیر
منطبق با شریعت خود پرهیز کنند. اما دیگر حق ندارند بگویند آن چیزی که در دین من
واجب است یا حرام است باید قانون اجتماعی شود. حساب مسائل اجتماعی از دین جداست.
تکلیف این مسائل را قانون تعیین می‌کند. قانون در پارلمان کشور توسط گروهی از
نمایندگان مردم یا به عبارتی توسط خِرَد جمعی مورد تصویب قرار می‌گیرد. اگر
پارلمان تصویب کرد همجنس‌گرایی مجاز است، این عمل مجاز شمرده می‌شود. الآن پاپ در
اروپا جاه و جلالی دارد. در شهر رم، واتیکان قلمرو سلطنت پاپ است. پاپ از لحاظ
تشریفات سیاسی بالاتر از روسای کشورهاست. همه کشورها نزد واتیکان سفیر دارند و
واتیکان هم در تمام کشورها سفارت دارد. این تشریفات را روحانیت و مرجعیت شیعه
ندارد. اما در همین شهر رم اگر قانون ایتالیا سقط جنین را مجاز بداند، پاپ حق ندارد
بگوید مسیحیت این را جایز نمی‌داند پس انجام آن مجاز نیست.

وی در توضیح
ارتباط سکولاریسم با بحث عقل گرایی شهید مطهری گفت: مبنای نگاه سکولارها به دین
این است که نگاه به دین نباید چنین باشد که به گزاره‌ها و احکام دینی به مثابه
احکامی معقول و حکیمانه نگاه شود. این قانون است که باید معقول باشد. معقولیت آن هم
توسط خرد جمعی تضمین می‌شود. این در حالی است که ما می‌گوییم قانون خدا عقلانی تر
از قانون بشری است. ما اگر معتقد شدیم وحی در کار است آن را حکیمانه تر از احکام و
قوانینی می‌دانیم که بشر وضع می‌کند. شهید مطهری استدلال می‌کرد که حکم دینی
عقلانی تر است. شما در احادیث ائمه این تعلیل عقلانی دین را می‌بینید. در نهج
البلاغه بخش حکمت‌ها یک بخشی است که حضرت علی (ع) می فرماید: فرض الله الایمان
تطهیراً من الشرک و …. . در این روایت حضرت امیر حدود ۳۰ تا از واجبات و محرمات
را ذکر می‌کند و فایده هر کدام را می ‌فرماید. حتی فلسفه امامت را مطرح می‌کند. این
در حالی است که از نظر سکولاریسم دین انتخاب فرد است. مثل اینکه به شما بگویند به
چه رنگی علاقه داری. این یک امری شخصی است، بحث عقلانی نیست. پادزهر این نوع نگاه
سکولار به دین، عقلانیت است. اگر اسلام گفته ربا حرام است این آثار وضعی اجتماعی
دارد. به این دلیل می‌گوییم قوانین مجلس نباید مغایر شرع باشد.



حدادعادل در مقام جمع بندی سخنان خود گفت: کتاب‌های
مطهری را بخوانید و در کنار آن فوایدی که هر کدام به اعتبار موضوع خود دارد، روش
عقلانی شهید مطهری را هم انتزاع کنید و بدانید مهم ترین چالش در برابر حکومت دینی
و جمهوری اسلامی در عرصه فکری بحث سکولاریسم است.