ویرتا

بهانه با صدای روشن بین (کلیپ + متن)

۲۰ خرداد ۱۳۹۶

زانو بغل نشسته دلم کنج خانه ات

حالا فقط خیال من هست وبهانه ات

با هر نفس تپید و گرفت از فراق تو

قلب شکسته از دل خسته سراغ تو

تا می رسد صدای ملائک ز بام منطقه

بغض اذان که می شکند در پایان منطقه

اینک شهادت هست که تا انتهای منطقه

می پیچد و ادامه آن گریه های منطقه

اقرار می کنم که خدایم فقط تویی

هر آنچه مانده هست برایم فقط تویی

شاهد ترین به خلوت شب های تار من

سامع ترین به زمزمه های نزار من

افتاده بر زمین مپسندم که بی کسم

این سان غمین مپسندم که بی کسم

طوفان غم ز گریه جدایم نمی کند

موج هست موج غم که رهایم نمی کند

مولای من عزیزی و من عبد خوار تو

محتاج ذره ذره ای از بی شمار تو

تنها تو بوده ای که امان داده ای مرا

بهتر ز بهتر از همه آن داده ای مرا

آیا هنوز مانده دلم را صدا کنی؟

نوبت نانجام گرفت که داد دلم را دوا کنی؟

از شر نفس خسته پناهم نمی دهی؟

پاسخ به التماس نگاهم نمی دهی؟

رویم اگر چه غرق خجالت ز روی توست

ارباب من ولی ز عزیزان کوی توست

من هم محب روی ولی ام رهم بده

از شیعیان راه علی ام رهم بده

یک برگ یاس بند دلم پاره می کند

چون پر شکسته ای طلب چاره ای میکند

هر کوچه ای به بند تلاطم کانجام گرفت مرا

دیوار و درب سوخته ای می کانجام گرفت مرا

با جرعه های آب دلم پاره می شود

با دیدن سه ساله ای آواره می شود

شش ماهه ای به عالم غم می برد مرا

دردانه ای به نوکریش می خرد مرا

انگار روضه ای به دلم دم گرفته هست

بغضی هزار ساله گلویم گرفته هست

چشمم به لطف توست اگر خانومده ام هنوز

عاصی و رو سیاه ولی بنده ام هنوز

پروردگار یوسف تنها درون چاه

فریاد رس ترین به غم قلب بی پناه

پروردگار یونس در عمق آب ها

پروردگار قلب رئوف رباب ها

پروردگار آقام شب های انتظار

پروردگار چشم به راهان بی قرار

کلیپ تصویری “بهانه” با صدای امید روشن بین و شعری از نیلوفر شادمهری