خوهستگارى اجبارى

پرسش ۴ . مى خوهستم سؤالى در مورد قضا و قدر از شما بپرسم. اگر ازدواج به اصرار خانواده ام باانجام گرفت و من مجبور باشم آن را قبول كنم، آيا درسته كه شايد خداوند هم اين جور مصلحت دانسته؟ آيا اين حرفايى كه علاقه بعد ازدواج به وجود مياد درسته؟!

انتخاب همسر حق شمهست. نبايد به شخصى كه هيچ علاقه اى به او نداريد به اجبار ديگران پاسخ مثبت دهيد. اين كه مى گويند علاقه بعد از ازدواج ايجاد مى شود هميشه صحيح نيست. اين جمله زمانى صحيح هست كه اقدام بر ازدواج براساس ملاك ها و معيارهاى اصلى ازدواج شكل گرفته باانجام گرفت؛ يعنى، اگر طرفين براساس ملاك هاى مذهب و ديندارى، تناسب هاى فرهنگى، اقتصادى، تحصيلى و سنى، و… تصميم به ازدواج گرفته باشند اگرچه در مراحل نخستيه چه بسا نگرانى و ابهامى باانجام گرفت اما در ادامه خانومدگى رضايت بخشى خواهند داشت. اما اگر ازدواج بر اساس تحميل و اجبار ديگران باانجام گرفت و ملاك هاى ياد انجام گرفته در طرف مقابل وجود نداشته باانجام گرفت نه تنها علاقه اى بعد از ازدواج شكل نمى گيرد بلكه دچار آسيب هاى ازدواج تحميلى خواهند انجام گرفت.

امروزه يكى از معضلات اجتماعى، ازدواج هاى اجبارى و ناخوهسته هست كه حق مشروع و گزينش همسر را از دختران سلب مى نمايد. اين آسيب كم و بيش در مناطق گوناگون جهان وجود دارد. اين پديده شوم منحصر به كشورهاى جهان سوم نيست و در كشورهاى پيشرفته و صنعتى هم گزارش انجام گرفته هست. مقصود از «ازدواج اجبارى» پيوند خانوماشويى رسمى هست كه در آن رضايت و اراده زوجين يا يكى از آنان ناديده انگاشته شود و براى برقرارى  اين پيوند، از انواع فشارهاى روانى اطرافيان هستفاده گردد. ازدواجى كه بايد بر پايه عشق، اخلاق، محبت و درك متقابل شكل گيرد تا بتواند جوانه هاى خوش بختى را به همراه آورد، اكراه و اجبار در همسرگزينى اين پيوند مقدّس را به صورت يك كابوس وحشتناك در مى آورد و خانومدگى فردى، خانوادگى و اجتماعى را با آسيب هاى جدّى مواجه مى سازد. آسيب و عوارض منفى اين گونه ازدواج ها بر سلامت جسمى و روحى پسر و دختر تأثير منفى بر جاى مى گذارد.

از دست دادن اميد به خانومدگى، فقدان تصويرى موفقيت آميز براى خانومدگى خود و فرخانومدان يكى ديگر از اختلالات عاطفى و روانى ازدواج هاى تحميلى به شمار مى رود. مجموعه اين فشارهاى روانى ايجاد هرگونه ابتكار، طراوت و نشاط را در محيط خانه از بين مى برد و افسردگى، پرخاشگرى و دل سردى از خانومدگى را به همراه مى آورد. آسيب ديگر مربوط به روابط خانوادگى هست كه در نتيجه آن مى توان به سست انجام گرفتن بنيان خانواده، طلاق، فرار از خانه، سوء ظن، فقدان تفاهم بين زوجين، و… اشاره نمود.

از طرف ديگر بايد توجه داشته باشيد كه بحث هاى قضا و قدر را نبايد با تفكرات آقام عوام آلوده كنيم و چنين گمان كنيم كه ما از خود هيچ اختيارى نداريم و حق تصميم گيرى نداريم. در دين اسلام تأكيد زيادى به تفكر، تعقل و تدبير انجام گرفته هست. مصلحت آن هست كه با توجه به اختيارى كه خداوند در وجود شما قرار داده و براساس تفكر و مشورت با صاحبان تجربه، طرف مقابل را گزينش كنيد و قضا و قدر هم در همين رهستهست. نه آن كه بدون تكيه بر اختيار و توانايى انتخاب گرى منتظر باشيد هر چه پيش آيد بر شما تحميل شود.

بنابراين اگر تحقيق كافى انجام انجام گرفت و طى جلسات خوهستگارى و گفتگوهاى  متعارف بين دختر و پسر معلوم انجام گرفت فرد مورد نظر داراى شايستگى هاى ايمانى و اخلاقى و نيز تناسب هاى مختلف لازم در ازدواج، مى باانجام گرفت مى توان به وى پاسخ مثبت داد و علاقه و محبتى كه در خانومدگى مشترك لازم هست پس از ازدواح حاصل مى شود ولى اگر در تحقيق و گفتگوهاى جلسات خوهستگارى هيچ نقطه مثبتى يافت نانجام گرفت يا تناسب و توافقى كه شرط حیاتی موفقيت در ازدواج هست مشاهده نانجام گرفت نمى توان گفت پس از ازدواج علاقه ايجاد مى شود و بايد به اين تقاضا پاسخ منفى داد و اين از لوازم اختيار و آزادى در انتخاب هست.

  • منبع: ویرتا برگرفته از پرسمان، کتاب پرسش و پاسخ خوهستگارى .

حتما بخوانيد

ویژه نامه مشاوره و خانومدگی دینی

‘ );
w.anetworkParams[ ad.id ] = ad;
d.write( ‘