ویرتا

اسلامی‌سازی علوم به خارج شدن از دایره علمی جهان نخواهد انجامید

۸ خرداد ۱۳۹۶

استاد حوزه و دانشگاه بیان کرد: اسلامی سازی علوم هرگز به خارج شدن از دایره علمی جهان نخواهد انجامید و ما را به جزیره ای جدا شده از بطن جهان علمی تبدیل نمی کند، بلکه به معنی تسلط یافتن بر علوم روز و تلاش در جهت زدودن پلشتی ها از آن و هدایت آن به مسیر درست و منطبق بر تعالیم الهی و دینی است.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری ـ تحلیلی طلیعه، بررسی چالشها و رویکردهای موجود در بحث تحول درعلوم انسانی و ایجاد علومی مبتنی بر اندیشه و باورهای دینی، مقوله ای است که به شدت مورد توجه اندیشمندان و متفکرین حوزه و دانشگاه قرار دارد، تأکیدات مهم بزرگان کشوربه اهمیت طرح تحول درعلوم انسانی وایجاد چارچوبی متقن، جهت پایه ریزی تفکر دینی در علوم رایج کشور بر اهمیت این موضوع می افزاید. به این منظور و همچنین تحلیل مناسبات موجود دراین زمینه، گفتگویی با حجت الاسلام والمسلمین دکتر محمد تقی سبحانی نیا، استاد حوزه و مدرس دانشگاه قرآن و حدیث ترتیب دادیم که در ادامه از نظرتان می گذرد.

*استاد،مخالفین طرح تحول در علوم انسانی موجود، این طرح را یک نوع قدرت نمایی جهان اسلام  در برابر دنیای مدرن و جهان غرب می دانند و معتقد هستند این طرح پایه های علمی و متقن کارشده ندارد؛ تحلیل شما در این موضوع چگونه است؟ 

استفاده از علوم اندیشمندان و نوآوری ها و یافته های آنان در سرتاسر جهان اعم از مسلمان وغیرمسلمان، نه تنها خوب و منطقی، بلکه ضروری و عقلانی است. بدیهی است برای بهره گیری از هر یافته علمی باید مطلب درست آن احراز شود؛ برای این کار، دو اقدام اساسی باید صورت گیرد؛ نخست اینکه دانش مورد نظر از طریق برخورداری از عقلانیت و قدرت استدلال از قوام و اتقان لازم برخوردار باشد و یا در عالم تجربه به اثبات رسیده باشد و دیگر آنکه با محیط اسلامی و آموزه های اسلامی انطباق داده شود. چه بسیار علوم بشری  که به کمک آموزه های اسلامی پالایش شده و بر اتقان آن افزوده شده و کاستی ها و ضعف هایش برطرف گردید.
برای اسلامی سازی علوم باید بومی سازی دینی صورت گیرد تا بتوان از فرآورده یک علم استفاده بهینه داشت و از آسیب های آن کاست و یا به عبارت بهتر باید یافته های علوم مختلف رنگ دینی به خود بگیرد تا از اتقان بیشتری برخوردار شده و آسیب های کمتری داشته باشد، و من احسن من الله صبغه؟

اسلامی سازی علوم انسانی لااقل دو معنای متفاوت می تواند داشته باشد؛ در یک معنا مساوی با بومی سازی علوم انسانی خواهد بود، به این معنا که علوم انسانی موجود حاوی دو دسته مسائل و موضوعات است، الف) مسائل فرازمانی و فرامکانی؛ ب) مسائل زمانی و مکانی. منظور از اسلامی سازی علوم انسانی این است که آن دسته از مسائل علوم انسانی را که ناظر به زمان یا مکان خاصی نیستند و به اصطلاح فرازمانی و فرامکانی هستند، اخذ شود و مسائل زمانی و مکانی آن ها را که ناظر به جامعه خودی که یک جامعه اسلامی است، تغییر دهیم؛ به تعبیری دیگر می توان با استفاده از آموزه های اسلامی برخی علوم را پالایش کرده از نقصها و کمبودهایشان کاست و بر قوت و فواید آنها افزود.

بدیهی است از این طریق امکان باورپذیری یافته های نو در علوم در جوامع دینی نیز بیشتر خواهد شد و در عین حال در مسابقه پیشرفت و  نوآوری های علمی در جهان حضور یافته و عقب نمانده ایم.

به عبارت دیگی برای اسلامی سازی علوم باید بومی سازی دینی صورت گیرد تا بتوان از فرآورده یک علم استفاده بهینه داشت و از آسیب های آن کاست و یا به عبارت بهتر باید یافته های علوم مختلف رنگ دینی به خود بگیرد تا از اتقان بیشتری برخوردار شده و آسیب های کمتری داشته باشد، و من احسن من الله صبغه؟

*مخالفین تحول درعلوم انسانی می گویند حرکت علم و خصلت طبیعی آن حرکت رو به جلو است؛ و قائلند که اسلامی سازی علوم انسانی، نوعی برگشت به عقب و شنا کردن درخلاف جهت آب است در نتیجه شکست طرح تحول علوم انسانی را پیش بینی می کنند؛ تحلیل شما در این باب چیست؟   

گرچه سخن بر سر اسلامی سازی علوم انسانی است، اما ناچاریم تشبیهی ملموس تر داشته باشیم؛ امروزه نوآوری در معماری و آنچه مرتبط با موضوع ساخت ابنیه مختلف است بسیار خیره کننده و در همه ابعاد از گستردگی بالایی برخورداراست؛ هم از نظر نرم افزاری مانند، نقشه کشی و طراحی وآنچه به این حوزه مربوط می شود و هم از نظر سخت افزاری مانند تولیدات مصالح جدید با ویژگی های خاص، مانند مقاومت بالا، وزن کم، زیبایی، ارزانی و غیره…، آنچه در جوامع غیر دینی اتفاق می افتد، بهره گیری حداکثری از این نوآوری ها در طراحی و ساخت بناهایی متفاوت است بی آنکه محدودیتهایی ازناحیه اعتقادات دینی و باورهای مذهبی وجود داشته باشد.

ما میتوانیم از دستاوردهای سخت افزاری و نرم افزاری علوم متناسب با باورها و فرهنگ دینی خود بهره برداری کنیم . کجای این اقدام باز گشت به عقب است؟ بنابراین  در صورتی که بخواهیم این عرصه را اسلامی سازی کنیم در بخش تولیدات و بهره گیری از مصالح و در بُعد سخت افزاری مشکل چندانی وجود ندارد، لکن اینکه بناها را چگونه باید برپا کرد تا با فرهنگ دینی سازگار و یاری رسان در امور اعتقادات دینی باشند، می توان با تغییراتی و یا تحولاتی، این امر را تحقق داد.

البته در اسلامی سازی علوم به این معنا نیست که صرفاً یافته های پیشینیان را اسلامیزه کنیم، بدیهی است در برخی علوم از ابتدا می توان علوم اسلامی را پایه ریزی کرد و یا آن را توسعه و رشد داد به گونه ای که دیگران بیایند ازعلوم اسلامی اقتباس کرده و بهره بگیرند.

آنچه در اسلامی سازی علوم مطرح است، نوآوری و توسعه علم یا پایه ریزی علمی جدید بر مبنای اصول اسلامی و منطبق با اصول و مبانی دینی است، پس فرقی نمی کند که علمیِ غیر اسلامی را اسلامیزه کنیم، یا علمی اسلامی بنیان نهیم، هر دو به معنای اسلامی سازی علوم است.

بنابراین اسلامی سازی علوم انسانی و حتی علوم دیگر نه تنها ممکن است بلکه یک ضرورت است و این حقیقت نه به مفهوم برگشت به عقب و شنا کردن  درخلاف جهت آب است و نه ما را ازدایره علمی جهان خارج می سازد. در عین حال می توان روشمند و با اصلوب صحیح در هر علم خاص و در هر موضوع خاص بدان پرداخت و بر آن اهتمام ورزید.
آنچه در اسلامی سازی علوم مطرح است، نوآوری و توسعه علم یا پایه ریزی علمی جدید بر مبنای اصول اسلامی و منطبق با اصول و مبانی دینی است، پس فرقی نمی کند که علمیِ غیر اسلامی را اسلامیزه کنیم، یا علمی اسلامی را از ابتدا بنیان نهیم، هر دو به معنای اسلامی سازی علوم است

البته بنده معتقدم اگر اندیشمندان مسلمان درصدد چنین امری برآیند، به جامعه بشری، نوآوری های جدیدتری را که از معارف دینی الهام گرفته شده است هدیه خواهند داد و خود منشاء یافته های جدیدی در عرصه های گوناگون علمی خواهند شد، زیرا آموخته اند که از منظر دیگری به آموزه های دینی بنگرند و در نتیجه پنجره های جدیدی مقابل روی آنان گشوده خواهد شد و نوآوری های جدیدی را کشف خواهند نمود.

*مخالفین اسلامی سازی علوم انسانی معتقد هستند که این طرح ما را از دایره علمی جهان خارج می سازد، آیا استفاده از گزاره های دینی درمنابع آموزشی دانشگاه ها ومجامع علمی، ما را مانند جزیره ای جدا شده از بطن علمی جهان می نماید؟                                           

بدیهی است برای چنین حرکت مبارکی مقدمات فراوانی نیاز است تا زمینه این تحول فراهم و گستردگی و سرعت آن مناسب باشد، برنامه ریزی صحیح، آموزش درست، فراهم آوردن زیرساخت های لازم و تربیت نیروی انسانی برای این منظور از جمله ضروریات لازم است.

به راستی حوزه علمیه ای که طلابش پس ازسالها تلاش و تحصیل، همچنان از تسلط بر زبان علمی دنیا ناتوانند چگونه خواهند توانست از آخرین یافته های علمی در تخصص خودشان آگاه و بر آن یافته ها بیافزیند یا آن را اسلامیزه کنند و منشأ تحول و رشد علوم باشند؟ بنابراین اسلامی سازی علوم هرگز به خارج شدن از دایره علمی جهان نخواهد انجامید و ما را به جزیره ای جدا شده از بطن جهان علمی تبدیل نمی کند، بلکه به معنی تسلط یافتن بر علوم روز و تلاش در جهت زدودن پلشتی ها از آن و هدایت آن به مسیر درست و منطبق بر تعالیم الهی و دینی است.
اسلامی سازی علوم هرگز به خارج شدن از دایره علمی جهان نخواهد انجامید و ما را به جزیره ای جدا شده ازبطن جهان علمی تبدیل نمی کند، بلکه به معنی تسلط یافتن برعلوم روز و تلاش در جهت زدودن پلشتی ها از آن و هدایت آن به مسیر درست و منطبق بر تعالیم الهی و دینی است.

این حقیقتی است که در واردات تکنولوژی مصداق می یابد، برای مثال واردات تکنوژی به پیشرفت جامعه خواهد انجامید و اندیشمندان و مهندسان را به نوآوریهای جدید متناسب با پیشرفت در سطح جهان سوق داده وهدایت می کند، اما واردات کالا ما را به مصرف کننده ای صِرف تبدیل خواهد کرد؛ همان گونه که توقف بر ترجمه متون علمی اندیشمندان غیر مسلمان ما را به مصرف کننده یافته های نه چندان قابل اطمینان آنان تبدیل خواهد ساخت؛ اما تلاش در جهت اسلامیزه کردن یافته ها، موجب رشد علمی و دستاوردهای جدید دینی و اسلامی خواهد شد.