ویرتا

آثار بعثت پیامبر برای جهانیان | هدانا

۶ اردیبهشت ۱۳۹۶

آثار بعثت پیامبر برای جهانیانReviewed by مهدي يوسف وند on Apr 25Rating: 3.0

خداوند براى هدايت نوع بشر و رساندن انسان‏ ها به كمال مطلوب و سعادت جاويدان، پيامبران و رسولانى فرستاده است،[۱] پيامبرانی از جنس خود ما (نه فرشته يا موجود ديگرى)،[۲] تا تربيت كننده و تربيت شونده داراى خلقت مشابه و شرايط مساوى در زندگى باشند.[۳]زیرا فرشته‏ تنها مى‏ تواند به‏ انسان‏ تذكراتى بدهد و مسائلى را كه نمى‏داند براى عقل او روشن سازد، اما هرگز نمى‏ تواند در قلمرو غرايز و اميال او نفوذ كند، زيرا او از كنترل و رهبرى آنها به كلى عاجز است.[۴]

چه اين‏كه اگر انبیاء الهی را نمى‏ فرستاد هدف آفرينش بشر حاصل نمى ‏شد، و انسان ‏ها در گرداب گمراهى غوطه ‏ور مى‏ شدند و نقض غرض لازم مى‏ آمد: «رسلا مبشرين و منذرين لئلا يكون للناس على الله حجة بعد الرسل و كان الله عزيزا حكيما؛ پيامبرانى (را فرستاد) كه بشارت دهنده و بيم ‏دهنده بودند، تا حجتى براى مردم بر خدا باقى نماند (و راه سعادت را به همه نشان دهند و بر همه اتمام حجت شود) و خداوند توانا و حكيم است».[۵]،[۶]

بدین ترتیب از ميان آنها پنج نفر «اولواالعزم» يعنى «صاحب شريعت و كتاب آسمانى و آيين جديد» بودند كه نخستين آنها «نوح» عليه السلام سپس «ابراهيم» و «موسى» و «عيسى» عليهم السلام و آخرين آنها «حضرت محمد» صلى الله عليه و آله است.[۷]

اهمیت و ضرورت بعثت پیامبران

بدیهی است دلائل لزوم‏ بعثت‏ پيامبران از سوى خدا باید به دقت مورد بررسی قرار گیرد که می توان آن را به سه دلیل منحصر ساخت:[۸]

نیاز به تعلیم

بی شک براى رسيدن به هدف آفرينش‏ (پرورش و تكامل وجود انسان در جهات مختلف)، نیاز به تعليمات جامع و صحيح كه خالى از هر گونه اشتباه و متكى به واقعيات زندگى است ضروری است، تحقق این مهم جز از طريق‏ وحى و تعليم پيامبران الهى‏ كه مستقيماً با مبدأ جهان آفرينش ارتباط دارند ممكن نيست. آرى تنها در سايه تعليمات پيامبران خداست كه مى‏توانيم از يك طرف نقايص معلومات خود را بر طرف سازيم و از طرف ديگر، اشتباهات خود را اصلاح نماييم، و به معلومات صحيح خود با تأييد آنها اطمينان خاطر پيدا كنيم.[۹]

نياز به رهبرى در زمينه ‏هاى اجتماعى و اخلاقى‏[۱۰]

ما براى تربيت اخلاقى نياز به مربى داريم، نياز به «الگو» و «اسوه» كه طبق اصل «محاكات» از گفتار و رفتار او سرمشق بگيريم.[۱۱]

در این بین تربيت، بيشتر جنبه عملى دارد، تا جنبه علمى. بايد مربى به اعماق دل و جان کسانی که تحت تربيت او هستند  نفوذ کند و به تعديل و پرورش غرايز آنها بپردازد.[۱۲]

بنابراين مربى علاوه بر كامل بودن، باید مورد اطمينان و علاقه نيز باشد تا افرادى كه مى‏ خواهند در سايه او تربيت شوند بر اساس اصل‏ محاكات‏ به سرعت تحت تأثير او قرار گيرند و اين ممكن نيست مگر اينكه از ناحيه يك مبدأ مطمئن و غير قابل ترديدى، كامل بودن‏ آن مربى از تمام جهات، تضمين شده باشد.[۱۳]

حال آيا چنين كسى جز پيامبر معصوم‏ كه از طرف آفريدگار جهان به عنوان مربى و راهنما تعيين شده و علاوه بر علم سرشار، از هر گونه گناه و انحراف و خطا مصونيت دارد مى‏ تواند باشد؟[۱۴]

نياز به وجود پيامبران از نظر طرح قوانين[۱۵]‏

هم چنین شکل گیری‏ اجتماع‏ ، وظایف افراد جامعه نسبت به  يكديگر و ضرورت قانون‏ را آشکار می سازد لذا مرجعى لازم است كه حدود، وظايف و حقوق افراد را مشخص كند. مرجعى باشد كه در موارد برخورد قهرى منافع، تكليف افراد را روشن كند. همچنين براى تعيين تكليف تصادم‏ هاى اشتباهى و حفظ و نگهدارى طبقات ناتوان و ضعيف‏ چاره اندیشی نماید.[۱۶]

از این رو شناخت کامل انسان، شکوفا سازی همۀ ظرفیت های انسان، پیش بینی حوادث و عکس العمل های لازم، اجتناب از منفعت طلبی شخصی و قومی، آگاهی از همۀ پیشرفت ها و سقوط های انسانی ، بهره گیری از حدأکثر مصونیت از خطا ، عدم مرعوبیت در برابر چالش ها و در عین حال بهره گیری از اوج مهربانی و دلسوزی از جمله ویژگی های اصلی شخص قانونگذار است؛ با این تفاسیر غير از خدا و كسى كه وحى الهى را دريافت مى‏دارد نمى ‏تواند قانون‏گذار خوب و جامعى باشد.[۱۷]

بدین ترتیب خدايى كه بشر را براى پيمودن راه تكامل آفريده، بايد كسانى را مأمور هدايت او كند تا قوانين آسمانى و جامع الاطراف الهى را در اختيار انسان‏ ها بگذارند؛ و مسلما هنگامى كه مردم بدانند قانون، قانون خداست با اعتماد و اطمينان بيشتر به آن عمل مى‏ كنند ؛ به تعبير ديگر اين آگاهى ضامن اجراى ارزنده ‏اى براى قوانين خواهد بود.[۱۸]

بعثت نبوی، حادثه ای عظیم در سرنوشت هدایت بشری

هدف از بعثت‏ انبياء و ارسال رسل، هدايت‏ جامعه بشرى است،[۱۹] بدین نحوكه مردم را بشارت و انذار دهند و حق در اعتقاد و عمل را روشن سازند و از اين طريق آنها را هدايت‏ كنند.[۲۰]

لذا غایت بعثت‏ پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم نیز هدايت‏ عموم انسان ها (در هر مكان و هر زمان تا پايان جهان) بوده است‏.[۲۱]

اين هدايت نیز در دو بعد انجام مى‏ شود: اول‏ هدايت به معنى ارائه طريق (نشان دادن راه) يعنى: همان چيزى كه وظيفه هر پيامبرى از پيامبران خدا است، دوم ايصال به مطلوب (رساندن به مقصود) است‏.[۲۲]

هدایت گرایی در بعثت پیامبر بزرگ  اسلام از دیدگاه قرآن کریم

خداوند در قرآن کریم به مقايسه ‏اى در ميان بعثت‏ پيامبر صلى الله عليه و آله و مخالفت زورمندان عرب، و قيام موسى بن عمران در مقابل فرعونيان پرداخته، مى‏ فرمايد: «ما پيامبرى به سوى شما فرستاديم كه گواه بر شماست، همان گونه كه به سوى فرعون رسولى فرستاديم» (انا ارسلنا اليكم رسولا شاهدا عليكم كما ارسلنا الى فرعون رسولا).[۲۳]،[۲۴]

هدف او، هدايت شما و نظارت بر اعمال شماست، همان گونه كه هدف موسى بن عمران، هدايت فرعون و فرعونيان و نظارت بر اعمال آنها بود.[۲۵]

بعثت نبوی و هدایت بشری در کلام امام علی(علیه السلام)

در تبیین این مسأله باید به گفتارى از اميرمؤمنان على عليه السلام كه عصر اسلام و جاهليت هر دو را درك كرده تأمل نمود؛ آن حضرت در ترسيم عصر جاهليت و آثار بعثت پیامبر(صلی الله علیه و آله) در هدایت جوامع بشری فرمود:

«خداوند او را در زمانى فرستاد كه مدت‏ ها از بعثت‏ پيامبران پيشين گذشته بود و امت ‏ها در خواب عميقى فرو رفته بودند، فتنه و فساد جهان را فرا گرفته بود و اعمال خلاف ميان مردم منتشر شده بود، آتش جنگ زبانه مى‏ كشيد و دنيا بى فروغ و پر از مكر و فريب گشته بود، اين در حالى بود كه برگ‏ هاى درخت زندگى به زردى گراييده و به ثمره زندگى اميدى نبود آب حيات زندگى انسانى به زمين فرو رفته و آثار هدايت فرسوده شده، پرچم ‏هاى هلاكت و بدبختى آشكار گرديده و دنيا با قيافه زشت و كريه به اهلش مى‏ نگريست، و با چهره عبوس با طالبانش روبرو بود، ميوه درختش فتنه، و طعامش مردار بود، در درون وحشت و اضطراب و در برون شمشير حكومت مى‏ كرد»[۲۶]،[۲۷]

در فرازی  ديگر از همان حضرت مى‏ خوانيم:

«خداوند محمد صلى الله عليه و آله را مبعوث ساخت تا جهانيان را بيم دهد و امين آيات او باشد در حالى كه شما ملت عرب بدترين آيين ‏ها را داشتيد و در بدترين سرزمين ‏ها زندگى مى‏ كرديد در ميان سنگ‏ هاى خشن و مارهايى كر و فاقد شنوايى (كه خطرناكترين مارها هستند) آب‏هاى آلوده مى‏ نوشيديد و غذاهاى ناگوار مى ‏خورديد، خون يكديگر را مى ‏ريختيد و پيوند خويشاوندى را قطع مى ‏كرديد- فرزندان را به دست خود كشته يا زير خاك پنهان مى‏ نموديد- بت‏ها در ميان شما برپا بود، و گناهان تمام وجود شما را گرفته بود»[۲۸]،[۲۹]

بعثت ، برانگیختن رسول حق و شکستن بت های باطل

بی شک ‏ پيروزى حق‏ بر باطل و روشن ساختن راه سعادت از جمله اهداف و انگیزه های بعثت است.[۳۰] لذا اسباب سعادت بشر با بعثت‏ پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و آيين پاكى كه او آورده فراهم می شود. تنها چيزى كه باقى مى‏ ماند پيمودن راه از سوى ماست كه آن هم با توكل بر ذات پاك او و استرشاد و تقاضاى راهنمايى از حق‏، ميسر مى‏ شود،[۳۱]

اين همان چيزى است كه از مهمترين اهداف بعثت‏ انبيا، طبق گواهى قرآن مجيد مى‏ باشد آن جا كه مى ‏فرمايد: « «لقد أرسلنا رسلنا بالبينات و أنزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط»؛ ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم و با آنها كتاب آسمانى و ميزان (شناسايى حق‏ از باطل و قوانين عادلانه) نازل كرديم، تا مردم قيام به عدالت كنند».[۳۲]،[۳۳]

از این جهت بعثت‏ پيامبر هم نعمت بزرگى از سوى خداوند بود و هم نمونه بارزى از رحمت واسعه حق‏، چرا كه صدها میلیون نفر از مردم جهان، در پرتو تعليماتش راه حق را پيدا كردند و به آن پيوستند.[۳۴] اینگونه است که قرآن کریم خطاب به پيغمبر صلى الله عليه و آله مى‏گويد: «قل إنى على بينة من ربي وكذبتم به ما عندى ما تستعجلون به إن الحكم إلا لله يقص الحق‏ وهو خير الفاصلين»؛ بگو من دليل روشنى از پروردگارم دارم ولى شما آن را تكذيب كرده ‏ايد. آنچه شما (از عذاب الهى) درباره آن شتاب مى‏ كنيد در اختيار من نيست حكم و فرمان تنها از آن خداست حق رااز باطل‏ جدا مى ‏كند و او بهترين جداكننده (حق از باطل) است».[۳۵]،[۳۶]

لذا خداوند در قرآن کریم[۳۷] به پيغمبر اسلام(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به نوعی دلداری می دهد كه تصور نكنند در  مبارزه گسترده حق‏ و باطل‏ تنها هستند.[۳۸]

هم چنین امير مؤمنان على عليه السلام  ،  بعثت‏ پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و آثار دعوت آن حضرت را در اظهار حق و از بين بردن باطل يادآور مى‏ شود و در مقام نتيجه‏ گيرى، اسلام را تنها آيينى مى‏داند كه عدم پذيرش آن، موجب بدبختى دنيا و آخرت است.[۳۹]

اجرای عدالت و نفی تبعیض نژادی در بعثت نبوی

مسأله عدالت‏ اجتماعى از جمله مولفه های مهم در بعثت انبیاء الهی است[۴۰]؛ البته همۀ اينها مقدمه ‏اى براى پيمودن راه، و كمالات معنوى، و قرب الى الله است.[۴۱]

لذا قرآن اصل عدالت‏ را به عنوان «هدف نهائى بعثت‏ پيامبران» پذيرفته و مى‏ گويد:« لقد أرسلنا رسلنا بالبينات و أنزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط؛[۴۲] پيامبران خود را با دلايل آشكار فرستاديم، و به همراه آنها كتاب آسمانى و قانون نازل گردانيديم تا مردم (جهان) عدالت را برپا دارند».[۴۳] بدين ترتيب نقش اساسى پيامبران از نظر اجتماعى همان اقامه اصول عدل و داد مى ‏باشد.[۴۴]

اینگونه است که  حضرت رسول صلى الله عليه و آله در مورد ملاك برترى انسان در ابتداى بعثت‏ فرمود: «لا فضل لعربى على عجمى ولا لعجمى على عربى، ولا لاحمر على اسود ولا لاسود على احمر الا بالتقوى‏؛ هيچ تفاوتى بين عرب و عجم و سياه و سفيد و سرخ وجود ندارد مگر به تقوا».[۴۵]،[۴۶]

اين همان چيزى است كه بشر امروزه به عنوان جامعه جهانى و تساوى همه قوميت ‏ها به دنبال آن است، و نتوانسته به آن عمل كند. در حالى كه اسلام اين مشكل را ۱۴۰۰ سال قبل حل كرده، و با صداى بلند گفته است: «يا أيها الناس إنا خلقناكم من ذكر وأنثى وجعلناكم شعوبا وقبائل لتعارفوا إن أكرمكم عند الله أتقاكم إن الله عليم خبير»؛ اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيره‏ها و قبيله‏ ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد؛ (اينها ملاك برترى نيست) گرامى‏ ترين شما نزد خداوند باتقواترين شماست، به يقين خداوند دانا و آگاه است».[۴۷]،[۴۸]

سخن آخر

در خاتمه باید گفت در آستانه انتخابات لازم است همه گروه ها به تبعیت از سفارش­ هاى پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) اهتمام ورزند تا حضور مردم يكپارچه، خالى از تنش و توأم با نظم باشد كه در اين صورت هم اسلام و هم نظام و هم كشور و هم ملّت قوى مى شوند زیرا  فضاى انتخابات بايد سالم و توأم با محبّت باشد.

اميدواریم با درايت و هوش و ايمان كه در ملّت سراغ داريم وصایا و آموزه های نورانی پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) را به گوش سپرده و حضور باشکوه و البته فضاى آرامى براى انتخابات داشته باشيم.[۴۹]

 

  • [۱] اعتقاد ما ؛ ص۲۹٫
    [۲] رهبران بزرگ ؛ ص۲۴٫
    [۳] همان ؛ ص۲۵٫
    [۴] همان.
    [۵] سوره نساء، آيه ۱۶۵٫
    [۶] اعتقاد ما ؛ ص۲۹٫
    [۷] همان.
    [۸] پنجاه درس اصول عقائد براى جوانان ؛ ص۱۵۶٫
    [۹] رهبران بزرگ ؛ ص۲۰٫
    [۱۰] پنجاه درس اصول عقائد براى جوانان ؛ ص۱۵۸٫
    [۱۱] همان.
    [۱۲] رهبران بزرگ ؛ ص۲۴٫
    [۱۳] همان.
    [۱۴] همان.
    [۱۵] پنجاه درس اصول عقائد براى جوانان ؛ ص۱۶۱٫
    [۱۶] رهبران بزرگ ؛ ص۳۲٫
    [۱۷] همان.
    [۱۸] همان.
    [۱۹] پيام قرآن ؛ ج‏۹ ؛ ص۳۱٫
    [۲۰] تفسير نمونه ؛ ج‏۲ ؛ ص۹۹٫
    [۲۱] پيام قرآن ؛ ج‏۷ ؛ ص۲۸٫
    [۲۲] همان ؛ ج‏۹ ؛ ص۳۱٫
    [۲۳] سورۀ مزمل؛ آیۀ۱۵٫
    [۲۴] برگزيده تفسير نمونه ؛ ج‏۵ ؛ ص۳۱۷٫
    [۲۵] همان.
    [۲۶] نهج البلاغه، خطبه ۸۹٫
    [۲۷] ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ؛ متن ‏وترجمه(ج‏۱) ؛ ص۲۱۳٫
    [۲۸]  نهج البلاغه، خطبه ۲۶٫
    [۲۹] پيام قرآن ؛ ج‏۸ ؛ ص۳۷۴٫
    [۳۰] پيام امام امير المومنين عليه السلام ؛ ج‏۷ ؛ ص۱۵۲٫
    [۳۱] همان ؛ ج‏۶ ؛ ص۲۷۰٫
    [۳۲] سورۀ  حديد، آيه ۲۵٫
    [۳۳] پيام امام امير المومنين عليه السلام ؛ ج‏۵ ؛ ص۵۰۴٫
    [۳۴] همان ؛ ج‏۴ ؛ ص۴۸۳٫
    [۳۵] همان ؛ ج‏۱۳ ؛ ص۵۳۸٫
    [۳۶] سوره «انعام»؛ آيه ۵۷٫
    [۳۷] «قل هو الرحمن آمنا به و عليه توكلنا فستعلمون من هو في ضلال مبين‏؛ بگو اوست‏ خداى بخشايشگر به او ايمان آورديم و بر او توكل كرديم و به زودى خواهيد دانست چه كسى است كه خود در گمراهى آشكارى است»؛(سورۀ ملک؛ آیۀ۶۹۹).
    [۳۸] تفسير نمونه ؛ ج‏۲۴ ؛ ص۳۵۷٫
    [۳۹] پيام امام امير المومنين عليه السلام ؛ ج‏۶ ؛ ص۲۶۳٫
    [۴۰] پيام قرآن ؛ ج‏۲ ؛ ص۲۷٫
    [۴۱] همان ؛ ج‏۷ ؛ ص۴۸٫
    [۴۲] سورۀحديد؛ آیۀ ۲۵٫
    [۴۳] قرآن و آخرين پيامبر : تجزيه و تحليل مستدل و گسترده اى درباره عظمت و اعجاز قرآن از دريچه هاى گوناگون ؛ ص۲۶۵٫
    [۴۴] همان.
    [۴۵]  ميزان الحكمه، ج ۱۱، ص ۴۸۱۷، باب ۴۱۶۳، ح ۲۲۳۹۸٫
    [۴۶] از تو سوال مى كنند(مجموعه سوالات قرآنى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله) ؛ ص۱۰۷٫
    [۴۷]. سوره حجرات، آيه ۱۳٫
    [۴۸] از تو سوال مى كنند(مجموعه سوالات قرآنى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله) ؛ ص۱۰۷٫
    [۴۹]  بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛درس خارج فقه؛ مسجد اعظم قم؛۱۳۸۶/۱۲/۰۱٫

 

‘ );
w.anetworkParams[ ad.id ] = ad;
d.write( ‘